نشست اخلاق و معنویّت در گام دوم انقلاب

موضوع: اخلاق و معنویّت در گام دوم انقلاب

ارائه­دهندگان: حجّت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالفضل ساجدی و حجّت الاسلام والمسلمین دکتر احمدحسین شریفی

دبیر: علمی: حجّت الاسلام دکتر حسن محیطی

مکان: سالن اجتماعات مجمع عالی حکمت اسلامی

دبیر علمی: بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد صلّی اللّه علیه و علی اهل بیته الطّیّبین الطّاهرین المعصومین المکرّمین سیّما بقیّه اللّه فی الارضین ـ روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء ـ و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین مِن الآن الی قیام یوم الدّین

سلام و عرض ادب خدمت حضّار محترم، خواهران و برادرانی که در خدمت­شان هستیم و عزیزانی که به صورت آنلاین ما را همراهی می­کنند. با تقدیر و تشکّر از مجمع عالی حکمت اسلامی که زمینۀ تشکیل این جلسه با این موضوع بسیار مهمّ را فراهم کردند. سلام و عرض ادب خدمت کارشناسان محترم و استاد معظّم حجّت الاسلام والمسلمین دکتر احمدحسین شریفی و دکتر ساجدی که در خدمت­شان خواهیم بود. نشست علمی امروز را با عنوان «اخلاق و معنویّت در گام دوم انقلاب اسلامی» آغاز می­کنیم.

محورهای گفت­و­گو

  1. جایگاه اخلاق و معنویّت در بیانیّۀ گام دوم انقلاب اسلامی
  2. مؤلّفه‌ها و شاخص‌های اخلاق و معنویّت
  3. راه‌های تحقّق اخلاق و معنویّت در گام دوم انقلاب اسلامی
  4. آسیب‌ها و موانع موجود بر سر راه تحقّق اهداف اخلاقی گام دوم انقلاب اسلامی
  5. نقش حوزه، دانشگاه، نخبگان و حکومت در اخلاق‌گستری در جامعۀ اسلامی
  6. نقش ارتقاء اخلاق و معنویّت در تحقّق تمدّن نوین اسلامی

پیش از پرداختن به محور نخست، اجازه بدهید در مورد بیانیّۀ گام دوم انقلاب سخن کوتاهی داشته باشیم. همان­طور که مستحضرید رهبر معظّم انقلاب در ۲۲ بهمن­ماه ۱۳۹۷ و در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی این بیانیّه را منتشر فرمودند. محور اخلاق و معنویّت به عنوان یکی از مهم­ترین محورهای این بیانیّه خود را نشان می­دهد و در واقع می­توان آن را روح حاکم بر این بیانیّه دانست.

مقام معظّم رهبری در این بیانیّه پس از اشاره به ۷ دستاورد مهمّ انقلاب اسلامی، محور دوم از ۷ توصیه به جوانان را به اخلاق و معنویّت اختصاص داده­اند. به منظور آماده شدن فضا برای استفادۀ بیشتر از نظرات اساتید معظّم، متن این بخش از توصیه را خدمت شما قرائت می­کنم:

معنویّت به معنی برجسته کردن ارزش­های معنوی از قبیل اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است و اخلاق به معنی رعایت فضیلت­هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتماد به نفس و دیگر خلقیّات نیکوست. معنویّت و اخلاق جهت­دهندۀ همۀ حرکت­ها و فعّالیّت­های فردی و اجتماعی، و نیاز اصلی جامعه است. بودن آنها محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی بهشت می­سازد، و نبودن آن حتّی با برخورداری مادّی حهنّم می­آفریند. شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هر چه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می­آورد. این بی­گمان محتاج جهاد و تلاش است، و این تلاش و جهاد بدون همراهی حکومت­ها توفیق چندانی نخواهد یافت.

اخلاق و معنویّت البتّه با دستور و فرمان به دست نمی­آید، پس حکومت­ها نمی­توانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند. امّا اولاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند و ثانیاً زمینه را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی در این باره میدان دهند و کمک برسانند. با کانون­های ضدّ معنویّت و اخلاق به شیوۀ معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنّمی­ها مردم را با زور و فریب جهنّمی کنند.

ابزارهای رسانه­ای پیشرفته و فراگیر امکان بسیار خطرناکی در اختیار کانون­های ضدّ معنویّت و ضدّ اخلاق نهاده است و هم­اکنون تهاجم روزافزون دشمنان به دل­های پاک جوانان و نوجوانان و حتّی نونهالان با بهره­گیری از این ابزارها را به چشم خود می­بینیم. دستگاه­های مسئول حکومتی در این باره وظایفی سنگین بر عهده دارند که باید هوشمندانه و کاملاً مسئولانه صورت گیرد، و این البتّه به معنی رفع مسئولیّت از اشخاص و نهادهای غیرحکومتی نیست. در دورۀ پیش رو باید در این باره برنامه­های کوتاه­مدّت و میان­مدّت جامعی تنظیم و اجرا شود. إن شاء الله تبارک و تعالی

با این مقدّمه محور نخست نشست علمی «اخلاق و معنویّت در گام دوم انقلاب اسلامی» را آغاز می­کنیم و از محضر  جناب دکتر شریفی در زمینه نخستین محور یعنی جایگاه اخلاق و معنویت در بیانیه گام دوم انقلاب استفاده می­کنیم.

جایگاه اخلاق و معنویّت در بیانیّۀ گام دوم انقلاب اسلامی

دکتر شریفی: بسم الله الرّحمن الرّحیم و به نستعین

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت سروران عزیز، برادران و خواهران ارجمند. خدای بزرگ را سپاسگزارم که توفیق عطا فرموده که در محضر علمی شما حضور داشته باشم. امیدوارم خداوند این توفیق را افزون کند و جلسۀ پربرکتی را نصیب همۀ ما بگرداند.

همچنانکه دوست عزیزمان جناب آقای دکتر محیطی فرمودند و بخشی از بیانیه را قرائت کردند، آنچه که مسلّم و مشهود است این است که در ۷ توصیۀ اساسی و بنیادین رهبر معظّم انقلاب برای چهل سال دوم انقلاب دومین توصیه و یکی از مهم­ترین آنها با عنوان اخلاق و معنویّت عنوان­گذاری شده است. اگر نیک بنگریم و بیانیه را به­درستی مطالعه کنیم مشاهده خواهیم کرد که در حقیقت روح حاکم بر ۶ توصیه دیگر نیز و اساساً روح حاکم بر تلقّی و تفسیر مقام معظّم رهبری از شکل­گیری انقلاب اسلامی، ماندگاری و امتداد آن مسئلۀ اخلاق و معنویّت است.

علم و پژوهش یکی از مقولات اخلاقی است؛ اخلاق علم و اخلاق پژوهش یکی از محورهای مهمّ حوزۀ اخلاق است. ایشان می­فرمایند تأکید ما بر علم و پژوهش نه بر شیوۀ غربی است، بلکه ما به دنبال علم و پژوهش انسانی، اخلاق­محور و معنویّت­محور هستیم. اقتصاد اسلامی نیز یک اقتصاد انسانی، ارزشی و اخلاق­محور است. عدالت و مبارزه با فساد درست است که در عرض اخلاق و معنویّت قرار دارد، ولی عدالت بنیان اخلاق است. مبارزه با انواع فساد نظیر فساد فردی، فساد اجتماعی، فساد سیاسی، فساد فرهنگی و … از مظاهر و شئون اصلی اخلاق است. عزّت ملّی، عزّت­مند و خوداتّکایی از محورهای اصلی اخلاق اسلامی است. سبک زندگی نیز مقوله­ای است که مقام معظّم رهبری در یکی از سخنرانی­های­شان در سال ۹۲ می­فرمایند منظور من از سبک زندگی همان اخلاق است.

بنابراین نگاه واقع­بینانه و جامع به اخلاق اسلامی نشان می­دهد که همۀ شئون انسانی، فردی و اجتماعی باید تحت سیطرۀ اخلاق و حاکمیّت ارزش­ها باشد. به همین دلیل می­توان گفت روح حاکم بر ۷ توصیۀ بیانیّۀ گام دوم انقلاب اخلاق و معنویّت است، و این مسئولیّت سنگینی را بر دوش اخلاق­پژوهان و معنوییان قرار می­دهد.

در این بیانیّه نگاه مقام معظّم رهبری به اخلاق و معنویّت یک نگاه جهانی است که از همان ابتدای بیانیّه خود را نشان می­دهد. اگر این بیانیّه را با عینک اخلاق و معنویّت مطالعه کنیم می­بینیم که در حقیقت تماماً یک بیانیّۀ اخلاق و معنوی است:

اخلاق و معنویّت در سطح و گسترۀ جهانی را باید دنبال کنیم.

از همان ابتدای بیانیّه تأکید می­کنند:

گام دوم یک فرآیند بزرگ و جهانی چهل سالۀ دوم انقلاب است.

به همین دلیل اخلاق و معنویّت نیز باید در این گستره بررسی و فهم شود.

در ضمن این بیانیّه و در تصویر و ترسیم گذشتۀ انقلاب می­فرمایند ویژگی اصلی انقلاب اسلامی این است که آغازگر یک عصر معنوی در بشریّت است. آغازگر دنیای جدیدی است که در آن رابطۀ دین و دنیا، معنویّت و دنیا، اخلاق و دنیا یک رابطۀ مستحکم است. انقلاب اسلامی نگاه جدیدی به حوزۀ اخلاق و معنویّت را برای بشریّت به ارمغان آورده است. معنویّت اسلامی و انقلابی معنویّتی عقلانی، انسانی، فطری و توأم با عقلانیّت است؛ معنویّتی که مدّعی مدیریّت جامعه است، معنویّت و عرفان مدّعی اقتصاد و اقتدار و پیشرفت نه معنویّت و عرفان منزوی و گوشه­نشین. اخلاق اسلامی و انقلابی یک اخلاق فردی محض خانگی نیست بلکه یک اخلاق در گسترۀ جهانی و یک اخلاق عقلانی و اداره­کننده و حاکم بر اقتصاد و روابط اجتماعی است.

ایشان می­فرماید معنویّت و اخلاق و ایمان ملّت و امام امّت بود که انقلاب ما را از گردنه­های بسیار سهمگینی که بر سر راه آن وجود داشت عبور داد و از دشمنی­ها به سلامت رهانید. انقلاب اسلامی اساساً دوگانۀ جدیدی را در دنیا مطرح کرد: دوگانۀ اسلام و استکبار؛ دوگانه­ای که در یک­سوی آن دین، معنویّت و اخلاق قرار دارد و در سوی دیگر جهان جدید و استکبار. ایمان ملّت و معنویّت امام بود که ما را در برابر این­همه شقاوت، توطئه و خباثت سربلند گرداند. انقلاب اسلامی نگاه جدیدی به اخلاق و معنویّت مطرح کرد و اخلاق مقاومت و معنویّت استکبارستیزانه را در جامعه شکل داد.

مقام معظّم رهبری در ضمن بیانیّه می­فرمایند امور ضدّ اخلاقی و ضدّ معنوی ـ به تعبیر خودشان فساد اخلاقی ـ یک تودۀ چرکین برای ملّت­ها و کشورها است که اگر درمان نشود و در بدنۀ حکومت و ملّت بروز و ظهور بیشتری پیدا کند کشور را از بین می­برد و ملّت را مضمحل می­کند. فساد اخلاقی اساساً به منزلۀ یک زلزلۀ ویران­گر و ضربه­زننده به مشروعیّت حکومت است. به همین دلیل است که ایشان در این بیانیّه یک فرمان جهاد صادر می­کنند. به نظر من این بیانیّه به یک معنا فرمان جهاد است زیرا ایشان در این بیانیّه ۲۰ بار تعبیر جهاد را با ترکیب­های جدید به کار گرفته­اند و در امور مختلف دستور جهاد داده­اند: جهاد مبارزه با یأس و ناامیدی، جهاد علم و پژوهش، جهاد سبک زندگی، جهاد مبارزه با سبک زندگی غربی، جهاد ترویج اخلاق و معنویّت و …. بنابراین این بیانیّه حجّت را بر همۀ انقلابیان و مسلمانان تمام می­کند.

مقام معظّم رهبری در همین بند ناظر به اخلاق و معنویّت دربارۀ اهمیّت اخلاق و معنویّت در زندگی فردی و اجتماعی می­فرمایند معنویّت و اخلاق جهت­دهندۀ همۀ حرکت­ها و فعّالیّت­های فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است. حضور معنویّت و اخلاق حتّی با کمبودهای مادّی محیط زندگی را بهشت می­کند و عدم حضور آنها حتّی با برخورداری­های مادّی جهنّم می­آفریند.

این یک حقیقت تجربه­شده است. در همین کشور خودمان بیشترین اختلافات و درگیری­های خانوادگی، بیشترین آمار اضمحلال و فروپاشی خانواده و طلاق­های عاطفی و واقعی مربوط به سرمایه­داران است. آمار طلاق در شمال تهران چند برابر سایر نقاط کشور است. طبق آمار رسمی کشور حدود ۵۴ درصد ازدواج این افراد به طلاق کشیده می­شود. این حاکی از آن است که فقدان اخلاق و معنویّت اسلامی در جامعه به رغم برخورداری مادّی جهنّم می­آفریند.

به تعبیر مقام معظّم رهبری معنویّت و اخلاق برکت­آفرین است. ایشان می­فرماید شعور معنوی و وجدان اخلاقی به هر میزان رشد کند برکات بیشتری را در جامعه به بار می­آورد.

