نشست علمی “حکمرانی و سیاستگذاری از دیدگاه امام خمینی(ره)” برگزار شد+خلاصه بحث

نشست علمی با عنوان “حکمرانی و سیاستگذاری از دیدگاه امام خمینی(ره) سه شنبه 10 خرداد 1401 ساعت 21 الی 23 به صورت مجازی و حضوری در سالن اجتماعات مجمع عالی حکمت اسلامی واقع در خیابان ۱۹ دی، کوچه ۱۰، کوچه ۲ برگزار شد. در این نشست علمی کارشناسان محترم آقایان: حجج اسلام دکتر محمدجواد نوروزی، دکتر نجف لک زایی در محورهای زیر به ارائه بحث پرداختند:

  1. مفهوم حکمرانی و شاخص های آن از دیدگاه امام خمینی
  2. تبیین مفهوم سیاستگذاری و شاخص های آن در دیدگاه امام خمینی
  3. ابعاد و انواع حکمرانی از منظر امام خمینی

1 ـ 3. حکمران و سیاستگذار

2 ـ 3. مخاطبان حکمران و سیاستگذار (مردم)

3 ـ 3. مبانی فکری حکمرانی (اندیشه و بنیان های فکری)

4 ـ 3. الگوی حکمرانی و سیاستگذاری

  1. ضرورت توجه به این بحث ها
  2. شکل الگوی حکمرانی و سیاستگذاری در مقایسه با دیگر الگوی های حکمرانی

1 ـ 4. الگوی لیبرالی.

2 ـ 4. الگوی استبدادی

  1. تحلیل وجوه امتیاز حکمرانی و سیاستگذاری و نگاه امام خمینی(ره) بر دیگر الگوها.

لازم به ذکر است که دبیر علمی این نشست را جناب آقای محمدباقر خراسانی بر عهده داشتند.

خلاصه بحث به شرح زیر می باشد:

دکتر نوروزی: در حوزه فلسفه سیاسی بحث سیاستگذاری و حکمرانی از دیر باز مطرح بوده است. حکمرانی اشاره دارد به کار بست ظرفیت‌ها و توانمندی‌های موجود در یک جامعه برای تحقق اهداف و شاخصه‌ها. حکمرانی واژه‌ای است که با حکومت متمایز است و شاخصه‌هایی دارد. نظام‌های سیاسی تلاش می‌کنند در عرصه سیاستگذاری ظرفیت‌های خود را بکار گیرند.

از جمله شاخصه های حکمرانی از دیدگاه امام این است که امام دین را وارد عرصه حکومت‌داری کرد و حکومت دینی را تبدیل به یک گفتمان کرده است.

دکتر لک‌زایی

رویکرد به این بحث از زاویه فلسفه سیاسی است. در سیاستگذاری، بحث حل مسئله پررنگ‌تر است لذا این بحث در رویکرد فلسفه سیاسی باید پررنگ‌تر دیده شود.

در حکمرانی دو ساحت و دو پارادایم کلان داریم:

الف) پارادایم توحیدی/ حکمرانی متعالی که در فلسفه سیاسی اسلام مطرح است.

ب) پارادایم متدانی/ دنیاگرایانه که غیر توحیدی و شرک آلود است و همّ و غم آن دنیا است.

در هر دو پاردایم یک وضع مطلوبی تعریف می‌شود که رسیدن به وضع مطلوب مورد توجه است. در حکمرانی متدانی، در عمل، شاخص عدالت مطرح نیست بلکه ملاک دنیا و رفاه دنیوی است. در هر دو الگو راهبری حکمرانی قدرت است از مبدأ تا مقصد، در حکمرانی موحدانه راهبری قدرت است و معطوف به عدالت. ولی در حکمرانی متدانی راهبری قدرت است نه برای عدالت، بلکه اهداف دنیوی مطرح می‌شود.

یک تعریف از عدالت براساس دیدگاه دنیوی صورت می‌گیرد. در سیاستگذاری هم دو تا پارادایم وجود دارد.

