یکصد و چهل و ششمین جلسه گروه علمی فلسفه اخلاق برگزار شد+خلاصه بحث

یکصد و چهل و ششمین جلسه گروه علمی فلسفه اخلاق با موضوع “بررسی رویکردهای اخلاقی بر اساس بازنگری در نظریه آیت الله مصباح یزدی در اخلاق هنجاری” با ارائه آقای دکتر محسن شکوه بخش چهارشنبه ۱۰ شهریور ساعت ۲۰:۳۰ در مجمع عالی حکمت اسلامی به صورت (حضوری ومجازی) برگزارشد.

خلاصه مباحث مطرح شده به شرح زیر است:

سعی ما بر این است که با محور قرار دادن نظریه آیت الله مصباح در اخلاق هنجاری و پیراستن آن از چند ابهام، مبنایی برای تحلیل و داوری در مورد رویکردهای گوناگون اخلاقی اتخاذ شود.

نظریه آیت الله مصباح در اخلاق هنجاری را می‌توان این گونه توضیح داد: ارزش اخلاقی فعل اختیاری تابع تأثیری است که این فعل در رسیدن انسان (یعنی فاعل) به کمال حقیقی دارد. برای رسیدن به کمال هم حسن فعلی نیاز است و هم حسن فاعلی که در اندیشه اسلامی نیت تقرب نام دارد. بدون ایمان به خداوند به مثابه کمال نهایی، امکان نیت تقرب وجود ندارد. بنابراین حد نصاب ارزش اخلاقی در اسلام ایمان به خداست. و کارهای خیرخواهانه کفار موجب سعادت ابدی نمی شود و ارزش شان قریب به حد نصاب است به این معنا که تنها انسان را برای نزدیکی به کمال آماده می‌کند.

این اندیشه از چند جهت می‌تواند مورد بازنگری قرار گیرد. ما در صدد هستیم که اولا با رد کردن حب ذات به عنوان معیار ارزش اخلاقی، هر کاری را که موجب کمال حقیقی در هستی شود، ارزشمند تلقی کنیم. ثانیا برای افعال خیرخواهانه کفار ارزش اخلاقی (هرچند کم) تصویر نماییم.

1- حب ذات و سایر گرایش‌های تکوینی در انسان -از آن جهت که تمایل انسان هستند- نمی‌توانند معیار ارزش اخلاقی باشند. ارزش اخلاقی از جهت مفهومی نباید به مطلوبیت شخص فاعل تفسیر شود. بلکه باید از افق نگاه فاعل اخلاقی فاصله گرفت و ارزش اخلاقی را صرفا از جهت عقلی بررسی کرد. معقول نیست که «چون به لحاظ روانشناختی فلان کمال مطلوب من است، پس به لحاظ اخلاقی کاری که مرا به آن کمال برساند ارزشمند است.» صرف اینکه فلان گرایش در ما باشد، دلیل نمی شود که تلاش برای تأمین این گرایش ارزش اخلاقی داشته باشد.

با استفاده از فرمایش استاد مصباح در کتاب «فلسفه اخلاق»، ص64، می توان گفت: اگر فطرت طور دیگری آفریده شده بود، مثلا به نقص و فنا علاقه می‌داشت آنگاه کاری که منجر به نقص شود، باید دارای ارزش اخلاقی می‌شد. حال آنکه چنین چیزی پذیرفته نیست. بنابراین مطلوبیت اخلاقی نمی‌تواند دائرمدار خواسته‌های انسانی باشد. بلکه باید به ادراک عقلی یا عقلایی مستند باشد. تنها ملاک عقلی، کمال حقیقی است؛ چه برای خود چه برای دیگران.

2- اینطور نیست که انسان تنها به دنبال کمال برای ذات باشد. گرچه گاهی مطلوب انسان بر پایه حب ذات رسیدن به کمال شخصی است، اما بسیار رخ می‌دهد که مطلوب او بر پایه حب غیر، رساندن کمال به دیگران است.

استاد مصباح معتقدند: در کارهای خیر نسبت به دیگران نیز در واقع هدف اصلی فاعل، تامین احساسات انسان دوستانه خود است نه رساندن کمال به دیگران. در بررسی این مسأله باید گفت:

اولا می پذیریم که هدف اصلی از چنین افعالی نیز ارضای گرایش های درونی و برطرف کردن رنج درونی فاعل است (خودگرایی روانشناختی)، اما سوال این است که آیا پاسخ دادن به چنین رنجی کاری اخلاقی محسوب می‌شود؟ به نظر می رسد در این موارد برای سنجیدن ارزش اخلاقی باید کمال رسانی بر مبنای حب به غیر را مد نظر قرار داد و ارزش آن را بررسی نمود، چه اینکه صرف برطرف کردن رنج درونی کاری اخلاقی نیست؛ بلکه این کمال‌رسانی به دیگران است که عقلا ارزشمند می‌باشد.

