یکصد و سی و ششمین جلسه گروه فلسفه اخلاق برگزار شد+خلاصه بحث

یکصد و سی و ششمین جلسه گروه فلسفه اخلاق (سلسله جلسات ششمین بزرگداشت علامه طباطبایی ره) با موضوع“بررسی آداب و رابطه آن با اخلاق از منظر علامه طباطبایی” با ارائه حجت الاسلام دکتر جمال سروش چهارشنبه ۲۱ آبان ساعت ۱۹(حضوری و مجازی) در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد:

علامه طباطبائی ادب را عبارت می داند از ظرافت عمل و می فرمایند: عمل وقتى ظریف و زیبا جلوه مى‏کند که اولا مشروع بوده و ثانیا عمل اختیارى باشد. معنى ادب، حسن و ظرافت عمل است، و در معنى حسن که موافقت عمل است با غرض (مطلوب نهایی: بندگی و در اسلام = توحید در اعتقاد و عمل) زندگى، هیچگونه اختلافى نیست، لیکن تطبیق این معناى اصلى با مصادیق آن در نظر مجتمعات مختلف کوچک و بزرگ بسیار مختلف است، حتى دو نفر از عقلاى بشر در معناى آن و اینکه ادب امر مستحسنى است اختلاف ندارند. (ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۶، ص:۳۶۶- ۳۶۷) و در ارتباط آداب با اخلاق می نویسد: آداب و رسوم اجتماعى به منزله آئینه افکار و خصوصیات اخلاقى آن اجتماع است. اخلاق عبارتست از ملکات راسخه در روح، و در حقیقت وصفى است از اوصاف روح، ولى آداب عبارتست از هیات‏هاى زیباى مختلفى که اعمال صادره از آدمى متصف بدان مى‏گردد. پس آداب ناشى از اخلاق و اخلاق زائیده از مقتضیات اجتماع است. (همان، ص۳۶۷) آنگاه درباره ادب الهی می فرمایند: ادب الهى عمل را بر هیات توحید انجام دادن است. سپس به ضرورت تمرین در علوم عملی اشاره می کنند: علوم عملى یعنى علومى که به منظور عمل کردن و به کار بستن فرا گرفته مى‏شود وقتى مى‏تواند در مرحله عمل بطور کامل نتیجه دهد که فراگرفتنش در ضمن تمرین و آزمایش باشد. (همان، ص۳۶۸) حال برای تمرین نیازمند الگویی هستیم و آن الگو هم باید عامل باشد که اگر نباشد الگوی مؤثر و مفیدی نخواهد بود (همان، ص۳۷۱) چنین الگویی جز انبیاء نیستند که نام ۱۸ نفر از مهم ترین آنها را خدا در قرآن ذکر می کند و در پایان می فرماید أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ. (انبیاء/۸۲-۸۹) و هدایت آنها یعنی هدایت به توحید و مقصود از پیروی از آنها یعنی پیروی در عمل نه در اعتقاد که غیر اختیاری و تقلیدناپذیر است. با این بیان رسول اللَّه (ص) را بطور اجمال به تادیب الهى خود مؤدب نموده و به پیروى از توحیدى که انبیاء را به عمل صالح واداشت، توصیه مى‏فرماید. حال که پیامبر اکرم ص و به تبع او همه مؤمنین دعوت به پیروی از آداب انبیاء شده اند لازم است که آن آداب ذکر شود که مرحوم علامه به تفصیل به این موارد اشاره می کنند: ۱٫ خضوع ۲٫ عدم تکلف. ۳٫ استفاده از طیبات و رزق حلال. ۴٫ ادب آدم و حوا در دعا (هنگام توبه). ۵٫ ادب نوح در دعا (دعوت فرزندش). ۶٫ ادب ابراهیم در احتجاج با قومش. ۷٫ ادب اسماعیل در جریان ذبح. ۸٫ ادب یعقوب هنگام بلا. ۹٫ ادب یوسف هنگام تهدید زلیخا و مواجهه با پدر. ۱۰٫ ادب موسی. ۱۱٫ ادب شعیب و داوود و سلیمان. ۱۲٫ ادب یونس هنگام دعا در شکم ماهی. ۱۳٫ ادب در دعای ایوب و زکریا. ۱۴٫ ادب عیسی در دعا و هنگام تبرئه خود. ۱۵٫ ادب (یا بی ادبی) فرعون و نمرود در مقایسه با ادب انبیا (از باب تعرف الاشیاء باضدادها). ۱۶٫ رعایت ظرفیت و عقل مردم هنگام گفتگو. ۱۷٫ صراحت در دعوت به حق. ۱۸٫ نفی امتیازهای مادی و طبقاتی و بزرگداشت علم و تقوا. ۱۹٫ ادب بندگی پیامبر اکرم ص و حریص بودن بر هدایت شدن مردم و اذن خیر و رحمت للعالمین بودن و دارای خلق عظیم بودن حضرت. و در ذیل آیاتی که آداب پیامبر ص را از آن به دست می آورند می فرمایند: این آیات گر چه معناى تحت اللفظى و مطابقى آن ناظر به اخلاق حسنه آن جناب است، نه به ادبش که امرى است و راى حسن خلق، الا اینکه نوع ادب‏ها را مى‏توان از نوع اخلاقیات استفاده نمود، علاوه بر اینکه خود ادب از شاخ و برگهاى اخلاقیات است. و سپس حدود ۱۸۰ روایت از روایاتی که در سنن النبی بوده را گزینش کرده و آداب پیامبر ص را با استفاده از آنها ذکر می کنند.