یکصد و نود و نهمین جلسه گروه علمی کلام برگزار شد+خلاصه بحث

یکصد و نود و نهمین جلسه گروه علمی کلام با موضوع چالش فکری شهید مطهری با دو جریان تجدّد و تحجّر“ با ارائه “آقای دکتر علیرضا میرزایی” با حضور اعضاء محترم گروه سه شنبه ۴ تیر ۹۹ ساعت ۱۹ در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد:

استاد رضانژاد: امروز سالگرد ولادت حضرت معصومه  سلام الله علیهاست که آن را تبریک عرض می کنیم؛ پس از شیوع بیماری کرونا، جلسات مجمع تعطیل شده بود که اکنون با مجوزهای بهداشتیِ شکل گیری جلسات علمی، جلسات گروه کلام آغاز شده است.

در ایام هفته معلم، مجمع عالی حکمت برنامه هایی تدارک دیده  بود که تعطیل شد و امشب این موضوع در اولویت قرار گرفته است.

استاد میرزایی:

شخصیت شهید مطهری خیلی تأثیر گذار بوده است؛ ما آثار ایشان را چندین بار مرور کردیم؛ شهید مطهری ابعاد مختلفی دارند، حکیم بودن و متکلم بودن از صفات مهم این عالم بزرگوار است ؛ مطالب این استاد معطوف به پاسخ به شبهات رایج بوده است. از نبوغ فردی برخوردار بوده است و علاوه بر آن، بهره مندی ایشان از بزرگان  و همزمانی شهید با اساتیدی همچون آیت الله بروجردی، علامه طباطبایی و … بسیار مهم بوده است.

آیت الله مطهری، مقرر و آسان نویس خوبی  هم بوده است.

از دیگر ویژگی های ایشان آن است که مباحثشان معطوف به آثار انضمامی است. مثلاً با توجه به باستان گرایی، کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران را می نویسد یا کتاب اسلام و مقتضیات زمان  و نیز کتاب هایی در نقد مارکسیسم نگارش نموده اند. ایشان محقق دقیقی بودند و اصل شبهات و مباحث را شخصاً بررسی می کردند و به مطالب منقول از طریق واسطه ها اکتفا نمی کردند.

وی در بحث شرور، که در غرب مطرح است، موضوع عدمی بودن شرّ را مطرح می کند.

ثنویت و دوآلیسم[۱] نفس و بدن یکی از مسائل رایج فلسفه غرب است و استاد این موضوع را مدّ نظر قرار می دهد و با نظریه “جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن انسان”، این مسأله را تحلیل می کند و جواب می دهد.

هر چند اثر مستقل کلامی یا فلسفی ندارند ولی آثارشان ناظر به شبهات کلامی و عقیدتی است و   به متکلم بودن تا فیلسوف مدرسی بودن الیق هستند.

علامه طباطبایی می فرمود، آقای مطهری، کلام ما را ضایع نمی کند و فلسفه را خوب می فهمیده است.

تأثیر گذاری ویژه ایشان در محافل دانشگاهی یکی از نکات مهم در زندگی ایشان است. ایشان جریانی را در محافل آکادمیک خلق کرد و حضور ایشان اهمیت داده می شد و به رسمیت شناخته می شد. مارکسیست ها از وی حساب می بردند از جمله برادران آریان پور که دارای این تفکر بود، به دلیل ابهت علمی استاد،  حاضر به مناظره با ایشان نمی شدند. افرادی مانند سید حسین نصر، شایگان و بازرگان و … هر چند با وی اختلاف نظر داشتند ولی برای او احترام علمی قائل بودند. ایشان عالم جریان ساز و تأثیر گذار در محافل  علمی بود.

استاد  با جریان هایینند تحجر و تجدد  درگیر شده است .

۱۱۴ سال است که ما با تجدد آشنا شده ایم و این موضوع، حوزه های مختلف اندیشه هنر و سبک زندگی ما را متأثر کرده است و شهید با آن منتقدانه برخورد می کند. و از سوی دیگر افرادی بودند که روش شناسی خاص داشتند و در عین حال دیندار بودند و ورود به مباحث تاریخی و اسلامی داشتند مثل ابوالحسن ندوی، اقبال لاهوری، بازرگان، فرید وجدی و …؛  شهید مطهری از روش ناقص آن ها در متون دینی انتقاد می کردند.

شهید مطهری معتقد بود بر اساس متدولوژی امثال بازرگان، مرز عالم مادی و ماورا تضعیف شده و از بین رفته است.