ایشان تذکّر می­دهند که به رغم همۀ مشکلات، غفلت­ها، بی­برنامگی­ها و ندانم­کاری­هایی که مسئولان، نخبگان و خبرگان ما در حوزۀ اخلاق­گستری و معنویّت­گستری در جامعه داشته اند و به یک معنا می­توان گفت اساساً برنامۀ منسجمی برای توسعه و تکثیر اخلاق و معنویّت در جامعه وجود نداشته است و ندارد، و علی­رغم اعتراضات و نقدهایی که به عملکرد مسئولان در زندگی فردی و اجتماعی­شان ـ به عنوان مدیران و تصمیم­سازان جامعه ـ وارد است، انقلاب اسلامی در یک برآیند کلّی در حوزۀ اخلاق­گستری و معنویّت­گستری موفّق بوده است و در این عرصه کارنامۀ تقریباً کارآمدی دارد.

اگر هجمۀ عظیم دشمنان و هزاران شبکۀ ماهواره­ای که شبانه­روز علیه اخلاق و معنویّت فرد و جامعۀ ما فعّالیّت می­کنند را ببینیم و بی­برنامگی­ها و عدم کفایت مدیران کشور را هم به آن اضافه کنیم، باز هم می­بینیم که موفّق بوده­ایم و اخلاق و معنویّت کارنامۀ کارآمدی در جامعۀ ما داشته است. طراز معنوی جامعۀ ما با قبل از انقلاب و اساساً با هیچ جای دنیا قابل مقایسه نیست.

به همین دلیل مقام معظّم رهبری در بیان کارنامه و کارآمدی نظام می­فرمایند دقّت کنید این آمادگی شعف­آوری که برای جهاد در راه خدا در بین جوانان وجود دارد و والدین با رضایت تمام و با طیب خاطر فرزندان­شان را برای جهاد فیزیکی در راه خدا و در برابر دشمنان ـ حتّی در سوریه و عراق به عنوان مدافع حرم ـ آماده می­کنند، اصلاً امور کم­اهمیّتی نیستند و نباید به سادگی از کنار آنها گذشت. در اعتکاف­های سالانۀ ماه رجب صدها هزار جوان و نوجوان کشور مشتاقانه ثبت نام می­کنند، به طوری که فضا و امکانات ظرفیّت پاسخ­گویی به همۀ نیازها را ندارد و باید با قرعه­کشی تعدادی را انتخاب کرد. این نقطۀ قوّت معنویّت کشور ما به ویژه در میان قشر جوان و نوجوان است. رونق بی­سابقۀ فضاهای دینی را نباید نادیده گرفت. وضعیّت کشور در این زمینه در قبل و بعد از انقلاب اصلاً قابل مقایسه با هم نیستند.

حضرت آیت الله مصباح می­فرمودند در یک دهه قبل از انقلاب فقط شب­های چهارشنبه یک ماشین چند ساعت کنار پل آهنچی می­ایستاد تا ۴-۵ نفر پیدا شوند که به جمکران بروند. امّا الان گرایش مردم به این مکان­ها به طرز اعجاب انگیزی افزایش یافته است. البتّه از این فضاها باید استفادۀ بهینه شود و مدیریّت کنونی فرهنگی، اخلاقی و معنوی این فضاها را تأیید نمی­کنم. این را فقط به عنوان نمونه­ای برای اقبال مردم به اماکن مقدّس و متبرّک عرض کردم.

هزاران پزشکی که حاضرند به اردوهای جهادی بروند و مردم را در مناطق محروم به صورت رایگان معاینه کنند نیز از نقاط قوّتی است که انقلاب اسلامی پدید آورده است. پیاده­روی­هایی که به منظور زیارت صورت می­گیرد نیز از نقاط قوّت کارنامۀ جمهوری اسلامی در حوزۀ معنویّت و اخلاق حکایت می­کند.

این وضعیّت را با تحلیل مستشرقان و برخی از نویسندگان روشنفکر داخلی در مورد اخلاقیّات ملّت ایران قبل از انقلاب مقایسه کنید. یک نمونۀ آن کتاب خلقیّات ما ایرانیان از محمّدعلی جمال­زاده یکی از مشهورترین کتاب­هایی است که در دهۀ ۳۰  در مورد اخلاقیّات اجتماعی ایرانیان نوشته شد. این کتاب یک فصل بسیار کم­رمق و کم­رونق در مورد ویژگی­های مثبت ایرانیان دارد امّا روح کلّی کتاب این است که ایرانیان مجسّمۀ همۀ رذایل و پلشتی­های اخلاقی دنیا هستند و هیچ نقطۀ مثبتی در زندگی آنها وجود ندارد. این در حالی است که امروز بدون هیچ شکّ و شبهه­ای می­بینیم ایرانیان در عرصۀ اخلاق مقاومت، اخلاق عزّت، اخلاق سیاسی، اخلاق اجتماعی، اخلاق خدمت­رسانی به ملّت، نیازمندان و آسیب­دیدگان سرآمد همگان و بی­نظیر هستند.

اینها همه نقاط قوّتی است که به برکت جمهوری اسلامی پدید آمده است امّا قطره­ای از دریای اخلاق و معنویّت است و ما موظّف هستیم که در گام دوم انقلاب در این عرصه فعّالیّت جهادی انجام دهیم.

دبیر علمی: بسیار متشکّرم. ایشان اخلاق اسلامی را با یک نگاه کلان مدّ نظر قرار دادند و فرمودند اگر کلّ بیانیّه را با این نگاه در نظر بگیریم در واقع می­توانیم آن را یک بیانیّۀ اخلاقی و معنوی به حساب آوریم. اخلاق و معنویّت نه تنها بخشی از بیانیّۀ گام دوم و بخشی از مسیری است که در ۴۰ سال دوم انقلاب باید پیش رو داشته باشیم، بلکه روح کلّی بیانیّه است. در واقع هر ۷ توصیۀ مقام معظم رهبری به جوانان ـ توصیه به علم و پژوهش، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و سبک زندگی ـ را می­توان در قالب اخلاق و معنویّت مورد بررسی قرار داد. اخلاق و معنویّت بر تک­تک این توصیه­ها سایه انداخته و حکم­فرما است. البتّه این امر مسئولیّت اخلاق­پژوهان را در پرداختن به اخلاق و معنویّت سنگین­تر می­کند.

اخلاق و معنویّت مطرح در گام دوم یک اخلاق جهانی است. اخلاق مبتنی بر عقلانیّت و فطرت و اخلاقی که مدّعی مدیریّت جامعه، اقتصاد و به طور کلّی مدیریّت برای پیشرفت جامعۀ اسلامی است. این اخلاق و معنویّت جهت­دهنده به تمامی فعّالیّت­های انسانی در مسیر گام دوم انقلاب است و بنابراین فعّال و پویا است نه منفعل و گوشه­نشین؛ با گوشه­نشینی کار انقلاب به پیش نخواهد رفت.

اخلاق و معنویّت در گام دوم با جهاد، تلاش و مقاومت در برابر استکبار همراه است و حوزۀ اخلاق اجتماعی روی دیگر آن محسوب می­شود. این مطلب را از تکرار تعبیر «جهاد» در این بیانیّه دریافت.

در پایان، به مقایسۀ اجمالی اخلاق اجتماعی در ایران پیش و پس از انقلاب اسلامی پرداختند و با ذکر مواردی پیشرفت اخلاقی و معنوی انقلاب اسلامی را نشان دادند.

در ادامۀ نشست از محضر جناب حجّت الاسلام و المسلمین دکتر ساجدی در تبیین جایگاه اخلاق و معنویت در گام دوم انقلاب بهره­مند خواهیم شد.

دکتر ساجدی: سلام علکیم جمیعاً و رحمه الله. بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله ربّ العالمین وصلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمّد وآله الطّاهرین.

إن شاء الله خداوند همۀ ما را قدردان نعمت­های خود قرار دهد و ما را از صواب این جلسه بهره­مند کند به برکت صلوات بر محمّد و آل محمّد.

برای پیشرفت بحث و پرداختن به محورهای بعدی، در این محور خیلی صحبت نمی­کنم. بحمد الله جناب دکتر شریفی بیان بسیار خوب و مبسوطی داشتند. فکر می­کنم پرداختن به محورهای دیگر اولویّت بیشتری داشته باشد. در این محور فقط به یکی دو نکته اشاره می­کنم.

خدا را شاکریم که چنین رهبری به ما عطا فرموده که هم خودش عامل به اخلاق است و هم برای آیندۀ اخلاقی کشور اینچنین تأمّل و تفکّر می­کند.

اگر به این بیانیّه توجّه و عمل کنیم، دنیا تجربۀ جدیدی را در باب سیاست و پیوند آن با اخلاق و معنویّت خواهد داشت. تجربۀ دنیا تجربۀ سیاست ضدّ اخلاق و معنویّت یا ـ با نگاه خوش­بینانه ـ خنثی نسبت به اخلاق و معنویّت است؛ مگر اخلاق و معنویّتی که در خدمت سیاستی باشد که اهداف دنیوی دارد. تجربۀ ایران تجربۀ جدیدی برای دنیا خواهد بود.

پیام مقام معظّم رهبری این است که ما باید پیوند سیاست را با اخلاق و معنویّت به دنیا نشان دهیم و جامعه را در مسیر پرورش ظرفیّت­های متعالی انسان­ها حرکت دهیم؛ و این همان چیزی است که قرآن نیز از ما خواسته است. البتّه این کار بسیار دشوار است ولی باید إن شاء الله در این مسیر حرکت کنیم. امروزه یکی از ابزارهایی که به جاذبۀ انقلاب در داخل و خارج کمک می­کند این است که ما بتوانیم خودمان عامل به اخلاق باشیم و اخلاق و معنویّت را بر همۀ امور مقدّم کنیم.

دنیا نیز از همین منظر به ما نگاه می­کند. کم نیستند افرادی که فقط به خاطر شخص امام خمینی مسلمان شدند و یا به خاطر تحقّق انقلاب شیعه شدند. من در خارج از کشور با برخی از اینها برخورد و صحبت داشته­ام. آنها علّت گرایش­شان به اسلام را شخصیّت­هایی نظیر امام خمینی و مقام معظّم رهبری بیان کرده­اند. اگر اخلاق را در کشور اجرا کنیم به جاذبۀ انقلاب­مان خواهیم افزود و در سایۀ آن برکات فراوانی نصیب­مان خواهد شد. به عبارت دیگر باید دین را به سطح عمیق­تری منتهی کنیم. اشکالی که همیشه به ما می­گیرند این است که ما به ظاهر دین توجّه می­کنیم. ما باید بتوانیم ابعاد باطنی دین یعنی اخلاق و معنویّت را در جامعه ارتقا دهیم و این یکی از ثمرات و کارکردهای مهمّ آموزه­های عبادی و فردی و اجتماعی اسلام است.

بنابراین لازم است که مسئولان و کسانی که در این زمینه کار می­کنند در مورد جاری و ساری کردن اخلاق و معنویّت در جامعه و تقویت آن بیندیشند و موانع این کار را برطرف کنند. این گوهری است که هم مردم ایران نیازمندند و هم باعث می­شود جامعۀ جهانی که برای نخستین­بار سیاست همراه با دین تجربه می­کنند دین را حقیقتاً اخلاقی و معنوی تلقّی کنند.

اخلاق و معنویّت اموری هستند که همۀ انسان­ها به آن گرایش دارند. دین ممکن است مورد نزاع قرار گیرد و کسانی در آن شبهه و تشکیک ایجاد کنند ولی کسی در مورد اخلاق و معنویّت شبهه مطرح نمی­کند، فقط مصداق آن را تغییر می­دهند. هستند کسانی که به طور علنی می­گویند نیازی به دین نداریم امّا هیچ­کس نمی­گوید به اخلاق و معنویّت نیازی نداریم. دلیل آن این است که گرایش به اخلاق و معنویّت در فطرت همگان نهفته است. بنابراین اگر بتوانیم اخلاق و معنویّت را به درستی در جامعه محقّق کنیم و در ۴۰ سالۀ دوم انقلاب بتوانیم نمود و جلوه­های آن را در خارج نشان دهیم، این امر قطعاً باعث می­شود که انسانها در سراسر جهان به انقلاب ما، به اسلام و به طور خاصّ به مذهب شیعه متمایل شوند.

امیدوارم این توفیق نصیب همگان شود که در این عرصه گام بلندی بردارند.

دبیر علمی: بسیار متشکّرم. جناب دکتر ساجدی با اشاره به مقولۀ رابطۀ اخلاق و سیاست فرمودند سیاست در تجربۀ جدید انقلاب اسلامی آمیخته با اخلاق و معنویّت بود. آمیختگی اخلاق و سیاست است که برای انقلاب ما جاذبه ایجاد می­کند و بسیاری از افراد که گرایش انقلابی ندارند را به سمت انقلاب اسلامی می­کشاند. بنابراین می­توان عمل اخلاقی را دست­کم به عنوان یکی از دلایل جاذبه و رویش­های موجود در انقلاب­مان دانست.

با چه شاخصه و معیاری می­توانیم وضع کنونی کشور را با گذشته مقایسه کنیم و بگوییم که در چهل سالۀ اول انقلاب در این عرصه موفّق عمل کرده­ایم و اخلاق و معنویّت ما مورد تأیید اسلام است؟ همچنین آیا می­توانیم برای انجام عمل اخلاقی در چهار حوزۀ اخلاق الهی، فردی، اجتماعی و زیست­محیطی شاخصه و مؤلّفه­ای تعیین و بر اساس آن برای آیندۀ اخلاق و معنویّت انقلاب اسلامی برنامه­ریزی کنیم؟

مؤلّفه‌ها و شاخص‌های اخلاق و معنویّت مورد انتظار در گام دوم انقلاب

دکتر شریفی: ارائۀ یک شاخص و مؤلّفه برای مقایسۀ وضعیّت کنونی با وضعیّت قبلی و ارائۀ یک الگو برای سنجش میزان موفقیّت در دوران پیش رو بسیار دشوار است. امّا نکاتی را به صورت کلّی عرض می­کنم.