  1. رویکرد توحیدی و عادلانه ـ شناسایی مسائل با رویکرد الهی
  2. رویکرد متدانیه یا رویکرد دنیا گرایانه

در اندیشه امام براساس رویکرد متعالی دو شاخص مدنظر است: 1. توحید 2. عدالت، که توحید زیر ساخت عدالت است. اگر به عدالت برسیم به سه محیط دیگر نیز می‌رسیم: 1. تربیت، که انسان الهی تربیت می‌شود. 2. امنیت 3. آزادی.

بر این اساس بحث تربیت، هدایت و محرک بیشتر مهم می‌شود.

نسبت به امنیت اینکه آنچه بدست آورده‌ایم دیگران نتوانند از ما سلب کنند. مثل حق حیات، حق اجتماعی و …

بحث سیاستگذاری و حکمرانی در رویکرد فیلسوفان ما پیشینه دارد البته نه با این تعبیر، فارابی یک تمثیل دارد، تمثیل حکمران به طبیب، طبیب از سلامت جسم شهروندان و حکمران از سلامت روح شهروندان محافظت می‌کند.

دکتر نوروزی

در خصوص سئوال بومی سازی واژه حکمرانی و سیاستگذاری باید گفت:

ما وقتی دانش سیاست را مورد توجه قرار می‌دهیم یکی از کارکردهای دانش، تولید مفاهیم است. آنچه در اینجا قابل مطرح است اینکه وقتی سیاستگذاری را بیان می کنیم و مورد توجه قرار می‌دهیم دو نکته مدنظر است: یکی محتوا و یکی هم مفهومی که از این محتوا به مخاطب انتقال می یابد. مفهوم حکمرانی و سیاستگذاری، از مفاهیم مورد توجه عموم بشری است و نیاز به بومی سازی ندارد.

از نظر امام سه نوع نگاه به سیاست وجود دارد: 1. حکمرانی حیوانی 2. حکمرانی شیطانی،3. حکمرانی توحیدی،

دکتر لک‌زایی

اگر رویکرد متدانی باشد سنخ سیاستگذاری و سنخ حکمرانی دنیوی می‌شود ولی رویکرد متعالی سنخ حکمرانی متعالی می‌شود برای قرب الهی.

امام می‌فرماید قرآن برای انسان درست کردن آمده است و اقامه عدل همین انسان درست کردن است، لذا انبیاء آمدند برای انسان سازی و تبدیل انسان غیر فاضله به انسان فاضل.

کارکرد حکومت مطلوب

از دیدگاه امام خمینی حکومت مطلوب شش کارکرد دارد: 1. بسط عدالت، 2. تعلیم و تربیت،3. رفع ظلم، 4. حفظ مرزها،5. جلوگیری از تجاوز بیگانگان، 6. حفظ نظم.

براین اساس در حکمرانی دو دسته پیشران داریم:

  1. پیشران متعالی: الف) متکی به معرفت‌های عقلانی و وحیانی است. ب) محرک‌های انگیزش همچون تزکیه، عفت، پاکدامنی.
  2. پیشران متدانی: الف) توجهی به محرک‌های وحیانی صورت نمی‌گیرد. ب) به خود امیال اصالت داده می‌شود و هر چه میل می‌کشد حاکمیت باید برای شهروندان تامین کند.

امام در سطوح مختلف به تمایزات حکمرانی متعالی از متدانی می‌پردازد.

دکتر نوروزی

در تقسیم بندی حکمرانی و سیاستگذاری دو تقسیم بندی وجود دارد:

  1. مسیر حق و توحیدی / سیاست توحیدی / سیاست معنوی
  2. مسیر باطل / سیاست شیطانی/ سیاست مادی

وقتی بینش‌ ما نسبت به انسان ناقص است، تبلور این انسان به حکومت هم ناقص می شود و همه هم و غم می‌شود اینکه چگونه معیشت داشته باشد و لذایذ انسان چگونه تامین شود.

امام الگویی از حکمرانی را وارد عرصه جهان می‌کند که حاوی شاخصه‌هایی است که پارادایم جدیدی را بیان و ایجاد می‌کند. مخاطب این پارادایم انسان است با درون مایه عدالت، عقلانیت، معنویت، اخوت و… و این پارادایم در مقابل نظام سلطه است.

