“زیربنای حسد و حسدورزی“ در جلسه گروه علمی فلسفه اخلاق+خلاصه بحث

یکصد و سیزدهمین جلسه گروه علمی فلسفه اخلاق با موضوع زیربنای حسد و حسدورزی با ارائه “حجت الاسلام حسین شهسواری و با حضور اعضاء محترم گروه یکشنبه 25 آذر ۹7 ساعت 19 در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد:

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ أُصُولُ الْكُفْرِ ثَلَاثَةٌ الْحِرْصُ وَ الِاسْتِكْبَارُ وَ الْحَسَدُ فَأَمَّا الْحِرْصُ فَإِنَّ آدَمَ علیه السلام حِينَ نُهِيَ عَنِ الشَّجَرَةِ حَمَلَهُ الْحِرْصُ عَلَى أَنْ أَكَلَ مِنْهَا وَ أَمَّا الِاسْتِكْبَارُ فَإِبْلِيسُ حَيْثُ أُمِرَ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ فَأَبَى وَ أَمَّا الْحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حَيْثُ قَتَلَ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ‏ (الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص289).

در علم اخلاق «حسد» و «حسدورزى» از جمله گناهان بزرگ و رذايل اخلاقى به شمار مى رود كه در نفس و جان آدمى رسوخ كرده، بنيان معنوى و درون حقيقى انسان را به ويرانه‏اى تبديل مى‏كند.

به بيان ديگر: حسد حالتى است نفسانى كه صاحب آن، سلب و زوال كمال و نعمت حتى كمال و نعمت متوهّم را كه در غير است، آرزو مى كند.

حسد صاحبش را پیوسته در رنج و تعب و زحمت افكنده آزارش مى دهد، زيرا نعمت‏هاى الهى نامتناهى و غير منقطع است و افاضه‏اش به بندگان نيز هميشگى مى باشد.

از آنجايى كه منشأ و سرچشمه‏ى همه‏ى نعمت‏ها و امتيازات و كمال‏ها، خداوند تبارك وتعالى است، اين خصلت، فرد حسود را به مقام عناد عظیم و ضديت با آفريدگار و پروردگار عالم مى‏كشاند.

بر اين اساس آيا زیربنا و مبدأ حسادت، و حسدورزی ناخوشنودى از قضاى الهى نيست؟

با كمى دقّت پی خواهیم برد فرد حسد پيشه با رفتار خود نقص خداوند سبحان را خواهان است و ذات بارى تعالى را نمى‏خواهد متّصف  به اوصاف كماليه بداند زيرا آنچنان كه در كتب حكمى و عرفانى تبيين شده و پيش از آنها خداوند متعال در قرآن كريم فرموده‏اند: افاضه‏ى نعمت‏ها در وقت و جاى مناسب از صفات كماليه‏ى حقّ است، نمى‏توان خداوند عالم را كه فيّاض على الاطلاق است تصور نمود ولى افاضه‏ى نعمت را از او منقطع دانست لذا افاضه ننمودن فيض با شرايط استحقاق و مصلحت براى فياض نقص خواهد بود. فرد حسود خود خواهان ثبوت اين نقص بر دامان كبرايى ذات مستجمع جميع كمالات،است.

نكته ديگرى كه نبايد از نظر دور داشت «شِرّير» بودن فرد حسود است، به جهت كه نعمت‏هاى الهى جملگى وجوداتند و آنچه شرّ است و از جمله‏ى بدى‏ها محسود مى شود به عدم و نيستى بر مى گردد.

اين نكته از مطالب بلندى است كه حكماى الهى بر آن تأكيد و تصريح كرده و گفته‏اند: هر كس به شرّ راضى شود، اگر چه براى دشمن خود باشد، موجود شِرّير و پليد به شمار مى آيد.

اسباب و نشأ حسد

1.عداوت و دشمنى: وقتى انسان را كسى مورد اذيت و آزار قرار دهد و با اغراض او مخالفت ورزد، كينه آن شخص در دل انسان مورد اذيت و ستم واقع شده، پديد مى‏آيد.
2.احساس برترى و عزّت:
به اين معنا كه چون براى حسود سخت و دشوار است كه ببيند يكى از همگنان او از نعمتى يا موقعيتى برخوردار است
3.كبر و خود بزرگ بينى: اين سبب بدينگونه است كه شخص حسود خود را برتر از ديگران مى‏داند به همين لحاظ توقع دارد همه بايد

4.تعجّب: شخص حسود از اينكه فردى از اطرافيان او داراى امتيازاتى شده است، متعجّب مى‏شود و آن نعمت يا مزيّت را كه قطعا فرد مورد نظر وى در پرتو تلاش و كوشش خود و يا با رعايت تقوا و بكار بستن ملكات نفسانى و كسب صلاحيّت‏هاى لازم، بدست آورده است، خلاف سنّت الهى و قانون عادى و طبيعى مى‏پندارد

5.ترس از دست رفتن منابع و مقاصد: اين مورد در جايى صورت مى‏پذيرد كه دو فرد خواستار يك چيز باشند، در اين حال با يكديگر احساس مزاحمت مى‏كنند در نتيجه نسبت به هم حسد مى‏ورزند