شهید مطهری روش این افراد در بحث معاد شناسی و مبدأ هستی را نقد می کند با این تبیین که روش های آنها ناقص است و بخش مهمی از متون دینی در مورد تأثیر گذاری عالم ملکوت و خداوند بر این عالم، را نادیده گرفته است.

استاد از کسانی که مباحث قرآنی و دینی را قابل تفکر و تعقل نمی دانند، انتقاد می کند.

ایشان از امثال اقبال لاهوری  به دلیل شناخت ناقصشان، انتقاد می کند یا  امثال فرید وجدی را بخاطر نوع فهمش از قرآن، نقد می کند و بیان می کند که او  صلاحیت لازم را در تحقیق و تفکر قرآنی را  ندارد.

تجدد به مفهوم گرفتن متدولوژی از غرب برای تفسیر دین، از موارد انتقادات مهم شهید مطهری بود.

شهید مطهری تحجّر را به این معنا می داند که تعقل و تدین را قبال جمع نمی داند. ایشان از واژه سلفیّت کم استفاده می کند و شهید مطهری وقتی حنبل گرایی یا اشعری گرایی را مطرح می کند گویی بیشتر ناظر به اصل حدیث گرایی سخن می گوید.

در حوزه شیعی، اخباری گری را بسیار خطرناک می داند و خوشحال است که با ظهور آیت الله بهبهانی و دیگران، آن اخباری گری خطرناک افول کرده است.

ایشان نوعی وجوه مشترک بین این گروه های مختلف بیان می کند که معمولاً مخالف تعقل و تفکر و فلسفه بودند.

به نوعی جریان اخباری گری ما در شیعه متأثر از فلسفه حسّ گرایی غرب است و گویی آیت الله بروجردی این تأثیر را بیان می کرده اند و شهید مطهری با بیان این ارتباط و تأثیرات، ناراحتی خود را از بروز این تفکرات بیان می کند.

مبحث کوتاهی را شهید مطهری در کتاب توحید و شرک دارند و در حدود ۱۵ صفحه است ولی یکی از عالمانه ترین مطالب در نقد وهابیت و شبهات آنهاست. در این صفحات، سوالات اساسی از وهابیت می پرسد که چه معیاری برای تکفیر و ردّ زیارت و … دارید؟ آیا  اگر کسی قائل به وجودی غیر از خدا باشد، شرک است؟ اگر کسی قائل به تأثیر گذاری غیر از خدا در خلقت باشد شرک است؟ و با سوالات متعدد و گفتگو با آنها، شبهات وهابیت را پاسخ می دهد و بیان می کند که نمی توانید منکر تکثرات در عالم و نظام سبب و مسببات بشوید. در موضوع عالم اموات می گوید شما ندانسته برای اشیاء، تأثیر مستقل قائل هستید چون موجودیت مستقل را قائل هستید و از سوی دیگر شما قلمرو و تأثیر خدا را عالم ماوراء طبیعت و عالم طبیعت می دانید و قلمرو انسان ها را عالم طبیعت می دانید و این بدترین نوع شرک است که حوزه طبیعت را مشترک دانسته و قلمرو مشترک بین خدا و انسان قائل شده اید و در حالی که می توان جواب داد، نظام طولی داریم و خدا تأثیر قیومی دارد و موجودات دیگر هم در طول خداوند تأثیر دارند،  حتی ارواح  اموات هم تأثیر دارد ولی استقلالی نیست. و نتیجه می گیرد که نظریه وهابیت منحط و ضد امامت و ضد توحید است.

ایشان البته در موضوعات اجتماعی و سیاسی ورود دارد و توصیه هایی برای ارتقاء و اصلاح حوزه های علمیه دارد.

استقلال مالی حوزه را یک امتیاز می داند، ایشان از عوام زدگی انتقاد می کند و در مورد اجتهاد بیان می کند که  اجتهاد وقتی  معنا دارد که  امور مستحدثه را حل کند   و مجتهد بتواند آن را با مبانی حل کند نه مسائلی که بارها  تکرار  و گفته شده است.

نظرات اساتید حاضر:

استاد رضانژاد:

عنوان بحث نشان میداد که منظور،  نقد تحجر در افکار جامعه شیعه مدّ نظر است مثل بحث هایی که امام در نقد موضوع تحجر داشته است و انتظار بود که بین این دو نظریه و در مورد چالش های آن بحث شود. توقع می رفت چالش های بین متحجران و اخباری گری و اهل تجدد بیان شود.