تلقّی­ها، تعاریف و تفاسیر متعدّد و بسیار متفاوتی از معنویّت و  اخلاق ارائه شده است. مثلاً از واژۀ معنویّت ـ گرچه واژۀ نسبتاً جدیدی است و شاید کمتر از ۲۰۰ سال است که واژۀ spirituality در ادبیات انگلیسی رواج یافته ـ تفاسیر بسیار متنوّع و مختلفی ارائه شده و مؤلّفه­های فراوانی برای آن ذکر کرده­اند.

برخی از معنویّت­پژوهان و بهتر است بگویم برخی از مدّعیان معنویّت­پژوهی در کشور ما سه شاخصۀ عمده برای آن بر می­شمرند. از نظر آنان معنویّت عبارت است از هر چیزی که: شادی و نشاط، آرامش و امید به زندگی پدید آورد. آنان بر اساس معیارهای سنجش شادی که روان­شناسان غربی ارائه داده­اند و از جمله مؤلّفه­های آن میزان شرکت در مراسم­های رقص و … است می­گویند کشور ما جزء افسرده­ترین و ناشادترین کشورها است و بنابراین در حوزۀ معنویّت موفّق عمل نکرده­ایم. حال آنکه از نظر آنان کشورهای حوزۀ اسکاندیناوی در حوزۀ معنویّت بسیار موفّق­تر عمل کرده­اند زیرا روسپی­خانه­ها بدون هیچ محدودیّتی فعّالیّت می­کنند، شراب به آسانی در دسترس افراد است و ….

درست است که در کشور ما خودکشی و افسردگی به اندازۀ برخی از این کشورها نیست، امّا از نظر اینان آمار بالای خودکشی، افسردگی و اضطراب در این جوامع از میزان معنویّت آنها نمی­کاهد.! البتّه از نظر برخی از مسئولان آمار افسردگی در کشور ما هم بالا است. یکی از وزرای وقت این­طور تشخیص داد که روضه­ها و مراسم­های عزاداری باعث رواج افسردگی در کشور شده است و علما باید در این مورد چاره­ای بیندیشند. این در حالی است که نتایج حاصل از تحقیقات میدانی نشان می­دهد که افسردگی، اضطراب، دلهره و خودکشی در میان بچّه­های هیئتی ـ که هر هفته در مراسم عزاداری شرکت می­کنند ـ مایل به صفر است، در حالی که این آمار در میان افرادی که به ماهواره و تفکرات لیبرالیستی و مادی گرایانه غربی گرایش دارند بالا است. بیشترین آمار خودکشی در دنیا مربوط به سوئد است و بیشترین میزان مصرف داروهای اعصاب و روان نیز در آمریکا است.

به هر حال اگر معنویّت را این­گونه تعریف کنیم، طبیعتاً کشور ما معنوی نخواهد بود و ما بعد از انقلاب کارنامۀ موفّقی در این عرصه نداشته­ایم. قبل از انقلاب مراکز شراب­فروشی، رقص و … بوده و آن­موقع شادتر (معنوی­تر) بودیم.

امّا مقام معظّم رهبری در این بیانیّه بسیار هوشمندانه و دقیق ـ و بدون هیچ اشاره­ای به تلقّی­ها و تعاریف مختلف موجود از معنویّت ـ بر اساس مؤلّفه­ها و مشخّصه­های معنویّت اصیل و اسلامی یک تعریف کاربردی و عملیّاتی از آن ارائه می­دهند:

معنویّت به معنای برجسته کردن ارزش­های معنوی از قبیل اخلاص، ایثار، توکّل و ایمان در خود و در جامعه است.

معنویّتی که مطالبه می­کنیم و برای آن دستور جهاد صادر می­کنیم به معنای گسترش اخلاص، ایثار، توکّل و ایمان هم در خود و هم در جامعه است. اگر با این شاخص بسنجیم کارنامۀ تقریباً موفّقی داریم.

از اخلاق نیز تلقّی­های بسیار مختلف و متنوّعی وجود دارد. ده­ها مکتب اخلاقی هر کدام اخلاق، ارزش­ها و آرمان­های اخلاقی را به گونه­ایی تفسیر و تعبیر کرده است. باز هم مقام معظّم رهبری بسیار هوشمندانه یک تعریف و تفسیر مصداقی و عملیّاتی از اخلاق ارائه می­دهند:

اخلاق به معنای رعایت فضیلت­هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتماد به نفس و دیگر خلقیّات نیکوست.

اخلاق به معنای گردن کج­کردن، ذکر گفتن، آرام رفتن و هیچ دخالتی در امور نداشتن نیست. منظور مقام معظّم رهبری از اخلاق, خیرخواهی، شجاعت، اعتماد به نفس و … است.

بر اساس این بیانیّه، یکی از شاخصه­هایی که برای اخلاق و معنویّت می­توان ذکر کرد این است که اخلاق و معنویّت اسلامی یک امر فطری، جهانی و جاودانه است. ایشان می­فرماید راز ماندگاری انقلاب، تداوم انقلاب اسلامی در ۴۰ سال گذشته، توسعۀ انقلاب اسلامی و گسترش مرزهای معنوی انقلاب ما در کشورها و ملّت­های دیگر شعارهای همیشه زنده و مطابق با فطرت آن است. این شعارها شعارهای اخلاقی هستند: آزادی، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت و برادری.

این یکی از بهترین علائمی است که نشان می­دهد آیا ما در این عرصه موفّق و کارآمد بودیم یا نه. می­توان گفت یک قطره از دریای اخلاق و معنویت اسلامی در کشور ما باریده است و دنیا از برکت آن استفاده می­کند. اینکه روز به روز بر قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی و توسعۀ انقلاب اسلامی در دنیا افزوده می­شود و مخالفت­ها از ناحیۀ مستکبران و ظالمان نیز روز به روز افزایش پیدا می­کند، دلیل­اش همین پیام­ها است. این پیام­ها مطابق با فطرت همۀ انسان­ها، کهنه­ناشونده، دائمی و ابدی هستند.

دبیر علمی: بسیار متشکّرم. بنابراین به نظر جنابعالی بر اساس اینکه چه تعریفی از اخلاق و معنویّت داشته باشیم می­توانیم تعیین کنیم که در گام اول انقلاب در این عرصه موفّق بوده­ایم یا نه و در گام دوم چه مسیری را باید طیّ کنیم.

اگر مراد از اخلاق و معنویّت همان چیزی باشد که بخشی از جهان غرب آن را دنبال می­کند و بسیاری از تعاریف فعلی ما نیز مبتنی بر آن است، سه شاخصه و مؤلّفه دارد. معنویّت هر چیزی است که شادی و نشاط، آرامش و امید به زندگی را به بار آورد. با در نظر گرفتن این سه مؤلّفه و تفسیر شادی به شادی­های مادّی، لذّت­گرایانه و شهوانی باید گفت که ما موفّق نبوده­ایم.

امّا مقام معظّم رهبری در بیانیّۀ گام دوم انقلاب تعریف دیگری از اخلاق و معنویّت ارائه می­دهند. از نظر ایشان معنویّت به معنای برجسته کردن ارزش­های معنوی از قبیل اخلاص، ایثار، توکّل و ایمان در خود و در جامعه است. اخلاق نیز به معنای رعایت فضیلت­هایی نظیر خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع و اعتماد به نفس و دیگر خلقیّات نیکوست. اگر این مؤلّفه­ها را ملاک ارزیابی قرار دهیم می­توانیم نتیجه بگیریم که در این عرصه موفّق بوده­ایم.

شاخصه­ها و ملاک­های مطرح در بیانیّۀ گام دوم نشان می­دهد که اخلاق و معنویّت مورد انتظار در گام دوم، مبتنی بر فطرت انسانی است و این اخلاق و معنویّت است که می­تواند جهانی و جاودانه باشد.

در ادامه بحث در همین زمینه از جناب آقای دکتر ساجدی استفاده می­کنیم.

دکتر ساجدی:

بسم الله الرّحمن الرّحیم اگر بخواهیم میان اخلاق و معنویّت مرزی تعیین کنیم، در حقیقت باید معنویّت را غایت اخلاق بدانیم. در نگاه اسلامی اخلاق به روابط چندگانه می­پردازد؛ رابطۀ انسان با: خود، خدا، دیگران (شامل انسان­ها، موجودات زنده و محیط زیست). اخلاق تنظیم­کنندۀ رابطۀ مناسب انسان است با هر یک از این چند محور: خود، خدا، دیگر انسان­ها، دیگر موجودات غیرانسانی و دیگر موجودات غیرذی­شعور.

معنویّت ناظر به ارتباط انسان با خداوند است. اخلاق و معنویّت اسلامی در طول هم هستند زیرا در اسلام رابطۀ انسان با سایر موجودات در طول رابطۀ او با خدا قرار دارد نه در عرض این رابطه. اندیشمندان غربی در مباحث اخلاقی عمدتاً به روابط انسان با دیگران می­پردازند و رابطۀ انسان با خدا را در معنویّت مورد بحث قرار می­دهند. به یک معنا معنویّت به رابطۀ انسان با خدا محدود می­شود[۱] ولی رابطۀ انسان با دیگران را اخلاق تلقّی می­کنند. امّا از آنجا که در اسلام این دو در طول هم هستند نه در عرض هم، اخلاق غایت معنویّت است. به این معنا که هر کاری در رابطه با خود و دیگران انجام دهیم ـ هر چند در جهت اصلاح این رابطه باشد ـ به نیّت قرب الهی است و به همین جهت است که هم­زمان با رشد اخلاقی رشد معنوی نیز حاصل می­شود.

بر همین اساس شاخص در اخلاق فضایل انسانی و میزان بهبود روابط فردی و اجتماعی است، یعنی اینکه رابطۀ ما با دیگران تا چه اندازه پذیرفته شده است، چقدر در مسیر فضایل اخلاقی فردی و اجتماعی حرکت می­کنیم و چقدر از این مسیر فاصله می­گیریم؛ چقدر خودخواه و چقدر ایثارگرا هستیم، در روابط­مان چقدر به مسائل مادّی اهمیّت می­دهیم و چقدر به مسائل اخلاقی و انسانی اهمیّت می­دهیم.

شاخص در معنویّت نوع ارتباط و توجّه انسان به خداوند است. به اعتقاد ما اگر این رابطه حاصل شود شادی، آرامش و امید نیز به نحو اعلی حاصل می­شود. معنویّت از «معنا» گرفته شده و «معنا» به معنی باطن است. در رابطه میان لفظ و معنا نیز «معنا» اشاره دارد به چیزی که در باطن لفظ است نه ظاهر آن. در انسان نیز معنا باطن او است. spirituality نیز از spirit به معنای روح گرفته شده و روح نیز به معنای امر باطنی انسان است.

بنابراین توجه به معنا و معنویّت یعنی توجّه به باطن انسان؛ و البتّه باید دید که باطن انسان چیست. برای رسیدن به معنویّت باید باطن­شناس باشیم. ما معتقدیم که هم انسان و هم جهان ظاهر و باطن دارند؛ عالم فیزیک ظاهر جهان است و عالم متافیزیک باطن آن، دنیا ظاهر است و آخرت باطن، عالم ملک ظاهر است و عالم ملکوت باطن. بین ظواهر و بواطن نیز ارتباط وجود دارد؛ ظاهر انسان با ظاهر جهان در ارتباط است و باطن او نیز با باطن جهان.

شاخض معنویّت را می­توان میزان توجّه به باطن و حرکت استکمالی باطنی نفس دانست. زیرا انسان یک موجود در حال تغییر است و این تغییر باید جهتی داشته باشد. تعیین کننده ی این جهت،  همان موجود برتر  یا کامل­ترین موجود است. شاخص معنویّت میزان مهم شدن و محبوب شدن خدا برای این شخص است اگر خدا برای او اهم امور و احب امور شود او به  شاخص اوج معنویّت دست یافته است.

نفس انسان دارای سه بعد بینشی، گرایشی و رفتاری است. برای تحقق شاخص رشد معنوی،‌ در بعد بینشی، باید برترین و مهمّ­ترین موجود برای انسان خداوند باشد بنابراین اگر بخواهیم بدانیم که آیا معنویّت در ما محقّق است یا نه باید ببینیم که آیا خداوند برای ما برترین موجود است یا نه. «الله اکبر» یعنی خدا برترین موجود است. در بعد گرایشی نیز باید خدا برای او حقیقتاً محبوب­ترین موجود باشد و نتیجه این دو بینش و گرایش در بهبود رفتاری او یعنی در اخلاق ظاهر شود.  بنابراین شاخص در اخلاق عبارت است از بهبود روابط انسان با خود و دیگران بر اساس فضایل اخلاقی و فاصله گرفتن از رذایل و شاخص در معنویّت هدایت بینش و گرایش انسان است به سمت اکبر (اهمّ) و احبّ (محبوب­تر) شدن خداوند. اگر بخواهیم تعیین کنیم که آیا در این مسیر حرکت می­کنیم یا نه باید ببینیم که خدا برای ما چه جایگاهی دارد؛ غیر مهم ،، مهمّ یا اهمّ؟ در بعد گرایشی ایا خدا منفور ماست یا خنثی، ، محبوب یا احبّ؟

بر اساس همین شاخص می­توان علائم رفتاری را نیز تعیین کرد تا بر اساس آن نشان دهیم که آیا در زندگی روزمرّه معنوی هستیم یا نه و چه مقدار در مسیر معنویّت قرار داریم. در سایۀ این معنویّت است که سه مؤلّفۀ شادی و نشاط، آرامش و امید به زندگی به نحو پایدار و در سطحی مطلوب هم در دنیا و هم در آخرت حاصل می­شوند.