6.حب رياست و مال و جاه (حب نفس):

7.خبث باطن و بدخواهى براى ديگران: گاهى اوقات انسان مى‏شنود كسى امتياز و نعمت و موقعيّتى را به دست آورده اندوهگين و افسرده مى‏شود،

 

مراتب حسد

انسان در مواجه با نعمتى خدادادى كه ديگران از آن برخوردار هستند چند حالت پيدا مى‏كند:

  1. گاهى نابودى نعمت را خواستار مى‏شود، اگر چه آن نعمت را براى خود نخواهد.
  2. بعضى اوقات خواستار زوال نعمت از ديگرى و انتقال آن به خود مى‏باشد يعنى چون مى‏خواهد از آن نعمت برخوردار شود از اين رو تمناى زوال آن را از ديگرى مى‏كند.
  3. گاهى آرزو مى‏كند كه از آن نعمت برخوردار شود ولى چون از بدست آوردن آن ناتوان است خواهان برطرف شدن آن نعمت از غير خود كه داراى آن است، مى‏باشد تا اين كه تفاوتى بين او و كسى كه از نعمت برخوردار است (محسود) وجود نداشته باشد.
  4. زمانى آرزوى برخوردارى از آن نعمت را دارد بدون اينكه زوال آن را از فرد صاحب نعمت، بخواهد.

 

عوارض و پیامدهای حسد

حسد در تمام شئون و اطوار زندگى انسان تأثير گذار است و پيامدهاى ناگوارى را به دنبال مى‏آورد.

1.فرد حسود هميشه در عذاب و رنج مى‏باشد. عن النبی صلی الله علیه و آله:«أقلّ الناس لذة الحسود»، عن علی علیه السلام: «لا راحة لحسود» و «الحسود مغموم» و «الحسد حبس الرّوح»

  1. حسد موجب بيمارى روحى و جسمى مى‏شود. عن علی علیه السلام:« صحّه‏الجسد من قلّة الحسد» و «العجب لغفلة الحساد عن سلامة الأجساد» و «و الحسود أبدا عليل» و «الحسود دائم السقم و إن كان صحيح الجسم»
  2. حسد موجب كوتاهى عمر مى‏شود. «الحسد يفنى الجسد»
  3. حسود دائما تنها مى‏باشد

«الحسود لا خلّة له»

  1. حسود هرگز به جايگاه برتر و مورد نظر خود نمى‏رسد

«الحسود لايسود»

  1. حسد، ايمان و حسنات ظاهرى و باطنى را از بين مى‏برد

«ثلاث لا ينجو منهنّ أحد الظنّ و الحسد و الطيرة» ،«…فإنّ الحاسد ساخط لنعمى صادّ لقسمى الذى قسمت بين عبادى و من يك كذلك فلست منه و ليس منّى»، « إن ّ الحسد يأكل الحسنات»، «الحاسد مغتاظ على من لا ذنب له»

 

 

تاثیر حسد در جنبه های مختلف زندگی انسان

1.تأثير حسد در امور اعتقادى و دينى و مذهبى

«أم يحسدون الناس على ما اتاهم اللّه‏ من فضله فقد اتينا ال ابراهيم الكتاب و الحكمة و اتينا هم ملكا عظيما».

عن أبى عبداللّه‏عليه‏السلام قال: يقول ابليس لجنوده: القوا بينهم الحسد و البغى فإنّها يعدلان عنداللّه‏ الشرك.

  1. تأثير حسد در امور فرهنگى و علمى

در مسائل و حوادث پس از رحلت پيامبر اكرم عليه‏السلام كه يكى از لحظات و نقاط تاريك به شمار مى‏رود، گفتند:«نبوّت و امامت در يك خاندان جمع نمى‏شود»

3 تأثير حسد در امور اقتصادى و مادى

  1. تأثير حسد در فعاليت‏هاى سياسى و حكومتى و ادارى
  2. تأثير حسد در روابط خانوادگى

 

راه علاج

با توجه به خواستگاه اصلى حسد كه 1. خودخواهى و 2. هواى نفس است، مى‏توان دريافت كه لازم است با مراجعه به: الف) توصيه‏هاى دينى و اخلاقى و تدبيتى حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ب) سخنان گهربار ائمه‏ى معصوم عليهم‏السلام و ج) پرهيز و خويشتندارى در برابر لذت‏هاى زود گذر دنيايى و د) كنترل حس افزون طلبى و هـ) سركوب نمودن خواهش‏هاى نفس و) و بسنده كردن به مقدار لازم و رزق مقدّر و مشروع و ز) مهار نفس مفسده جو و ح) پرورش اوصاف و خصايص برجسته‏ى انسانى در وجود خود، زمينه و بستر بروز و رشد و توسعه‏ى رذايل اخلاقى خصوصا رذيله ى فساد برانگيز حسادت را درنفس خود را از بين ببريم تا از پيامدها وعوارض شوم و خطر ساز و خانمان بر انداز آن هم خويشتن در امان باشيم.