مثلاً فریاد های استاد در تحریفات عاشورا یک مثالی بود که نوعی از نقد تحجر بوده است.

نکته ی دیگر آنکه حدود  و مرزی بین انواع تجدد قرار ندادید، به نظر ما گونه های مختلف تجدد گرایی باید مطرح می شد مثلا مسلمان های تحت تأثیر مارکسیستی یک گروه هستند؛ اگر این متجددها تقسیم بندی می شدند، بهتر بود.

ایشان همه چیز را در عرصه دفاع از عقاید و اعتقادات دینی گرفته است و برخی از نویسندگان، آثار کلامی و اعتقادی وی را دسته بندی کرده اند. که مسائل قرآنی، جامعه شناسی و عقاید و … را تقسیم و دسته بندی کرده اند.

مباحث مربوط به فلسفه احکام را به عنوان دفاع از دین، تبیین کرده است.

استاد اسدی:

هر چند بحث شما گذرا و  به نوعی مرور سر فصل ها بود ولی  مطالبتان قابل توجه است.

مرحوم مطهری آنقدر زیبا گفتند و عمل کردند که انسان با جان و دل می شنود.

موضوع تجدد و تحجر، مسأله مهمی است و بلای قدیمی و بلای بروزی است و این مسئله در بین  طلاب و حتی سایر مسلمین دیده می  شود و در هر روزگاری، نوع جدیدی از آن دیده می شود.

اینکه گفته شد، شهید مطهری به متکلم بودن نزدیک تر است، باید این را دانست که ایشان یک جامعیتی داشته اند و تبحر ایشان در علوم مختلف مثل تاریخ و تفسیر و … مهم است.

۱۴ جلد کتاب ایشان به نام آشنایی با قرآن چاپ شد و  نقطه  تبحر ایشان در رموز قرآنی جلوه گر می شود و نکات فقهی که اشاره می کنند و نیز بحث در مورد زنان و صحبت از نظام حقوق زنان هم  تبحّر ایشان را نمایان می کند. شهید مطهری بحث نظام حقوقی زن را عالمانه در نقد مجلات و مقالات و شبهات علیه زن در اسلام نوشتند.

جنبه احاطه فلسفی ایشان هم در مقام ثبوت و هم در مقام اثبات جلوه گر است به عنوان نمونه در بحث حرکت که در فلسفه ملاصدرا در اسفار مطرح شده است،

مباحث ایشان در دفاع از دین هر چند کلامی است ولی متحجرانه و با جمود همراه نیست.پس ایشان به فیلسوف بودن اشبه و اقرب است.

حمید عنایت گفته است که  استاد مطهری، مشوق من در بررسی فلسفه هگل بود و استاد مطهری   قانع به ترجمه ها و واسطه ها نبود و سعی می کرد له  اصل مطالب و ادعا ها  دسترسی پیدا کند و سعی داشت مستندتر درک کند.

مرحوم مطهری به آقای عنایت گفته بود که هگل اصالت الماهیه ای است و  همواره از دقت استاد مطهری به مبانی فلسفه و … تعریف و تحسین می کند.

جریان تحجر هم بی ارتباط با اختلافشان با آیت الله بروجردی نیست، البته مرحوم شهید مطهری بسیار نسبت به آیت الله بروجردی،  از بعد گفتاری و رفتاری تجلیل می کردند. و برخی سعی داشتند که مباحث تحجر را بهانه ایجاد اختلاف کنند ولی استاد مطهری دقیق و قوی بودند.

استاد رسالتی: اگر تجدد و تحجر دقیق معنا می شد و مرزها شفاف می شد که تحجر دقیقاً چه چیزی است و چگونه می   واقع می شود، بهتر بود.

استاد اسحاقیان:

به نظر می رسد فهم دقیق و عمیق ایشان در آثار فلاسفه غرب، تبیین جدید و ربط مباحث فلسفی شرق و غرب، کمتر از ارائه نظر فلسفی جدید و  کتاب مستقل فلسفی نباشد.

استاد میرزایی:

سعی ما در این بود که مباحث تجدد و تحجّر را عمیق و کامل بگوییم ولی از حجم و توسعه بحث در یک جلسه نگران بودیم.

در مورد تخصص فلسفی استاد مطهری بحث نیست ولی با اصطلاح فیلسوف مدرَسی بودن ایشان باید گونه دیگری سخن گفت.

[۱] Dualism