به همین خاطر از نظر اسلام اخلاق و معنویّت با هم رابطه دارند و روح معنویّت در رفتارهای اخلاقی انسان مسلمان دمیده شده است. از آنجا که معنویّت در طول اخلاق است در همۀ رفتارهای اخلاقی انسان مسلمان روح معنویّت دمیده شده است؛ یعنی انسان در عین حال که رفتار اخلاقی انجام می­دهد رفتار معنوی نیز انجام می­دهد و نفس او به قرب خداوند می­رسد.

جامعه نیز در صورتی یک جامعۀ معنوی خواهد بود که در میان خانواده­ها، مسئولان و مدارس، مدار اهمّ و احبّ خداوند باشد. اگر محصول حضور در خانواده، مهمانی و مدرسه چیزی جز این باشد از معنویّت اسلامی فاصله گرفته­ایم. اگر کشور ما یک کشور اسلامی است باید خداوند برای عموم مردم اهمّ امور باشد و هر مقدار که این اهمّ محقّق شود ما در شاخص معنویّت اسلامی موفّق­تر خواهیم بود. در بعد گرایشی نیز علایق مردم باید علایق الهی باشد.

شهدا و کسانی که در طول این ۴۰ سال توانسته­اند این انقلاب را از آسیب­ها حفظ کنند، و در رأس همۀ آنان مقام معظّم رهبری در مسیر این شاخص حرکت می­کنند و خداوند برای آنها اهمّ، اکبر و احبّ است.

البتّه بنای این جلسه بر این نیست که بر اساس معیارهایی تعیین کنیم که در ۴۰ سال اول انقلاب رشد معنویّت در جامعه تا چه حدّی بوده و در ۴۰ سال دوم باید به کجا برسیم، در حال حاضر بحث ما بر سر تعیین شاخص­های کلّی است. به نظرم شاخص­های کلّی همین است و از روح بیانات مقام معظّم رهبری نیز همین مطلب به دست می­آید که معنویّت را در برجسته کردن اخلاص، توکّل و ایمان می­دانند. این سه امر نوع رابطۀ خاصّ انسان با خدا را تعیین می­کند. در اخلاق نیز سراغ مؤلّفه­هایی نظیر کمک به نیازمندان، راستگویی، شجاعت، تواضع و اعتماد به نفس می­روند که عمدتاً در نوع تعامل با دیگران آشکار می­شوند.

اینها در تضادّ با هم نیستند بلکه هر دو نیازمند و مکمّل یکدیگر هستند و یکی غایت و پشتوانۀ دیگری است. مصادیقی که جناب آقای دکتر شریفی ذکر کردند حاکی از آن است که روح معنویّت در جامعۀ ما رو به افزایش بوده است و تحقیقات میدانی صورت گرفته در این زمینه نیز مؤیّد این مطلب است. امّا آنچه مهمّ است این است که نهادهای مختلف کشور اعمّ از سیاستمداران و مردم همه به سمت این شاخص حرکت کنند. لازم است بررسی کنیم که چه اندازه از این شاخص فاصله گرفته­ایم و چه عواملی سبب­ساز این امر شده است.

البتّه حرکت در مسیر این شاخص کار بسیار دشواری است. فرض کنیم خانواده­ای دو کودک دارد که برای تربیت آنها به یکی آزادی کامل می­دهد و برای دیگر محدودیّت قائل می­شود و برای او برنامه­ریزی می­کند تا دانشمند شود. معلوم است که تربیت بچّۀ دوم دشوارتر است؛ گرچه در آینده برکت زیادی نصیب او می­شود ولی فعلاً تربیت او سخت­تر است. به خصوص اگر این کودک در میان خانوادۀ شلوغی باشد که همۀ افراد آن خانواده آزاد هستند و قرار باشد که فقط آن کودک با محدودیّت در مسیر رشد علمی حرکت کند. همۀ اعضای خانواده مشغول تماشای فوتبال هستند و این کودک در همان اتاق پر سر­و­صدا می­خواهد مطالعه کند. البتّه همۀ اعضای آن خانواده اعتراف می­کنند که درس خواندن بهتر است امّا هیچکدام حاضر به اجرای آن برنامۀ درسی نیستند.

این مثال را از آن جهت ذکر کردم که بدانیم کارنامه­مان را باید با توجّه به اهداف آن بررسی کنیم. اهداف تربیت اخلاقی و معنوی اهداف دشواری است. البتّه علاقه به رشد اخلاقی و معنوی در فطرت انسان­ها وجود دارد امّا مثل همان کودکی است که درس را دوست دارد ولی نمی­خواند. کم نیستند کسانی که نماز اول وقت را دوست دارند ولی اهل آن نیستند، کم نیستند کسانی که به قبح و حرمت غیبت اعتراف می­کنند ولی خودشان غیبت می­کنند. بنابراین صرف دوست داشتن و تأیید و تمجید کردن کفایت نمی­کند.

اینها حاکی از آن است که حرکت در این مسیر مشکلات خاصّ خود را دارد و در ارزیابی کشور باید به این اهداف، دشواری­های آنها و اینکه با اهداف مشابه­شان به سادگی قابل مقایسه نیستند توجّه کنیم. إن شاء الله در ۴۰ سال دوم بتوانیم در این مسیر گام­های مؤثّرتری برداریم.

دبیر علمی: بسیار متشکّرم. جناب آقای دکتر ساجدی با تمسّک به نشانه­های موجود در بیانیّۀ گام دوم اخلاق و معنویّت را از یکدیگر تفکیک کردند. از منظر ایشان معنویّت به غایت اخلاق اشاره دارد و اخلاق به نوعی مقدمه معنویّت است. اگر اخلاق را در چهار حوزۀ فردی، اجتماعی، الهی و زیست­محیطی تعریف کنیم، فعّالیّت­های اخلاقی به معنویّت مورد انتظار منتهی خواهند شد. شاخص­های اخلاقی متناسب با رابطۀ انسان با هر یک از این حوزه­های چهارگانه تعیین می­شود. شاخص­های معنویّت نیز در دو بعد بینش و گرایش قابل بررسی است. فرد و جامعه­ای را می­توان معنوی دانست که از نظر بینشی توجّه بیشتری به خداوند متعال داشته باشد و گرایش­های او نیز الهی باشد.

بنا بر فرمایش جناب دکتر ساجدی این پرسش مهمّ مطرح می­شود که «اگر بخواهیم مؤلّفه­ها و شاخص­های اخلاق و معنویّت را ملاک و مدّ نظر قرار دهیم، آیا می­توانیم فقط بر اساس رفتارهای ظاهری قضاوت کنیم یا نه؟». زیرا در اخلاق اسلامی بحث نیّت نیز مطرح است و اساساً نیّت محور و ملاک کار محسوب می­شود. آیا می­توان صرف رفتارهای اجتماعی را رفتارهای اخلاقی تلقّی کرد؟ چه بسا رفتارهایی از افراد سر بزند امّا الهی یا غیرالهی بودن نیّت آنها محلّ تردید باشد. آیا در این زمینه نیز شاخص­هایی وجود دارد؟ چون نیّت یک مفهوم کیفی و باطنی است تعیین تکلیف در این زمینه بسیار کار دشواری است. اگر اساتید محترم در این زمینه نیز فرمایشی داشته باشند استفاده خواهیم کرد.

با این مقدّمه سراغ مبحث سوم می­رویم و به بررسی راه­های تحقّق اخلاق و معنویّت می­پردازیم. چگونه می­توان شاخص­های موجود در بیانیّۀ گام دوم را در جامعه اجرا کرد؟

راه‌های تحقّق اخلاق و معنویّت در گام دوم انقلاب اسلامی

دکتر شریفی: از بیانات دکتر ساجدی استفاده کردیم. ضمن اینکه من در مورد فرمایش ایشان پرسش­هایی دارم. همان­طور که اشاره کردم تفاسیر مختلفی از اخلاق و معنویّت وجود دارد. در سنّت اسلامی، گذشتگان ما اخلاق را به معنای ملکات نفسانی می­دانستند؛ یعنی هر آنچه که مربوط به درون انسان است نظیر بینش­ها و گرایش­ها. به همین دلیل در اخلاق به کنش­های انسانی نمی­پرداختند و آن را مقدّمۀ شکل­دهی به اخلاق می­دانستند. امّا طبق تلقّی­های معاصر ـ و به نظر من تلقّی­های درست از اخلاق ـ که نگاه عمیقی به اخلاق دارند یکی از مهمّ­ترین و اساسی­ترین شاخه­های اخلاق اخلاق الهی است و مهمّ­ترین مؤلّفه در اخلاق الهی عبارت است از اخلاص، ایمان، توکّل و …. یعنی کنش­ها و حالاتی که ما در رابطه با خدا داریم. بنابراین اگر به تعاریف دقّت نکنیم ممکن است بگوییم اخلاق فقط بعد اجتماعی را شامل می­شود و بعد فردی را معنویّت یا غایت اخلاق بنامیم.

به هر حال، به نظرم این مسئله جای بحث دارد و من در اینجا فقط می­خواستم پرسش را مطرح کنم. باید دقیقاً مشخّص کنیم که طبق چه تعریفی از اخلاق و معنویّت سخن می­گوییم و ارتباط این دو به چه صورت است. آیا عام و خاصّ مطلق هستند یا من وجه؟ یا از هم متباین هستند؟ یا طبق فرمایش دکتر ساجدی به عنوان وسیله و هدف تلقّی می­شوند؟ معنویّت هدف است و اخلاق وسیله.

امّا مقام معظّم رهبری یک تعریف مصداقی و کاربردی از این دو مقوله ارائه می­دهند و به نحو هوشمندانه وارد مباحث دقیق مفهومی نمی­شوند. زیرا اولاً شأن بیانیّه این نبود که مباحث مفهومی در آن مطرح شود و ثانیاً مباحث مفهومی مبانی مختلفی دارند و بسیار مفصّل هستند. تعریف ایشان از اخلاق و معنویّت هم­پوشانی­های فراوانی دارد. مثلاً ایثار در بعد رفتاری تجلّی می­یابد، در ایمان نیز طبق تعاریف متکلّمان جنبۀ رفتاری و عمل با جوارح برجسته است.

به نظر من مهمّ­ترین محور این نشست بحث از «راه­های تحقّق اخلاق و معنویّت در جامعه» است. در این خصوص به نکاتی که به نظرم مهمّ هستند اشاره می­کنم و فکر می­کنم لازم است در مورد هر یک از این نکات پایان­نامه­ها و تحقیقاتی نوشته شود. ما اساساً در زمینۀ راه­های تحقّق، راه­های کاربردی­سازی و راه­های نهادینه­سازی دچار ضعف هستیم. فلسفه و الهیات کاربردی ما بسیار ضعیف است و جای تأمّل بسیار دارد.

تحقّق معنویّت و اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی کار بسیار دشواری است؛ هنوز که هنوز است برخی از اندیشمندان دنیا تغییر اخلاق و معنویّت افراد را یک امر محال می­دانند. جدیدترین کتابی که در این زمینه مطالعه کردم در ۲۰۱۸ نوشته شده است Englishmen of Science: Their Nature and Nurture (مردان علم انگلیسی: طبیعت و تربیت آنها) از آقای فرانسیس گالتون که به عنوان پایه­گذار دانش یوژنیک از او یاد شده است. ایشان در اوایل همین کتاب تصریح می­کند که هیچ­گونه تربیتی نمی­تواند بر تمایلات شرّآمیز یک روان­پریش ذاتی یا کم­توان ذهنی یا انسان وحشی­صفت غلبه و آن را اصلاح کند.

گذشتگانی هم بودند که این امر را محال و نشدنی می­دانستند و سایر عالمان اخلاق نیز می­گفتند تربیت امر محالی نیست ولی بسیار دشوار است. روایات متعدّدی نیز در زمینۀ دشوار و کالمعجز بودن امر تربیت وجود دارد: تغییر العادات کالمعجز، نقل العادات کالمعجز؛ جا به جا کردن عادت­ها و اخلاقیات کاری معجزه­وار است. زیرا هم باید یک رفتار نهادینه را جا به جا کنیم و هم رفتار دیگری را به جای آن نهادینه و محقّق کنیم و این هر دو بسیار دشوار است.

امروزه تمام متخصّصان دنیا در حوزۀ تغییر رفتار معتادان از تولید داروها و آمپول­ها گرفته تا دستورهای روان­شناسی و روان­کاوی متمرکز شده­اند تا اعتیاد (یک عادت رفتاری) را رفع کنند امّا تا کنون موفّق نشده­اند. برخی از رفتارهای روزمرّۀ انسان نیز همین­طور است و اگر کسی به اخلاقی عادت کرده باشد ترک آن عادت کار بسیار دشواری است و جایگزینی یک عادت خوب و رفتار درست به جای آن نیز کار دشوارتری است. به همین دلیل نیازمند جهاد به معنای واقعی کلمه است.

مقام معظّم رهبری در اینجا به نحو هوشمندانه و دقیق این تعبیر را به کار می­گیرند و می­فرمایند:

مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعّالان جوان در همۀ میدان­های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین­المللی و نیز در عرصه­های دین، اخلاق، معنویّت و عدالت باید شانه­های خود را زیر بار مسئولیّت دهند، از تجربه­ها و عبرت­های گذشته بهره گیرند و نگاه انقلابی، روحیّۀ انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند.

