جلسه 63 کارگروه حکمت عملی برگزار شد

حجه الاسلام دلپذیر کاگروه حکمت عملی جستاری در غایت حکمت مدنی فارابی

حجه الاسلام دلپذیر کاگروه حکمت عملی جستاری در غایت حکمت مدنی فارابیحجت‌الاسلام جواد دلپذیر؛ استاد حوزه علمیه در نشست علمی«جستاری در غایت حکمت مدنی فارابی» که از سوی مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد با اشاره به غایت حکمت عملی از منظر فارابی، گفت:

یکی از مؤلفه‌های علم‌شناختی هر علمی، شناخت غایت است و شناخت غایت حکمت عملی هم در مطالعه حکمت عملی نقش مهمی دارد. بنده مدعی هستم که حکمت عملی دارای یک سلسله غایات مترتب بر یکدیگر است یعنی غایات نهایی و متوسط و نزدیک دارد.

وی افزود: فارابی در تعریف غایت گفته است غایت آن چیزی است که هر فعلی برای رسیدن به آن انجام می شود؛ او گفته است مانند تعلیم که غرض و هدف آن کسب علم است. در المنطقیات هم گفته است ما از رسیدن به غایت اصول مغیی را کشف می‌کنیم. مثلا بگوییم سعادت، غایت حکمت عملی است و وقتی سعادت ایجاد شد حکمت عملی وجود داشته است که به آن رسیده است.

دلپذیر تصریح کرد: فارابی گفته است اموری قبل از رسیدن به هر علمی لازم است از جمله غرض علم، اسم واضع، نحوه تعلیم و روش و …؛ او غرض و منفعت را تعریف کرده و گفته است غرض چیزی است که دانش در صدد شناساندن آن است. در واقع غرض، شاخت مسائل هر علم است یعنی غرض حکمت عملی شناخت مسائل حکمت عملی است.

پژوهشگر فلسفه اسلامی با بیان اینکه منفعت چیزی خارج از علم است که به آن کاربرد و کارکرد می‌گویند، گفت: در حکمت عملی، غایت اولیه شناخت گزاره های آن است. فارابی در متن دیگری به نقل از رساله جالینوس گفته است غرض از صناعات عملی، مهارت خاص جزیی است ولی صنایع نظری برای شناخت یکسری کلیات ایجاد شده اند؛ غرض از صنعت نظری فحص از اعراض ذاتی آن یعنی مسائل علم مربوطه است یعنی قبح و جمال یک عمل و شناخت اینکه چه عملی باعث سعادت و چه اعمالی مخالف سعادت است. بنابراین اگر پرسیده شود برای چه باید حکمت عملی بخوانیم برای اینکه مسائل آن را بشناسیم وگرنه مستقیما رسیدن به سعادت نیست. در حقیقت حکمت عملی مباشر است.

دلپذیر افزود: فارابی گفته است که علوم دو نوع است یکی صناعات قابل دانستن که شان عمل شدن ندارند مانند اینکه خدا عالم دارد یا مسائل ریاضی مانند اینکه 2 ضرب در 2 مساوی 4 است؛ دسته دوم صناعاتی است که شان عمل شدن هم دارند؛ فارابی می گوید کمال علم اول آن است که آن را بدانی ولی کمال صناعت و علم دوم در این است که بعد از دانستن، انسان به آن عمل هم بکند. بنابراین شان حکمت عملی امور ارادی و ملحقات به این امور است لذا جزئی شده آن قابلیت عمل دارد.

وی افزود: فارابی کمال حکمت عملی را در عمل به گزاره های آن می‌داند؛ البته غایت اول صرفا حالت مقدمی ندارد زیرا غایت مباشری خودش هیچ موضوعیت ندارد و معبری است که ما را به هدف بالاتر برساند ولی در حکمت عملی اینطور نیست، چون دانستن گزاره های حکمت عملی خودش برای انسان ارزش است مانند اینکه حکمت نظری فضیلت نظری برای انسان به همراه دارد.

جایگاه حکمت عملی

دلپذیر با بیان اینکه صرف دانستن فلسفه اولی فضیلت دارد ولی حکمت عملی دانستنش موضوعیت دارد و عمل به آن هم موضوعیت دارد، اظهار کرد: برای ما تشویق به حکمت عملی می کنیم؟ برای این است که حکمت عملی است که انسان مختار برای سعادت به آن محتاج است لذا حکمت عملی را فرا می‌گیرد تا به غایت دیگری برسد لذا به لحاظ علم شناختی، غایت قابل علم است. این علم برای آن مطرح است که انسان این علم را بخواند و غایت این علم برای او فراهم شود و بعد به منفعت آن برسد.

علم بدون عمل ناقص است

استاد و پژوهشگر فلسفه حوزه علمیه بیان کرد: نتیجه بحث این است که حکیمی که به حکمت عمل نکند فلسفه او ناقص است؛ پس غایت اول دانستن گزاره‌ها است و غایت دوم عمل کردن است و غایت سوم رساندن عمل به سعادت است یعنی خود عمل هم در اینجا غایت بعید نیست لذا غایت بعید حکمت عملی رساندن انسان به سعادتمندی است و غایت قصوی(دورترین و بعید) هم همان صناعات است.

دلپذیر اضافه کرد: فارابی در المنطقیات جلد اول بین فلسفه نظری و عملی مقایسه کرده و آورده است غایت و کمالی که علم نظری به آن منتهی می شود خود دانستن است ولی غایت و کمالی که حکمت عملی به آن منتهی است صرفا دانستن گزاره های آن نیست و فقط عمل کردن به آن هم نیست بلکه هم دانستن هدف اولیه است، هم عمل کردن هدف ثانویه و هم سعادت مند شدن غایت اقصی و بعید است. البته فارابی می گوید ارسطو هم معتقد به این مسئله است.

وی افزود: فارابی می گوید ارسطو گفته است که مسئله جدلی دو فایده دارد؛ یکی برای فلسفه عملی و دیگری برای فلسفه نظری که غایت آن حق و معرفت و دانستن امور حق است. از دید وی فیلسوف کسی است که واجد فلسفه نظری و عملی باشد و فلسفه نظری مستلزم داشتن علم است ولی علم بدون عمل هم امر باطلی است و امر باطل هم غایت مدنظر محقق نخواهد شد.

شرط راهبری جامعه

دلپذیر بیان کرد: وی در تحصیل السعاده می گوید کاملترین شخصی که حتی حکمت عملی او هم به کاملترین وجه و سطح رسیده است زمانی کار او به نتیجه رسیده است که دیگران را هم کمک کند تا به سعادتی که خود او رسیده است برسند یعنی او رئیس جامعه باشد یعنی کمال آخر علم عملی آن است که آن چه را می دانسته است در دیگران هم ایجاد کند تا افراد دیگر هم به اندازه استعداد و توان خود به این سعادت برسند.