“بررسی مرکز تصمیم گیری -در دولت- از منظر فلسفه سیاسی اسلامی”+خلاصه بحث

یکصد و بیست و چهارمین جلسه گروه علمی فلسفه سیاسی با موضوع “بررسی مرکز تصمیم گیری -در دولت- از منظر فلسفه سیاسی اسلامی”(جلسه سوم) سه شنبه 16 شهریور 1400 ساعت 21 به صورت مجازی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده به شرح زیر است:

حجت الاسلام والمسلمین دکتر نجف لک زایی:

در خصوص مرکز تصمیم گیری در دولت چند رویکرد وجود دارد: در نظام ها و رویکردهای لیبرالیستی مرکز تصمیم گیری را مردم می‌دانند. در رویکرد اسلامی رهبر را مرکز تصمیم تصمیم گیری می دانند. در رویکردی دیگر آنچه به بحث هدایت مربوط می‌شود، مرکز تصمیم گیری را رهبر و امام جامعه می دانند و آنچه به امور دنیوی بر می گردد مردم را مرکز تصمیم گیری می دانند. در قرآن کریم با بررسی داستان های مروبط به بنی اسراییل همچون داستان‌ هارون، موسی و یا داستان طالوت هم می‌توان نسبت به بحث مرکز تصمیم گیری استفاده کرد که افرادی که از دستور طالوت که نقش فرمانده را بر عهده داشتند، پیروی کردند، پیروز شدند. (آیه 247 بقره) در قرآن کریم به جاهایی که بحث تصمیم گیری مطرح بوده و حتی نسبت به امور دنیوی، رأی رهبر را فصل الخطاب می داند.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر داوود مهدوی زادگان:

محوری‌ترین آیه در خصوص تصمیم گیری، آیه مشورت (وشاورهم فی الامر؛ آل عمران 159) این آیه در کانون آیات مربوط به تصمیم گیری می‌تواند قرار گیرد که برای تصمیم گیری اول یک مشورتی باید انجام شود و وقتی پیامبر به اصلی رسیدند و تصمیمی را گرفتند، با توکل به خدا انجام دهند. لذا طبق این آیه، برای تصمیم دیگری یک امر مقدماتی لازم است که همان مشورت است و اینکه با چه کسانی باید مشورت شود، این را می‌شود از سیره پیامبر اسلام (ص) استفاده کرد.

مشورت جنبه همگانی دارد، چرا که مرکز حکومت پیامبر مسجد بود و در مسجد همه افراد حضور داشتند، لذا مشورت جنبه همگانی دارد.

نکته دیگر اینکه باید بین مرکز تصمیم گیری و مرجع تصمیم گیری تمایز قائل شد. مرکز یعنی به کدام سمت التفات داشته باشد و مرجع اینکه چه هیئت و یا ترکیبی تصمیم می‌گیرد. هیئت تصمیم گیری که همان مرکز است و کسانی که مشورت می‌دهند ولی شخص پیامبر مرجع تصمیم گیری است و این تفاوت را بین مرکز و مرجع تصمیم گیری باید داشته باشیم.

آقای دکتر علیرضا صدرا:

اهل سنت (اندیشه سیاسی اهل سنت) معتقد است رهبر فقط شأن هدایت دارد و شأن دیگری ندارد، لذا برای رهبر شان تصمیم گیری قائل نیستند.

شیعه براساس اندیشه سیاسی معتقد است رهبری و امامت سه شأن دارد. 1. نقش مربی؛   2. نقش معلم؛  3. شأن مدیر بودن. برای مدیر بودن باید دو شأن اول حتما باشد.

در رابطه با شأن سوم یعنی شان مدیریت جامعه، 5 عنصر لازم است و باید وجود داشته باشد:

  1. حقانیت؛ 2. عقلانیت؛ 3. شرعیت؛   4. مقبولیت؛   5. کارآمدی که محور پنجم یعنی کارآمدی را حضرت امام خمینی حمت الله علیه می‌فرمایند. لذا دولت هر چه می‌خواهد داشته باشد، باید کارآمدی داشته باشد. همه این عناصر باید با همدیگر وجود داشته باشند.

با توجه نقش های سه گانه که در بالا ذکر شد و همچنین عماصر پنج گانه، پیامبر سه بیعت از افراد گرفته است:

  1. بیعت در مکه برای تشکیل امت؛
  2. بیعت در مدینه برای دولت سازی؛
  3. بیعت در مدینه برای اخوت و شکل گیری حاکمیت. و این به دلیل شکل گیری حکومت و حاکمیت اسلامی است. در نظام های سیاسی امروزی فقط بیعت و لایه سوم است که برای تعیین حاکم و کارگزاران انتخابات صورت می گیرد ولی دو لایه قبلی هم وجود باید وجود داشته باشد.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی رضائیان:

در مورد آیه شریفه مشورت(وشاورهم فی الامر؛ آل عمران 159)، جمعی بین چند آیه دیگر است. در جنبه ثبوتی برای تصمیم گیری که جنبه تشریعی است باید مشورت گرفت. باید برای جنبه تشریعی از نخبگان مشورت گرفت ولی در جنبه تکوینی و اجرایی باید یک وحدتی در تصمیم گیری باشد که این وحدت در تصمیم گیری بر اساس کلمه «عَزَمْتَ» در آیه است که اقتضای تصمیم گیری نیاز به یک اراده و قوت و اقتداری است. و نقطه عطف برای دولت اینکه باید مشورت باشد و مشورت خوب است، اما این مشورت نباید به وحدت تصمیم گیری خللی وارد کند.