برای تغییر و اصلاح اخلاق و معنویّت می­توان بر اساس مدل­های کلّی و انتزاعی مثلاً از نگاه فیلسوفان اسلامی یا از نگاه روان­شناسان سخن گفت. امّا این بحث­ها قبلاً مطرح شده است. در اینجا چند دستورالعمل کاربردی را بیان می­کنم که همانطور که اشاره کردم هر کدام به تحقیقی مفصّل نیاز دارد:

۱- آگاهی از آسیب­ها و نقص­ها: اگر کسی داعیۀ جهاد اخلاقی و معنوی را دارد و می­خواهد این وظیفه را انجام دهد باید از آسیب­ها و نقص­های اخلاقی موجود در زندگی فردی و اجتماعی آگاه شود. برای این کار به ابزار خاصّ و مطالعات ویژه نیازمندیم تا به اطّلاعات دقیق دست یابیم.

من به برخی از این آسیب­ها اشاره می­کنم که توجّه به هر یک از آنها باعث تحریک بیشتر ما به حوزۀ اخلاق­پژوهی می­شود:

  • رشد روزافزون خشونت­ها و درگیری­های خیابانی یکی از آسیب­های جدّی کشور ما است. در مقایسه با طراز اخلاق و معنویّت اسلامی وضعیّت ما در این زمینه بحرانی است.
  • رشد تساعدی طلاق که تقریباً نزدیک به یک سوم است.
  • روند رو به رشد فردگرایی در جامعۀ ما: زندگی مجرّدی، فاصلۀ خانوادگی، کم­رنگ شدن امر به معروف و نهی از منکر، کم­توجّهی و بی­اعتنایی به آسیب­ها و مفاسد اجتماعی و … همه از فردگرایی فزاینده در کشور ما حکایت می­کند و این امر برای حیات اجتماعی بسیار مخرّب است.
  • توجّه بی­ضابطه به مدیریّت بدن: آمارهای نگران­کننده در مورد میزان مصرف لوازم آرایش، جرّاحی پلاستیک و مدگرایی در کشور داریم.
  • روحیّۀ مصرف­گرایی در کشور: مصرف انرژی در کشور ما تقریباً چهار برابر میزان مصرف جهانی است.
  • بی­انضباطی­های اجتماعی در کشور: نظم­گریزی و قانون­ستیزی در سطوح خرد و کلان از آسیب­های جدّی است. ما جزء معدود مکاتب دینی دنیا هستیم که واپسین جملۀ امام اولمان در بستر شهادت این بود: «اوصیکما … بتقوی الله و نظم امرکم.» ولی در سطح خرد و کلان با بی­نظمی­های عجیب و قریبی در کشور مواجه هستیم. رفع این بی­نظمی­ها نیازمند تحقیق، کار علمی و ارائۀ راهکار برای نهادینه کردن نظم است.

به هر حال برای انجام هر گونه حرکت اصلاحی، نخستین گام آگاهی از آسیب­ها و نقص­ها است. عرفا نیز در بحث معنویّت شخصی به این مسئله اشاره کرده­اند. خواجه عبدالله انصاری در صد میدان و شرح منازل السّائرین می­نویسد: نخستین منزل و نخستین گام حرکت، یقظه و بیداری است. این به معنای توجّه به نقص­ها و توجّه به دوری از حقیقت است تا حرکت بر اساس آن صورت بگیرد. بی­توجّهی نسبت به وضعیّت جامعه طبیعتاً باعث خواهد شد که اقدام اصلاحی نیز صورت نگیرد.

۲- تغییر نگرش و بینش:[۲] حدیث بسیار پرمحتوایی از امیر المؤمنین۷ در کنز الفوائد نقل شده است: «اَلْعُقُولُ أَئِمَّهُ اَلْأَفْکَارِ وَ اَلْأَفْکَارُ أَئِمَّهُ اَلْقُلُوبِ وَ اَلْقُلُوبُ أَئِمَّهُ اَلْحَوَاسِّ وَ اَلْحَوَاسُّ أَئِمَّهُ اَلْأَعْضَاءِ»؛ خردها راهبران فکر هستند، افکار نیز راهبران دل هستند، قلوب (دل­ها) راهبران حواسّ هستند و حواسّ راهبران اعضا و جوارح هستند.

با توجّه به این حدیث راهبر قلب، دل (گرایش)، بینش و نگرش است. بنابراین تلاش برای تغییر و اصلاح بنیادین رفتار و حتّی اصلاح گرایش­ها، میل­ها، عواطف و هیجان­ها زمانی موفقیّت­آمیز خواهد بود که ابتدا بتوانیم بینش و گرایش را اصلاح کنیم وگرنه تغییر سطحی خواهد بود.

یک الگوی تغییر رفتار که پیش روی همۀ ما است سبک زندگی و تبلیغی وجود مقدّس پیامبر اکرم است. به نظر من این یک الگوی قابل مطالعه است ولی متأسّفانه مطالعۀ چندانی در این جهت صورت نگرفته. اینکه پیامبر چطور جامعۀ جاهلی را با همۀ مؤلّفه­های جاهلیّت (سفاحت) و در بدترین وضعیّت ناامنی، اقتصادی، روابط جنسی و خانوادگی و … متحوّل کرد؟ حرکت خود را از کجا آغاز کرد؟ ایشان سه سال دعوت مخفیانه داشتند و سپس دعوت­شان را به طور رسمی و علنی تبلیغ کردند. مورّخان نوشته­اند که پیامبر طیّ مدّت ۵/۱ سال به میان ۱۵ قبیله و بازارهای بین­المللی نظیر بازار عکّاظ رفت و یک جمله بیشتر نگفت: «قولوا لا اله الاّ الله تفلحوا.» در این یک جمله تغییر بینش وجود دارد؛ یعنی اگر نگاه­تان را توحیدی کنید زندگی­تان به سامان می­رسد.

بنابراین تغییر بینش یک گام بسیار بسیار مهمّ است. اگر باورها و ارزش­های دینی را از مهمّ­ترین عوامل شکل­دهندۀ رفتار می­دانیم ـ که واقعاً هم این­گونه است ـ، برای اصلاح رفتار باید آنها را تقویت کنیم. باورها و بینش­ها نظیر توحید، نبوّت، امامت، معاد و ….

۳- ارائۀ آموزش­های عینی، مصداقی و جزئی است. پیامبر و معصومان: که به آموزش­های کلّی اکتفا نمی­کردند امّا کار تبلیغی اخلاقی ما در این زمینه با خلأ مواجه است. یکی از بندهای اخلاقی قرآن این است: (اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى) این یک دستور کلّی است. پیشوایان ما به چنین چیزی اکتفا نکرده و مصادیق عدالت را جز به جز نشان داده­اند.

روزی پیامبر در مسجد نشسته بودند دیدند کودکی دوان­دوان سمت یکی از اصحاب رفت. او آن کودک را بوسید و روی زانوی­اش نشاند. کودک دیگری هم دوان­دوان آمد، صحابه کودک را بوسید و کنارش نشاند. پیامبر خطاب به آن صحابه فرمودند: «اعدِل بینهما». چرا با فرزندان­ات با عدالت برخورد نکردی؟ عدالت را بین آنها رعایت کن. صحابه گفت من کار ناعادلانه­ای انجام ندادم! پیامبر فرمود چرا یکی را بوسیدی و روی زانوی­ات نشاندی و دیگری را بوسیدی و کنارت نشاندی؟ بین دختر و پسرت این تبعیض را قائل شدی.

پیامبر این مصداق جزئی تحقّق عدالت را نیز آموزش دادند. در سبک و سیرۀ زندگی پیامبر و ائمّه آموزش مصادیق عینی و جزئی به وفور یافت می­شود. کتاب وسائل الشّیعه حدود ۱۱۵ فصل با عنوان ابواب التّنظیف و الزّینه و الحمام آمده است. اگر در هر یک از این ابواب به طور میانگین ۵ روایت آمده باشد صدها روایت از پیامبر و ائمّه در خصوص نحوۀ حمام رفتن، زینت کردن، مسواک زدن، شانه کردن مو و … نقل شده است. این­طور نبود که به طور کلّی بگویند النّظافه من الایمان چون مردم مصادیق نظافت را دقیقاً نمی­دانند.

در کتاب الحجّ وسائل الشّیعه ۶۵ باب با عنوان آداب السّفر دربارۀ اخلاق سفر با جزئیّات بحث می­کند. اینکه سفره را کجا پهن کنیم، ته­ماندۀ غذا را چه کنیم و ….

ما هم برای اخلاق­گستری و معنویّت­گستری در جامعه به ارائۀ آموزش­های جزئی، عینی و مصداقی نیاز داریم.

۴- ترویج عزّت فرهنگی: متأسّفانه ما در این حوزه ـ که یکی از مقوله­های بیانیّۀ گام دوم و یکی از مهمّ­ترین مقوله­های اخلاق­ساز است ـ بسیار کم کار کرده­ایم. ما در عزّت نظامی، تولّی و تبرّی سیاسی برنده­ایم. در ۹ دی می­بینیم که مردم چطور این ایّام را پاس می­دارند و از کسانی که بر چهرۀ انقلاب لطمه زدند برائت می­جویند. در ۲۲ بهمن هم می­بینیم که مردم چطور از دشمنان سیاسی نظام برائت می­جویند.

امّا در حوزۀ عزّت اقتصادی، عزّت فرهنگی، عزّت مصرف، عزّت تولید، عزّت تجارت و … چطور؟ ما تولّی و تبرّی را فقط در مقولۀ اعتقادات و نهایتاً سیاست به کار گرفته­ایم. ما به عملیاتی­سازی تولّی و تبرّی فرهنگی و اخلاقی نیاز داریم تا جامعه تقلید سبک زندگی دشمنان دین را ننگ بداند. در روایتی از وجود مقدّس پیامبر نقل شده است: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَشَبَّهَ بِغَیْرِنَا» کسی که در رفتار به غیر ما تشبّه داشته باشد و سبک زندگی، اخلاق و رفتارش مانند غیرمسلمانان باشد اصلاً مسلمان نیست.

بسیاری از دستورالعمل­های اخلاقی و سبک زندگی برای تقابل با دشمنان اسلام از جمله یهودیان و مسیحیان عصر پیامبر و ائمّه و شکل­دهی به یک سبک زندگی اسلامی است. در اینجا به چند نمونه از این دستورالعمل­ها اشاره می­کنم: پیامبر فرمودند تحت الحنک بیندازید تا شبیه یهودیان نباشید «و لا تشبّهوا بالیهود»؛ ناخن­های­تان را بگیرید. وقتی حسنین به دنیا آمدند پیامبر به حضرت زهرا۳ فرمودند گوش­های­شان را سوراخ کن[۳] برای اینکه از یهودیان متفاوت باشد. سبک زندگی مسلمانان باید هویّت منحازی نسبت به سایرین داشته باشد تا عزّت فرهنگی و سیاسی آنان حفظ شود.

در نهج­البلاغه از حضرت علی نقل شده است «فإنّه قلّ مَن تشبّه بقومٍ إلا أوشک أن یکون منهم.» اقبال لاهوری به­خوبی متوجّه این خلأ در جهان اسلام شد و در مجموعۀ پس چه باید کرد ای اقوام شرق اشعار زیبایی در عزّت فرهنگی سروده است:

آنچه از خاک تو رُست ای مرد حرّ/ آن فروش و آن بپوش و آن بخور (عزّت اقتصادی، اقتصاد مقاومتی و تولید ملّی)

آن جهان‌بینان که خود را دیده‌اند/ خود گلیم خویش را بافیده‌اند

ای ز کار عصر حاضر بی­خبر/ چرب­دستی­های یورپ را نگر

قالی از ابریشم تو ساختند/ باز او را پیش تو انداختند

چشم تو از ظاهرش افسون خورد/ رنگ و آب او ترا از جا برد

وای آن دریا که موجش کم تپید / گوهر خود را ز غوّاصان خرید

۵- برجسته­سازی خوبی­ها: رسانه­ها، مبلّغان و تریبون­دارها در کنار ذکر آسیب­ها و بدی­ها باید خوبی­ها را برجسته کنند. این امر بسیار اثرگذار است. وجود مقدّس پیامبر اسلام در آخرین خطبه­ای که در حال بیماری در مدینه خواندند فرمودند: «مَنْ سَمِعَ فَاحِشَهً فَأَفْشَاهَا فَهُوَ کَمَنْ أَتَاهَا وَ مَنْ سَمِعَ خَیْراً فَأَفْشَاهُ فَهُوَ کَمَنْ عَمِلَهُ». این یک دستورالعمل اجتماعی است.

۶- جدیّت در برخورد با مفاسد: ضعف در بینش و آگاهی لزوماً عامل تخلّفات اخلاقی نیست. زیاده­خواهی­ها، طمع­ورزی­ها و مشتهیات نفسانی بی­پایان یک عدّه عامل بسیار مهمّی در این زمینه است. این مسائل با توجیه و آموزش برطرف نمی­شود بلکه نیاز به برخورد جدّی دارد.

در مجموعه رسائل ابن­عربی کتابی با عنوان تهذیب الاخلاق وجود دارد. نمی­دانم این کتاب واقعاً نوشتۀ ایشان است یا منسوب به ایشان. عارفی مثل ابن­عربی می­گوید عدّه­ای از مردم این­گونه­اند که باید قانون را در حقّ­شان اجرا کرد و با زور جلوی­شان را گرفت. این­ها تربیت­پذیر نیستند و توصیه و تعلیم در مورد آنها کارساز نیست.

