“سیر تطور اندیشه “بداء”از مدرسه اهل بیت تا مدرسه اصفهان“ در جلسه گروه علمی کلام+خلاصه بحث

یکصد و هفتاد و چهارمین جلسه گروه علمی کلام با موضوع سیر تطور اندیشه “بداء”از مدرسه اهل بیت تا مدرسه اصفهان“ با ارائه “آقای دکتر محمد الله نیا“ و با حضور اعضاء محترم گروه سه شنبه ۱۰ مهر ۹۷  ساعت ۱۹ در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

 

خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد:

اندیشه «بداء» از اختصاصات تشیع و از معارف مورد تأکید ائمه هدی(علیهم السلام) می باشد؛ آن چنان که در مقابل موضوعی مانند قضا و قدر که در تبیین آن، دعوت به اختصار گردیده، در این مبحث، به تفصیل و توضیح، تشویق و ترغیب شده است. بررسی تحلیل متکلمان شیعه از دوران ائمه(علیهم السلام) تا مدرسه اصفهان در این خصوص، نشان می­دهد که اصل موضوع، پذیرفته شده و همگان مدافع معنایی هستند که موجب تغییر در ذات الهی یا علم او نگردیده و مستوجب پشمانی و جهل در خداوند نشود.

ثابت ماندن اصول محوری در تحلیل و تبیین معنای بداء، گواهی می دهد که علیرغم فراز و نشیب هایی، این اعتقاد، تحول بنیادی نداشته و پایه های اساسی خود را حفظ نموده است؛ به عنوان نمونه، این که علم قبل از فعل، علم به روی دادن بداء و علم بعد از فعل با تمام جزئیات نزد خداوند، ثابت است و هیچ گاه بداء به معنای تغییر در علم الهی و یا علم پس از جهل معنا نشده است، نشان از اتفاق نظر متکلمین شیعه در این موضوع دارد؛ همچنین این که بداء به معنای تغییر و دگرگونی در ذات و صفات الهی نیست؛ و نیز این که وقوع بداء تابع سنت الهی است و فائق آمدن سنتی بر سنتی دیگر موجب روی دادن فعلی خلاف توقع ظاهری مردم می شود، نشان از قطعیت آموزه های اصلی بداء در اندیشه شیعه دارد.

با این حال، تغییراتی در تبیین این اندیشه که به تأکید روایات، سخن گفتن از آن موجب بالاترین عظمت برای خداوند متعال است، قابل مشاهده می باشد. در بیان روایات، بداء امری کاملاً تکوینی است و به سیر مراحل انجام فعل الهی باز می گردد؛ به نحوی که محو به «ماکان» و اثبات، به «ما لم یکن» تعلق می گیرد.

این معنا در بیان اصحاب ائمه(علیهم السلام) رواج می یابد و در بررسی روایات کافی، کاملاً روشن بیان شده است.

در مدرسه کوفه و قم، این معنا حفظ می شود؛ هر چند در تبیین مدرسه قم، حوزه تشریع و اعتقاد به قرابت معنایی بداء و نسخ، مد نظر قرار می گیرد؛ و شاید بتوان این مسأله را شروعی برای یک تغییر در تبیین و معنای بداء دانست.

در مدرسه بغداد، معنای بداء، صبغه تشریعی پر رنگ تری به خود می گیرد و از حوزه تکوین صرف، دور شده و مترادف با نسخ، یکی از مصادیق آن و یا نزدیک به معنای آن، تلقی می­شود. پیگیری اندیشه شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و خواجه نصیر، این مسأله را به خوبی روشن می نماید. شیخ مفید به معنای نسخ اشارت دارد؛ سید مرتضی، بداء را از آن جهت که با علم الهی منافات دارد، نمی پذیرد و آن را دقیقاً بر نسخ حمل می نماید. شیخ طوسی معنای مورد اشاره شیخ مفید و سید مرتضی را تأیید می کند و نهایتاً بین بداء و نسخ از لحاظ همزمانی یا تفاوت در زمان وقوع (تقدم و تأخر)، تفاوت قائل است. خواجه نصیر پا را اندکی فراتر گذاشته و منکر بداء در معنای مورد افاده شده است.

مدرسه حله، در ادامه راه مدرسه بغداد طی طریق نموده و همان نظرات را مورد تأکید و تأیید قرار می دهد.

در آثار اصحاب مدرسه اصفهان، بحث از بداء، نسبتاً با تفصیل بیشتری آورده شده و با طرح نظرات گذشتگان و نقد آنها، مسیر دیگری گشوده می شود. ابتدا نظر اصحاب بغداد در طرد معنای بداء را، نکوهش کرده و برای اثبات آن، به آیات و روایات مختلف اشاره می نمایند. میرداماد، ضمن این مطلب، به تفاوت نسخ و بداء از لحاظ عالم تشریع و تکوین اشاره نموده و از این جهت به آموزه اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک می شود؛ هر چند بر وجود شباهت بین آنها عقیده داشته و به نوعی هماهنگی و تناسب بین آنها معتقد است.

ملاصدرا در توضیح معنای بداء، به مزیت و برجستگی این آموزه اشاره نموده و تأکید روایات بر عظمت معنای آن را به این دلیل می داند که با اعقتاد به آن، در حقیقت حضور مقتدرانه خداوند در ذره ذره عالم و قدرت او برای تغییر در آنچه مشیت نموده، اثبات می گردد. تفاوت دیگری بین بداء و نسخ قائل است که آن این که در بداء برخلاف نسخ، تغییر در نفس حکم است؛ در حالی که در نسخ تنها زمان حکم متفاوت می شود ولی نفس حکم تغییر نمی یابد. صدرا تأکید می نماید که از بداء، تغییر در باری تعالی و نقص در علم و مشیت او لازم نمی آید. به نظر او بداء در قضی الهی روی نمی دهد؛ بلکه جایگاه وقوع آن در قدر و در امتداد زمان است. تصریحاً یکی دانستن نسخ و بداء را رد می کند.

ملاصدرا در تبیین اندیشه بداء، راه جدیدی در پیش می گیرد که غیر از همه موارد قبلی است. او با تعریف جایگاه برای فرشتگانی که در درجه ای پایین تر از ملائکه مقرب قرار داشته و با این حال، از انجام فرمان الهی کوتاهی نمی کنند، همه تغییرات در اراده، قضاء، محو اثبات و … که در بداء فهیمده می شود را به آنها مربوط دانسته و به واسطه آنها به خداوند نسبت می دهد. لوح محفوظ را عاری از نسخ و بداء دانسته و لوح قدر که محل وقوع نسخ و بداء است را قلوب این فرشتگان، معرفی می کند. تفاوت دیگر در اندیشه او این است که بداء را تنها در قدر جاری دانسته و همانند علم، در اراده و مشیت الهی نفی می کند.

علیرغم اتفاق نظر متکلمان شیعه در پذیرش اندیشه بداء و عدم رسوخ آن در علم الهی، بعضاً تلقی های متفاوتی از این آموزه ارائه شده که اندکی از معنای مورد نظر مدرسه اهل بیت(علیهم السلام) فاصله گرفته است؛ من جمله آن که بداء غیر از نسخ بوده و در عالم تکوین صورت می پذیرد.