ثانیا عقلا فردی را که از دیدن فقر مردم بیشتر رنجور می شود، اخلاقی‌تر می‌دانند. زیرا همانطور که فعل صدقه دادن کاری اخلاقی است، حال رقت قلب نیز وصفی اخلاقی است. و می دانیم که اخلاق شامل اوصاف نفسانی که منشأ اختیاری دارند نیز می‌شود. پر واضح است که چنین وصفی تنها ناشی از حب غیر است، نه حب ذات. زیرا هنوز به مرحله صدقه دادن نرسیده تا گفته شود برای درمان رنج خود صدقه می‌دهد.

استاد مصباح در کتاب «اخلاق در قرآن»، ج1، ص350 به ارزش اخلاقی داشتن حالت رقت قلب (هرچند ناشی از امور مادی باشد) تصریح می کنند. همچنین در کتاب «حقوق و سیاست در قرآن»، ص166 تصریح می کنند که می توان منشاء فعل اخلاقی را کمال رسانی به همه مخلوقات (از این جهت که خداوند آنها را خلق کرده تا به کمال لایق خود برسند) نیز در نظر گرفت.

ارزش داشتن خیرخواهی برای دیگران بدون در نظر گرفتن ارزش کمال‌طلبی برای خویشتن در روایات نیز قابل ردیابی است. از امام صادق نقل شده: «إِنَّ اللَّهَ لَيَرْحَمُ‏ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ». همچنین در فوت ابراهیم فرزند پیامبر چنین نقل شده: «فَفَاضَتْ‏ عَيْنَا رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ دُمُوعِهِ. فَقَالَ سَعْدٌ: مَا هَذَا يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ هَذِهِ رَحْمَةٌ يَجْعَلُهَا اللَّهُ فِي قُلُوبِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ إِنَّمَا يَرْحَمُ اللَّهُ مِنْ عِبَادِهِ الرُّحَمَاء»

3- برای ارزشمندی اخلاقی یک فعل لازم نیست که فاعل انگیزه رسیدن به کمال مطلق (تقرب الهی) را داشته باشد. بلکه رسیدن به کمال نسبی (یعنی نداشتن انگیزه‌های صرفا مادی) کافی است. با این مبنا افعال خیرخواهانه کفار یا رفتارهای ناشی از احساسات و عواطف که بر پایه دیگرخواهی استوار شده، ارزش اخلاقی دارند.

مؤید فقهی این ادعا احکام توصلی مانند انقاذ غریق است که انجام دادن آنها بدون قصد تقرب نیز غرض شارع را برآورده نموده و موجب دفع عقاب است. و نجات از عذاب تنها ناشی از فعلی اخلاقی می تواند باشد. زیرا دفع عقاب یا کاسته شدن از آن نیز نوعی کمال محسوب شده و علی المبنی باید اخلاقی تلقی شود.

این مدعا مویدات روایی نیز دارد: حضرت رسول در خطاب به امیرالمؤمنین فرمودند: «يَا عَلِيُّ مَنْ تَرَكَ‏ الْخَمْرَ لِغَيْرِ اللَّهِ سَقَاهُ اللَّهُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ» امام پرسیدند: «لِغَيْرِ اللَّهِ؟!» فرمودند: «نَعَمْ وَ اللَّهِ صِيَانَةً لِنَفْسِهِ يَشْكُرُهُ اللَّهُ عَلَى ذَلِكَ»

از رسول خدا نقل شده: «إِنَّ أَهْوَنَ أَهْلِ النَّارِ عَذَاباً عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جُذْعَانَ» در پاسخ به چرایی این واقعیت فرمودند: «إِنَّهُ كَانَ يُطْعِمُ الطَّعَامَ»

4- همانطور که کمال‌طلبی می‌تواند معیار ارزش اخلاقی باشد، گرایش به موجود کامل (که ناشی از حب غیر است) نیز می‌تواند معیار ارزش قرار گیرد. (اشاره استاد مصباح به این مطلب در کتاب «خداشناسی در قرآن»، ص99و421)

نتیجه: کمال‌طلبی و کامل‌طلبی به عنوان مهم‌ترین تمایلات فطری، معیار ارزشمندی افعال اخلاقی هستند. اعم از اینکه این کمال برپایه «حب ذات» به قصد بهره‌مندی شخص فاعل انجام شود یا بر پایه «حب غیر» به قصد بهره‌مندکردن سایر موجودات صورت پذیرد. بنابراین در ناحیه ثبوت (داوری در مورد ارزش اخلاقی یک فعل) معیار ارزشمندی افعال اخلاقی، ایجاد کمال حقیقی نسبی در جهان (اعم از فاعل و سایر موجودات) است. چه فاعل به خداوند ایمان داشته باشد چه نداشته باشد.