خواجه نظام­الملک طوسی در کتاب خود با عنوان سیاست­نامه می­نویسد:

شنیدم که در غزنین خبّازان در دکّان­ها ببستند و نان عزیز و نایافت شد و غربا و درویشان در رنج افتادند و به تظلّم به درگاه شدند و پیش سلطان ابراهیم از نانوایان بنالیدند. فرمود تا همه را حاضر کردند. گفت چرا نان تنگ کرده­اید؟ گفتند هر باری که گندم و آرد در این شهر می­آرند نانوای تو بخرد و در انبار می­کند و می­گوید فرمان چنین است و ما را نمی­گذارد که یک من بار بخریم. سلطان بفرمود تا خبّاز خاصّ را بیاوردند. در زیر پای پیل افکندند. چون بمرد بر دندان پیل ببستند و در شهر بگردانیدند و بر وی منادی می­کردند که هر که در دکّان نگشاید از نانوایان با او همین کنیم و انبارش خرج کردند. نماز شام بر در هر دکّانی ۵۰ من نان بمانده بود و کس نمی­خرید.

اگر با مفاسد برخورد نکنیم تکثیر می­شوند. به همین دلیل است که مقام معظّم رهبری در این بیانیه در بخش راه تحقّق اخلاق بر مبارزه با مفاسد اجتماعی تمرکز می­کنند. از نظر ایشان یکی از راه­های مبارزه با مفاسد و جلوگیری از گسترش آن این است که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سه­گانه حضور دائم داشته باشد و به معنای واقعی با فساد ـ به ویژه در دستگاه­های حکومتی ـ مبارزه کند.

ایشان می­فرمایند طهارت اقتصادی شرط مشروعیّت همۀ مقامات حکومت در جمهوری اسلامی است. اگر یک نفر فاسد مسئول شود جامعه را به فساد می­کشاند. در جای دیگر می­فرمایند دستگاه­های نظارتی باید با قاطعیّت از تشکیل نطفۀ فساد پیشگیری و با رشد آن مبارزه کنند. همچنین می­فرمایند در صدر اهداف همۀ انبیا عدالت و مبارزه با فساد بود و این در صدر اهداف جمهوری اسلامی است. ایشان راه تحقّق عدالت را این­گونه بیان می­کنند:

اگر زمام ادارۀ بخش­های گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان که بحمد الله کم نیستند سپرده شود این امید برآورده می­شود.

بنابراین از بیانات مقام معظّم رهبری چهار نکته در مورد راه تحقّق اخلاق و معنویّت استفاده می­شود و همۀ آنها ناظر به همین بند آخر (چگونگی مبارزه با فساد) است.

دبیر علمی: بسیار متشکّرم. جناب دکتر شریفی ضمن بیان نکاتی ناظر به سخنان جناب دکتر ساجدی، برخی از دستورالعمل­های کاربردی را در ارتباط با راه­های تحقّق اخلاق و معنویّت مطرح فرمودند. مهم­ترین آنها عبارت­اند از: ۱- آگاهی از آسیب­ها و نقص­های اخلاقی در زندگی فردی و اجتماعی، ۲- تغییر بینش و گرایش به منظور ایجاد تغییر بنیادین در اخلاقیات جامعه، ۳- ارائۀ آموزش­های جزئی، عینی و مصداقی و پرهیز از کلّی­گویی؛ به تعبیر دیگر پرداختن به اخلاق کاربردی و اخلاق حرفه­ای، ۴- ترویج عزّت فرهنگی و سبک زندگی اسلامی در برابر سبک زندگی غربی، ۵- برجسته­سازی خوبی­ها و فضایل اخلاقی، الگوسازی و معرّفی الگوهای اخلاقی و ۶- جدیت در برخورد با مفاسد.

اما آسیب ها و موانع تحقق اهداف اخلاقی گام دوم انقلاب کدام اند. در این بخش از جناب دکتر ساجدی بهره خواهیم برد.

.

آسیب‌ها و موانع موجود بر سر راه تحقّق اهداف اخلاقی گام دوم انقلاب اسلامی

دکتر ساجدی

بسم الله الرّحمن الرّحیم در بحث رابطۀ اخلاق و معنویّت باید این نکته را عرض کنم که به گمان حقیر معنویّت روح حاکم بر رفتار اخلاقی است. از منظر اسلام هر رفتار اخلاقی که از انسان سر می­زند باید معنویّت روح حاکم بر آن باشد. گفته شده که در رفتار اخلاقی باید نیّت خدایی داشته باشیم، نیّت همان چیزی است که به رفتار انسان روح می­دهد؛ روح رفتار نیّت رفتار است. از همین جهت معنویّت با اخلاق پیوند دارد؛ به این معنا که باید روح حاکم بر تمامی رفتارهای انسان مسلمان باشد.

معنویّت از آن رو غایت رفتار است که وقتی از یک فرد مسلمان بپرسند برای چه این رفتار را انجام می­دهی (غایت قصوای رفتارت چیست) او در پاسخ می­گوید برای خدا.

چند سال پیش که اوضاع عراق به شدّت بحرانی بود در سفری که به سوئد داشتم با یک نفر عرب­زبان هم­صحبت شدم. این شخص می­گفت من به ایران و عراق سفر می­کنم و مدّتی را در منزل بستگان­ام می­مانم. این کار را دوست دارم چون به آنها مالی کمک می­کنم. از او پرسیدم چرا به آنها کمک می­کنید؟ آیا کمک شما به خاطر خدا است؟ گفت خیر، چون این کار را دوست دارم و از آن لذّت می­برم.

اسلام می­گوید پول را به خاطر خدا انفاق کنید؛ یعنی غایت­تان رضای خدا باشد. به همین دلیل از نظر اسلام غایت رفتار اخلاقی خداوند است و همین غایت سبب می­شود که فرد در معنویّت رشد پیدا کند. زیرا رشد معنویّت دائرمدار میزان توجّه انسان به خداوند است. در هر رفتار انسان اخلاقی توجّهی به خدا وجود دارد و با هر رفتاری یک گام به سوی خدا نزدیک می­شود.

بنابراین اخلاق و معنویّت در طول هم هستند نه در عرض هم. اخلاق ۵ نوع رابطه را مطرح می­کند که یکی از آنها رابطه با خداوند است (اخلاق الهی). معنویّت بر اخلاق الهی متمرکز است و آن را چتری برای همۀ رفتارهای انسان می­داند. درست است که اخلاق اسلامی بر ۵ رابطه قابل تقسیم است و رابطۀ انسان با خداوند یکی از آنها است ولی این رابطه در طول سایر روابط است نه در عرض آنها؛ چتری است که سایر روابط را می­پوشاند.

به عبارت دیگر اینکه می­گوییم اخلاق اسلامی به ۵ رابطه تقسیم می­شود سخن درستی نیست چون ظاهر این سخن هم­عرض بودن این رابطه­ها را نشان می­دهد. سخن دقیق آن است که بگوییم رابطۀ با خداوند در طول همۀ رابطه­ها و حاکم بر آنها است. به همین دلیل است که مقام معظّم رهبری نیز اخلاص، ایمان و توکّل را در بعد معنوی مورد تأکید قرار می­دهند. از نظر ایشان روح معنویّت در این عناصر برجسته­تر از گذشت، ایثار و … است.

آقای دکتر در بحث راهکارها نکات خوبی را مطرح فرمودند، من هم اشاره­ای به این بحث می­کنم:

ابتدا باید آسیب­شناسی کنیم. آسیب­ها به دو دستۀ درونی و بیرونی قابل تقسیم هستند؛ البتّه این دو با هم تعامل دارند.

آسیب­های درونی ناظر به ابعاد وجودی انسان هستند. این بعد بینش، گرایش و رفتار انسان را شامل می­شود. بسیاری از نویسندگان انگیزش را نیز جز گرایش­های انسان به حساب می­آورند. ابعاد چندگانۀ انسان، نظام فکری، دل، قلب و گرایش­ها و به تبع آنها رفتار انسان دچار آسیب می­شود.

آسیب­های بیرونی همۀ عواملی هستند که بر انسان اثرگذارند. ممکن است ارادۀ انسان با چالش مواجه شود و در تنگنا قرار بگیرد ولی این عوامل جبر ایجاد نمی­کنند و انسان هرگز مجبور نمی­شود به گونه­ای اختیار از او سلب شود. این آسیب­ها ناظر به نهادهای مختلف نظیر خانواده، آموزش و پرورش، اقتصاد، سیاست و به یک معنا روابط اجتماعی هستند که بر رفتار انسان تأثیر می­گذارند.

رابرت مرداک از بزرگ­ترین سرمایه­دارن صهیونیست است و ده­ها کانال تلویزیونی و رادیویی را که در کشورهای اسلامی پخش می­شود مدیریّت و تقویت می­کند. در مصاحبه­ای که با او انجام شد گفت مردم ایران قابل پیش­بینی نیستند. برای موفقیّت در ایران باید در خانواده نفوذ کنیم، نگاه غرب به خانواده را در ایران درونی کنیم و جایگاه مادر را در این کشور تغییر دهیم.

خانواده مهم­ترین نهادی است که باید خود را مسئول تعلیم و تربیت بداند و در این مسیر گام بردارد. دشمنان این مطلب را به­خوبی درک کرده­اند و آن را با­صراحت بیان می­کنند. ولی متأسّفانه بسیاری از خانواده­های ما فرزندان­شان را در بحث اخلاق و معنویّت یا رها کرده­اند یا اهتمام لازم را ندارند.

قطعاً تا زمانی که آسیب وجود داشته باشد نوبت به بررسی عوامل نمی­رسد. تا زمانی که برای رشد اخلاق و معنویّت مانعی وجود داشته باشد نوبت به این نخواهد رسید که سراغ عوامل حرکت­دهنده برویم. ابتدا باید بیماری و مشکل را برطرف کنیم تا بتوانیم حرکت کنیم.

رونق بازار اخلاق و معنویّت مانند هر بازار دیگری وابسته به تقاضا است. در نهادهای اجتماعی به ویژه نهاد خانواده تقاضای لازم برای رشد اخلاق و معنویّت وجود ندارد؛ اگر هم تقاضا باشد ضعیف است و نسبت به آن اهتمام نمی­شود. رشد اخلاق و معنویّت یک امر درجۀ چندم به حساب می­آید. اگر چیزی غیرمهمّ باشد یا اهمیّت آن در عرض سایر امور و حتّی پایین­تر از آنها قرار بگیرد، افراد در مسیر رسیدن به آن حرکت نخواهند کرد. ما در این دنیا با مهم­ها مواجه هستیم؛ یعنی هر لحظه بر اساس اهمّ امور تصمیم می­گیریم. آنچه که اهمّ امور را تعیین می­کند انگیزش­ها، بینش­ها و باورهای مختلف است. باورها، بینش­ها، انگیزش­ها و گرایش­ها از جهات متعدّدی بر ما مستولی می­شوند و هر یک از آنها تقاضایی دارد. آن تقاضایی به نتیجه می­رسد که قوی­تر باشد.

واقع امر این است که خانواده­ها و سایر نهادهای اجتماعی کشور نظیر مدارس و دانشگاه­ها در مورد رشد اخلاق و معنویّت اهتمام لازم را ندارند. در روایات اسلامی واژۀ «سلامت» در مورد معنویّت، دین و اخلاق به کار می­رود و در مورد مسائل جسمی از کلمۀ «عافیت» استفاده می­شود. وقتی از سلامت سخن می­گوییم نخستین چیزی که از آن به ذهن ما متبادر می­شود باید سلامت اخلاقی و معنوی باشد. اگر نخستین چیزی که از این واژه به ذهن جامعۀ ما متبادر می­شود سلامت جسمی است به خاطر این است که ما مقهور تمدّن غرب هستیم و ذهنیّت ما در این خصوص ذهنیّت اسلامی نیست. صرف دوست داشتن کفایت نمی­کند، این امر باید به اهمّ امور زندگی باشد و تقاضای شدید در خصوص آن وجود داشته باشد تا در مسیر اخلاق و معنویّت حرکت کنیم.

اساساً اخلاق در جامعۀ ما بیشتر یک امر زینتی و سلیقه­ای تلقّی می­شود. اگر کسی مبتلا به سرطان باشد درمان آن را با­جدیّت دنبال می­کنند امّا اگر دروغ بگوید و غیبت کند آن را صرفاً یک اشتباه تلقّی می­کنند. اموری که خانواده­ها در آن با هم رقابت دارند مسائل جسمانی و مادّی را شامل می­شود. برای حرکت در مسیر تحقّق اخلاق و معنویّت باید نظام خانواده ـ از تشکیل تا پرورش فرزند ـ مورد بازنگری قرار گیرد.

در نهاد آموزش و پرورش و در مدارس ما اخلاق نه تنها اهمّ نیست، مهمّ هم نیست و حتّی در عرض دروس هم به حساب نمی­آید. اگر آموزش مهارت­های رفتاری اسلام و تقویت ابعاد معنوی و اخلاقی دانش­آموزان واقعاً جزء اهداف مدارس باشد آموزش و پرورش باید برای آن برنامه­ریزی و تعیین شاخص کند. پیشرفت تحصیلی مدارس باید در کنار تقویت بعد معنوی و اخلاقی قرار بگیرد؛ وقتی چنین نباشد به معنای آن است که این امور اهمّ نیستند.

از ابتدای انقلاب تا کنون برنامه­های رسانه­ای متعدّدی با موضوع اهمیّت شیر در تغذیه ساخته شده، کارخانه­های تولید شیر پاستوریزه در همۀ شهرها تأسیس و مدارس هم توزیع شیر در بین دانش­آموزان را در برنامۀ خود قرار داده­اند. آیا رسانه­ها برای معنویّت و اخلاق نیز چنین فرهنگ­سازی­ای انجام دادند؟ در این مسیر حرکت کرده­ایم ولی این­طور نیست که آن را اهمّ بدانیم. اتّفاقاً چون اخلاق و معنویّت هم با چالش درونی و هم با چالش بیرونی مواجه است میزان اهمّ­سازی آن باید بسیار بیشتر از مسائل جسمانی باشد تا جامعه به سمت آن حرکت کند.

کیست که با سلامت جسم مخالف باشد؟ هیچ دولتی در هیچ نظامی با این مسئله مخالف نیست. این سلامت معنوی و اخلاقی است که از درون و بیرون با چالش مواجه است و اهتمام لازم در مورد آن صورت نمی­گیرد. رسانه­ها برای آموزش توقّف پشت چراغ قرمز و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی برنامه­های بسیاری تولید می­کنند ـ البتّه درست هم است ـ و این نشان­دهندۀ اهمیّت مسئله است، امّا آیا برای رشد اخلاقی و معنوی افراد نیز چنین سرمایه­گذاری­ای صورت می­گیرد؟ نه در نهاد خانواده و نه در نهاد مدرسه و رسانه چنین برنامه­ریزی­ای را شاهد نیستیم. حتّی آنجا که رسانه برنامه­های خوبی در این مسیر پخش می­کند خانواده­ها استفاده نمی­کنند.

خانواده رها است و ما سواد رسانه­ای نداریم. ما بیش از آنکه از ابزارهای جدید تکنولوژی فایده ببریم ضربه می­خوریم. تلویزیون برنامه­های مفید معنوی بسیار پخش می­کند ولی خانواده مدیریّت لازم برای استفاده از این برنامه­ها در جهت رشد معنوی و اخلاقی فرزندان را ندارد. تلویزیون مانند سفره­ای است که انواع غذاهای مقوّی را در آن گذاشته­اند، چیپس و پفک هم در کنار آنها است و کودک فقط از آنها می­خورد. تغذیۀ جسمی و معنوی کودک به مدیریّت خانواده نیاز دارد ولی متأسّفانه در تغذیۀ معنوی این مدیریّت وجود ندارد یا بسیار اندک است.

اساساً تفاوت تمدّن اسلامی با تمدّن غرب بر شاخص معنویّت و اخلاق است. اگر به این مسئله توجّه نکنیم در واقع در مسیر تمدّن غرب با تمام آسیب­های آن حرکت می­کنیم. در حال حاضر خانواده­های ما قربانی تمدّن غرب هستند و برخی مدیران کشور نیز خود دچار غرب­زدگی­اند. یکی از شاخص­های مهمّ تمدّن اسلامی این است که رشد و تعالی صنعتی و فنّاوری کشور و بهره­برداری حدّاکثری از امکانات دنیا در کنار اخلاق و معنویّت و بلکه در سایۀ آن حرکت می­کند. اگر این مسئله را کم­رنگ یا حذف کنیم فقط شعار می­دهیم که در مسیر تمدّن اسلامی حرکت می­کنیم ولی عملاً مغلوب تمدّن غرب هستیم و در آن پازل حرکت می­کنیم.

لازم است که در این مسیر بازنگری و دقّت داشته باشیم. برای رسیدن به این امر به یک همکاری شبکه­ای میان نهادها نیاز داریم. از نظر جامعه­شناسان انسان مانند یک گوی برفی است که از بالای کوه به سمت پایین سرازیر می­شود و در مسیر حرکت­اش از لایه­ها و کانال­های مختلف عبور می­کند. نخستین لایه نهاد خانواده است، بعد از آن نهاد مدرسه، بعد هم­سالان، اقتصاد، سیاست و …. هر یک از این لایه­ها می­تواند بر او اثرگذار باشد. تک­تک این نهادها باید آسیب­شناسی کنند و خود را در مسیر اخلاق و معنویّت بر اساس شاخصی که معرّفی شد اصلاح کنند.

از سوی دیگر از منظر جامعه­شناسی یک پیوند شبکه­ای میان نهادها وجود دارد. خانواده، مدرسه و آموزش و پرورش باید با هم مرتبط باشند، آموزش و پرورش با نهاد اقتصاد و سیاست پیوند دارد و …. اگر بخواهیم اصلاح صورت گیرد باید به عوامل درونی و نهادهای پنج­گانۀ بیرونی توجّه کنیم، آسیب­ها را استخراج و در مورد آنها عالمانه نظریّه­پردازی کنیم تا اصلاحات لازم را در مورد همۀ آنها انجام دهیم.

گام­های خوبی در این­خصوص برداشته شده ولی به نظرم با نگاه عالمانه نبوده است. باید از نگاه سلیقه­ای به اخلاق و معنویّت اجتناب و با نگاه عالمانه خطرات و چالش­های پیش رو را شناسایی و کشف کرد. همان­طور که به رغم تمامی مشکلات توانستیم خودمان را به اینجا برسانیم قطعاً توانایی برداشتن گام­های بعدی را هم داریم. باید فرهنگ جامعه را در بحث سلامت اخلاق و معنویّت تغییر دهیم و فرهنگی متناسب با حرکت در مسیر تمدّن اسلامی در پیش گیریم. برداشت کنونی جامعۀ ما از اخلاق و معنویّت تا حدودی شبیه برداشت غرب است؛ این برداشت باید تغییر کند. در این­صورت است که إن شاء الله خواهیم توانست به سمت تحوّل متعالی اخلاق و معنویّت حرکت کنیم و به این هدف دست پیدا کنیم.

دبیر علمی: بسیار متشکّرم. جناب آقای دکتر ساجدی بحث خود را در دو محور ادامه دادند:

محور اول: آسیب­ها و موانع اخلاق و تربیت؛ مهم­ترین آسیب از نظر ایشان اولویّت نداشتن سلامت روانی و سلامت اخلاقی در برابر سلامت جسمی در نهادهای خرد و کلان جامعه اعمّ از خانواده، مدارس، دانشگاه­ها و …. این نهادها بیش از آنکه به سلامت معنوی بپردازند به سلامت جسمانی و مادّی اهمیّت می­دهند.

محور دوم: رابطۀ اخلاق و معنویّت با تحقّق تمدّن نوین اسلامی. اساساً هدف بیانیّۀ گام دوم همین است که انقلاب اسلامی در نهایت منجر به تحقّق تمدّن نوین اسلامی شود. ایشان وجه تمایز تمدّن نوین اسلامی از تمدّن غرب را مبانی ارزشی اسلامی و اخلاق و معنویّت می­دانند.

پرسش و پاسخ

پرسش یکی از حضار : برخی از مؤلّفه­ها و شاخص­هایی که در بیانیّۀ گام دوم برای اخلاق و معنویّت بیان شده است نظیر اخلاص، ایثار، توکّل و … غالباً امور درونی هستند. امور دورنی اصلاً قابلیّت سنجش و مقایسه را ندارند. چگونه است که مقام معظّم رهبری یک تعریف مصداقی از اینها ارائه می­دهند و می­فرمایند انقلاب در این زمینه­ها بسیار پیشرفت داشته است؟ حال آنکه می­بینیم امور اخلاقی اصلاً قابل سنجش و قیاس نیستند و ما نمی­توانیم با اطمینان کامل یک عمل را اخلاقی بدانیم چون توانایی نیّت­خوانی نداریم.

دکتر ساجدی:

تأکید مقام معظّم رهبری بر مصادیقی نظیر اخلاص و ایثار به گونه­ای ناظر به تعریف معنویّت است. همان­طور که گفته شد تفاوت معنویّت و اخلاق در این است که معنویّت ناظر به نوع رابطۀ قلبی ما با خداوند است امّا اخلاق ناظر به نوع رفتار ما در ساحت­ها پنج­گانه است که البتّه آن هم با معنویّت ارتباط دارد. بنابراین ایشان در حقیقت میان اخلاق و معنویّت تفاوتی ایجاد کرده­اند. چون درست است که از نظر اسلام این دو با هم در ارتباط هستند ولی تفاوت­هایی هم با هم دارند.

به هر حال درست است که معنویّت اساساً با باطن انسان سر­و­کار دارد امّا بر اساس تحقیقات میدانی می­توان برای باطن شاخص­هایی نیز ذکر کرد. در مطالعات علوم انسانی این پرسش مطرح است که با توجّه به اینکه بسیاری از امور مربوط به انسان درونی هستند چطور می­توان او را تحلیل کرد؟ پاسخ این است که ما می­توانیم بر اساس برخی شواهد و رفتارهای بیرونی از ضمایر درونی افراد پرده برداریم؛ گرچه این کار ضریب خطا هم دارد و یکی از تفاوت­های علوم انسانی و علوم تجربی همین است که در عوامل علوم انسانی پیچیده­تر از علوم دیگر هستند.

درونی بودن شاخص­ها دلیل بر این نیست که بر اساس معیارهای بیرونی نتوانیم به شناخت انسان برسیم و بنابراین در مسائل معنوی هم راه بسته نیست. کما اینکه اسلام بر اساس شواهد رفتاری نکاتی را برای انتخاب فرد مناسب بیان کرده است که می­تواند از ضمایر افراد پرده بردارد.

پرسش یکی از حضار: بسم الله الرّحمن الرّحیم مقام معظّم رهبری نقش حکومت را بسیار اساسی می­دانند و می­فرمایند بدون همراهی حکومت­ها به توفیق چندانی نخواهیم رسید. چه کنیم که به این حکومت و دولت اخلاقی و اسلامی برسیم؟

دکتر شریفی: مقام معظّم رهبری در همین بیانیه به صورت بسیار مختصر راهکار این مسئله را نیز بیان فرموده­اند: اقدام برای اینکه حکومتی سر کار بیاید که جوان، انقلابی، مؤمن، بانشاط و جهادی باشد.

حکومت نمی­تواند منهای تصمیم، انتخاب و رفتار ما عمل کند. حاکمیّت در شکل­دهی به اخلاقیّات و رفتار مردم واقعاً نقش­آفرین است و هر چه در این زمینه سخن بگوییم کم است. این تأثیر آنقدر زیاد است که به صورت ضرب المثل گفته شده است: النّاس علی دین ملوکهم. برخی این را به عنوان روایت بیان می­کنند امّا روایت نیست، البتّه محتوای روایتی دارد. از امیرمؤمنان۷ نقل شده است که «اَلنّاسُ بِاُمَرائِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ»؛ مردم به حاکمان­شان شبیه­ترند تا به پدران­شان. طبق محتوای این روایت نقش حاکمیّت و سیاست در تربیت و شکل­دهی به رفتار بیش از نقش والدین است.

امیرمؤمنان در خطبۀ ۲۱۶ نهج­البلاغه در پاسخ به این پرسش که چه کنیم که حاکمیّت درست باشد می­فرمایند: «فَلَیسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیهُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلاَهِ، وَلَا تَصْلُحُ الْوُلاَهُ إِلَّا بِاسْتِقَامَهِ الرَّعِیهِ» مردم به صلاح کشیده نمی­شوند مگر اینکه حاکمان صالح و درست­کرداری بر آنان حکومت کنند، حاکمان نیز به صلاح نمی­شوند مگر اینکه مردم درست و مستقیم باشند و درست انتخاب کنند.

اگر از نگاه عملیاتی و تجربی هم بررسی کنیم می­بینیم که نهادهای انتخابی (کسانی که با رأی مردم انتخاب شده­اند) ـ و نه نهادهای انتصابی ـ بیشترین ضربه­های اخلاقی و معنوی و بیشترین کم­کاری­ها را داشتند. بنابراین همان­طور که جناب آقای دکتر ساجدی فرمودند اگر اخلاق در بینش، گرایش و خواست مردم جزء امور اهمّ، احبّ و درجۀ اول باشد قطعاً در شکل­دهی به رفتار و انتخاب­شان تأثیرگذار خواهد بود.

در همین­جا به نقش حاکمیّت نیز اشاره می­کنم. بنده معتقدم بسیاری از آسیب­های اخلاقی در جامعۀ ما معلول تصمیم­ها و رفتارهای اشتباه حاکمان­مان بوده است. شکاف طبقاتی، اختلاس و ناامنی­های اقتصادی کنونی جامعه خواستۀ مسئولان بود. بنده روی این مسئله تأکید می­کنم که اینها خواستۀ عدّه­ای از مسئولان بود. منظورم این نیست که آنها می­خواستند اختلاس صورت گیرد؛ بلکه منظور این است که آنان در سیاست­گذاری و عمل­شان کاری کردند که به اینجا کشیده شود.

سعدی دربارۀ نقش حاکمان و نقش آنها در رفتارسازی بسیار سخن گفته است. در باب اول گلستان (سیرت پادشاهان) داستانی را نقل می­کند:

آورده­اند که نوشیروان عادل را در شکارگاهی صیدی کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند از این قدر چه خلل زاید؟ گفت بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است هر که آمد بر او مزیدی کرد تا بدین غایت رسید.

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی         بر آورند غلامان او درخت از بیخ

به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد       زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ

به نظر من تجربۀ عینی جامعۀ ما همین است. در اوایل دهۀ ۷۰ یکی از مسئولان ارشد جمهوری اسلامی در ضمن سخنرانی رسمی­شان این­گونه فرمودند: اینقدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید، روحیۀ مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدّ می­سازیم و مثلاً ۱۰ میلیارد خرج می­کنیم، ممکن است از قبل آن ۵۰۰ میلیون هم اختلاس شود امّا این سدّ برای کشور می­ماند. هیچ­کس نمی­تواند از این سدّ اختلاس یا دزدی کند. مرتّب از دزدی و اختلاس حرف نزنید، دل مردم را با این حرف­ها خالی نکنید، مردم را از این انقلاب ناامید نکنید.

همین آقا در جایی دیگر این­گونه گفتند: اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش­مسلکانه وجهۀ جمهوری اسلامی ایران را نزد جهانیان تخریب کرده، زمان آن رسیده است که مسئولان ما به مانور تجمّل روی آورند.

این سخن صد در صد خلاف نصّ قرآن است. قرآن در مورد قارون که به مانور تجمّل روی آورد می­فرماید: (فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ)[۴] با زینت خود میان قوم­اش رفت (مانور تجمّل داد). اثر اجتماعی آن در قوم موسی این بود که کسانی که ایمان­شان ضعیف­تر بود گفتند این زندگی است! ای کاش ما هم مثل قارون بودیم!

نتیجۀ این سخنان مسابقۀ تجمّل­گرایی و نابودی جامعه است. بنابراین مسئولان با سیاست­گذاری و عمل­شان در شکل­دهی به سبک زندگی، اخلاقیّات، آداب و معنویّت مردم نقش فوق­العادّه­ای دارند. برآورد اجتماعی این است که نهادهای انتصابی کمترین مفاسد را دارند ـ نه اینکه اصلاً مفسده نداشته باشند ـ امّا نهادهای انتخابی که مردم در آن نقش­آفرین هستند مشکلات بیشتری را در جامعه به بار آورده است.

پرسش یکی از حضار: بسم الله الرّحمن الرّحیم به نظرم در تحلیل هر دو کارشناس محترم تضادّی وجود داشت. برآورد اولیّۀ هر دو کارشناس این بود که جامعه به لحاظ اخلاقی و معنوی رو به رشد بوده است ولی در بحث آسیب­شناسی مسائل دیگری را مطرح کردند. یا در بحث شاخص­ها از گذشت و ایثار که مورد نظر مقام معظّم رهبری بود سخن گفتید ولی برای سنجش میزان رشد جامعه حجم مناسک را بررسی می­کنید. در حالی که مناسک با رفتار و اخلاق بسیار متفاوت است. بهتر است نظر جامعه­شناسان در مورد انواع سرمایۀ اجتماعی و تأثیرگذاری دین در رفتار مردم هم لحاظ شود.

در مقام ارائۀ راهکار نیز به نظرم در جایی کلّی­گویی صورت گرفت. اینکه می­فرمایید باید تغییر نگرش و بینش بدهیم و خدا برای ما اهمّ امور باشد، مطلوب همیشگی ما است. ولی این راهکار نیست.

دکتر ساجدی:

اینکه جامعه را رو به رشد دانستیم چیزی است که نتیجۀ تحقیقات آن را نشان می­دهد. مثبت بودن رشد معنوی به این معناست که اگر روی­آوری به معنویّت را در بعد از انقلاب با قبل از آن مقایسه کنیم می­بینیم که تشنگی نسبت به معنویّت بسیار بیشتر از گذشته است و این امر خود را در روی آوردن افراد به مناسکی نظیر اعتکاف و اماکن مقدّسی نظیر مسجد جمکران نشان می­دهد.

در پاسخ به این پرسش که آیا مناسک با معنویّت و اخلاق رابطه دارد، باید بگویم بله رابطه دارد. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و مؤسسۀ امام خمینی تحقیقات میدانی­ای انجام دادند و رابطۀ نماز با آسیب­های اجتماعی را به طور مفصّل بررسی کردند. نتایج این تحقیقات در دو جلد کتاب مجزّا از سوی مرکز نماز انتشار یافته است. همچنین در مورد رابطۀ حجّ با آسیب­های اجتماعی و نیز میزان اثرگذاری عبادت در ماه رمضان بر رفتار اجتماعی تحقیقات میدانی صورت گرفته است و نشان می­دهد که هر قدر عبادات اسلامی ارتقا پیدا کند فرد در روابط اجتماعی نیز بهتر عمل می­کند.

مثلاً در مورد مسئلۀ حقّ النّاس در کانادا بررسی­ای صورت گرفت و تست دروغ­سنجی را در یک فروشگاه اجرا کردند. به این­صورت که مبلغی اضافه به مشتری پرداخت می­شد به گونه­ای که او احساس کند مشتری متوجّه نیست. سپس رفتار مشتریان مورد مطالعه قرار گرفت که آیا آنها پول اضافی را بر می­دارند یا نه. نتایج حاصل از آن آزمون نشان داد که حدود ۷۰ درصد مشتریان پول را بر می­داشتند. یکی از دوستان در کانادا که بودیم نقل میکرد که وقتی برخی از مشتریان به دلیل اشتباه فروشنده پولی را به انها می­گرداند از مشتری می پرسیدند که آیا شما مسلمان هستید؟ در کشور خودمان هم همین­طور است.نمونه­هایی از این امر را در میان اقشار ضعیف جامعه شاهد بوده­ایم که اموالی را پیدا کرده­اند و به رغم نیاز مالی آن را به صاحب­اش بازگردانده­اند.

بنابراین هم تحقیقات میدانی و هم مشاهدات عینی نشان­دهندۀ آن است که میزان ایمان و معنویّت در رعایت حقّ النّاس اثرگذار است و این دو با هم رابطۀ مستقیم دارند. هر قدر انسان مؤمن­تر ـ به معنای صحیح کلمه ـ باشد در رعایت حقّ النّاس دقّت بیشتری می­کند؛ مگر اینکه دین او یک دین تک­بعدی و جاهلانه باشد.

در بحث طلاق نیز همین­طور است. آمارها در کشور خودمان نشان می­دهد که خانواده­های مؤمن­تر استحکام خانوادگی بیشتری دارند. در شمال شهر آمار طلاق بالاتر از قسمت مرکز و جنوب است. تجربۀ عینی من در خارج از کشور نیز همین را تأیید می­کند.

یکی از کارمندان دانشگاه مک­گیل به من می­گفت دو نفر شاغل که با هم ازدواج می­کنند وقتی به خانه بر می­گردند هر دو خسته­اند. به هر حال در زندگی مشترک اصطحکاک هم وجود دارد. در اینجا اولین­بار که این اصطحکاک اتّفاق بیفتد زن و مرد از هم جدا می­شوند چون دلیلی برای حفظ زندگی ندارند. امّا شما این­طور نیستید. شما به خاطر خانواده ایثار و گذشت می­کنید.

نگهبان ساختمانی که ما در آن ساکن بودیم بعد از گذشت چند وقت با تعجّب به من گفت هنوز هم شما با همین خانم هستید. این نشان می­دهد که تزلزل خانوادگی در بین آنها یک امر بسیار عادی و طبیعی است.

تحقیقات ما در ایران نشان می­دهد که میزان ایمان در استحکام و آرامش خانواده اثرگذار است.

پرسش یکی از حضار: بحث من آنجاست که شما می­فرمایید از یک­طرف می­فرمایید ایمان افراد افزایش یافته است و از طرف دیگر می­فرمایید سلامت معنوی و اخلاقی برای خانواده­ها اهمیّتی ندارد و ما مقهور فرهنگ غرب شده­ایم. آیا افزایش ایمان خود را در رفتار نشان نمی­دهد؟

دکتر ساجدی: منظورم این بود که ارتقاء اولویّت­های خانواده راهکار رسیدن به نتیجۀ مطلوب در معنویّت و اخلاق است. ولی نگفتم که قبل از انقلاب این اولویّت وجود داشت و بعد از انقلاب این اولویّت کنار زده شد. عرض من این بود که برای تعیین شاخص باید اولویّت­ها را اصلاح کنیم و آنها را ارتقا دهیم. برای اصلاح این اولویّت­ها گام­هایی برداشته­ایم ولی هنوز تا نقطۀ مطلوب فاصله داریم.

بنابراین یک بحث این است که به طور اجمالی آیا روند ما مثبت بوده است یا به قهقرا رفته­ایم. بحث دیگر این است که شاخص حرکت در مسیر صحیح چیست.

دکتر شریفی: از انتقاد شما تشکّر می­کنم. به نظرم در فرمایش شما سه نکته وجود داشت:

فرمودید کلّی­گویی داشتیم. بنده این انتقاد را می­پذیرم. البتّه طبیعت بحث نیز چنین چیزی را اقتضا می­کرد ولی من سعی کردم با ذکر مصادیقی از سیرۀ پیامبر بحث را جزئی کنم. در عین حال باز هم باید به بحث­ها و مدل­های جزئی­تر بپردازیم.

فرمودید مثال­های­تان در مورد مناسک بود نه اخلاق و معنویّت: درست است برخی از این مثال­ها نظیر شرکت در راهپیمایی اربعین و حضور در اماکن مقدّس مناسک است البتّه مناسک معنوی و دینی، امّا برخی دیگر نظیر خدمت به خلق، همدلی و هم­نوایی اجتماعی، کمک به فقرا و ایجاد مراکز خیریّه جزء مناسک نیستند و ما در اینها هم رشد خیلی جدّی داشتیم.

این نکته را هم بگویم که جدا کردن اخلاق و مناسک از اعتقادات جای تأمّل دارد. مناسک زاییدۀ بینش، گرایش و اعتقاد است و بنابراین نباید میان آنها فاصله و شکاف ایجاد کرد. بینش و گرایش تقریباً رفتار خاصّ خود را تولید می­کند و نباید اینها را بی­ارتباط از هم تلقّی کنیم.

در مورد تعارض و تناقضی که فرمودید توضیحی میدهم که امیدوارم قانع­کننده باشد. ما هم نقاط قوّت را گفتیم و هم آسیب­ها را. وقتی وضعیّت کنونی را با وضعیّت قبل می­سنجیم به یک معیار سنجش نیاز داریم. مدل­های مختلفی از کارآمدی وجود دارد و مدل سوآت (SWOT) یک مدل مشهور است. طبق این مدل اگر برآیند حاصل از نقاط قوّت، نقاط ضعف، فرصت­ها و تهدیدها رو به جلو بود می­توانیم بگوییم کارآمد بوده­ایم.

آنجا که وضعیّت کنونی کشور را با وضعیّت پیش از انقلاب مقایسه می­کردیم گفتیم با توجّه به تهدیدهای هزاران شبکۀ ماهواره­ای و نقاط ضعف متعدّدی که در داخل وجود دارد نظیر ناکارآمدی و نابلدی مدیران و روحانیّت، عدم وجود الگوی مشابه برای تحقّق اسلام، اخلاق و معنویّت و … رو به جلو بوده­ایم.

امّا آنجا که با آرمان­های اسلامی می­سنجیم وقتی می­بینیم یک چهارم یا یک سوم ازدواج­ها به طلاق کشیده می­شود باید بگوییم بحران اخلاق اسلامی داریم چون طلاق یک حلال مبغوض است؛ هر چند در مقایسه با کشورهایی مثل فرانسه و آمریکا که یک دوم ازدواج­ها به طلاق کشیده می­شود شرایط بهتری داریم. البتّه متأسّفانه در اثر غفلت داخلی و هجمه­های خارجی، کشور ما در این عرصه­ها شیب تندی به سمت سقوط پیدا کرده و به همین دلیل است که جهاد اخلاق و معنویّت مطرح می­شود.

رابرت مرداک به دنبال اجرای استراتژی قورباغه برای اضمحلال و نابودی خانواده است. در مصاحبه­ای که در سال ۲۰۱۶ انجام داد گفت هدف من در افق ۲۰۲۰ این است که غیرت را از مردان ایرانی و عفّت و حیا را از زنان ایرانی بگیرم تا خانواده مضمحل شود. اضمحلال خانواده به فروپاشی این حکومت خواهد انجامید و در نتیجه تمدّنی شکل نخواهد گرفت. به هر حال، در مقایسه با این هجمه­ها عملکرد ما بد نبوده است ولی در حدّ یک قطره.

دبیر علمی: از اساتید محترم جناب آقای دکتر شریفی و جناب آقای دکتر ساجدی بسیار تشکّر می­کنم، همچنین از خواهران و برادرانی که در این نشست علمی شرکت کردند. إن شاء الله این آغاز باشد برای ادامۀ این نشست­ها و ایجاد تغییر و تحوّل بنیادین در اخلاق و معنویّت. همۀ شما را به خدای بزرگ می­سپاریم و با ذکر صلوات بر محمّد و آل محمّد جلسه را خاتمه می­دهیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

[۱] . بنابر تفسیر ما از معنویّت که آن را با رابطه با خدا می­دانیم ـ نه تفسیر آقای ملکیان که این بحث را در یک نگاه سکولار محدود می­کنند.

[۲] . البتّه این نکته را عرض کنم که انسان یک موجود چند ساحتی است؛ چنانکه عرفا ۱۰ ساحت نفسانی برای انسان بر می­شمارند. مثلاً ملا عبدالرّزاق کاشانی در شرح منازل السّائرین ۱۰ لایۀ باطنی برای انسان بر می­شمرد که هر لایه اقتضائات خاصّ خود را دارد. بنابراین علاوه بر ابعاد بینش، گرایش و پیش از پرداختن به کنش­های او باید انگیزش را نیز مورد بررسی قرار داد.

[۳] . سوراخ کردن گوش پسران و آویختن زینت به آن در آن زمان مرسوم بود و در کتب روایی ما روایات متعدّدی در این زمینه وجود دارد. اکنون نیز برخی از شیعیان غیرایرانی این رسم را اجرا می­کنند.

[۴] . قصص (۲۸): ۷۹٫