دکتر لک‌زایی

شاید سئوالی پیش بیاید که آیا دین‌شناسی امام نسبت به دیگران و علما و مراجع هم عصر خود تفاوتی دارد یا خیر؟

ما دو نوع دین‌شناسی در حوزه‌های علمیه داریم:

  1. دین‌شناسی سیستمی،کامل، جامع و کل‌نگر که افردی مثل امام، مقام معظم رهبری، شهید مطهری، علامه طباطبایی و … داشتند.
  2. دین شناسی ناقص، جزیی و غیر سیستمی، که کاری به جامعیت اسلام ندارد، و می‌گویند چون دسترسی به دین کامل نداریم در دوره تقیه هستیم، و هر چه نظام سلطه می‌گوید باید بپذیریم و چشم بگویید.

براساس نگاه اول به دین شناسی حاکم باید اسلام شناس و عادل باشد و به همه اسلام و به همه قرآن باید اشراف داشته باشد. با همن توضیح می توان گفت خداوند در سوره فجر از دو نوع انسان نام برده می برد.

نسبت به دین شناسی کامل مقام معظم رهبری می‌فرماید اسلام یک مکتب است،یک منظومه کامل است، رهبر دارد، دولت دارد، ساختار و تشکیلات دارد.

امام می فرماید اگر اسلام کامل معرفی شود سیاستگذاری در جامعه اجازه می‌دهد که تبلیغ ادیان دیگر نیز صورت گیرد. با دین کامل ابعاد مختلف مشخص می شود، حکمرانی نهاد خانواده، حکمرانی نهاد علم و مدرسه و … الان باید با اقتدا به انبیاء نباید حکمرانی خانواده را نادیده بگیریم. براین اساس اولویت ما حکمرانی عدالت محور است.

دکتر نوروزی

اضلاع حکمرانی، سه بخش است:

  1. حکمرانی حاکم؛
  2. حکمرانی مردم، که موضوع حکمرانی هستند.
  3. ایده حکمرانی.

سوالی که پیش می آید اینکه حکمران اگر بخواهد در الگوی الهی حکمرانی کند باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد:

سه ویژگی اساسی حکمران:

  1. دانش به قواعد و مقررات، آگاه‌ترین به قانون باشد،
  2. عدالت محوری، بیانگر بُعد انگیزش است و حاکم باید عدالت خواه و عدالت‌ورز باشد.
  3. کفایت و کاردانی؛ حضرت امام در تبیین سیاست می‌فرماید این ویژگی انبیاء و عالمان دینی است.

علم به تمامیت دین، ما در عرصه راهبری و حکمرانی نیازمند به تصمیم سازی و تصمیم‌های به هنگام هستیم، شجاعت، تدبیر و مردم داری در ذیل کفایت و کاردانی قرار دارد.

در بحث ایده، امام ایده اسلام ناب را در مقابل ایده اسلام آمریکایی مطرح می کند.( نسبت به اسلام دو ایده اسلام ناب و ایده اسلام آمریکایی وجود دارد)

مصداق اسلام آمریکایی در عصر ما دو چیز است: 1. اسلام لیبرالی، 2. اسلام متحجر

جمع بندی بحث:

دکتر لک‌زایی

در جمع بندی بحث حکمرانی و سیاستگذاری از دیدگاه امام خمینی می توان گفت:

  1. در مبدأ: الف) حکمرانی متدانی ـ شرک، ب) حکمرانی متعالی ـ خدا
  2. در مقصد: الف) حکمرانی متعالی ـ سعادت، قرب الهی. ب) حکمرانی متدانی ـ ناظر به اهداف دنیوی است.

در حکمرانی متعالی الگوی فضیلت محور ولی در متدانی فسق محور یا ضلالت محور است.

  1. کارگزاران: الف) در الگوی متعالی ویژگی های دینی مطرح می شود انبیاء و عالمان دینی کارگزار هستند. ب) ولی در متدانی افراد فاسق و غیر دینی حاکم.
  2. محرک ها: الف) در متعالی ـ انگیزش های توحیدی. ب) در متدانی ـ محرک های وهمی، تجربی، خرافی و…

محرک های انگیزشی: در متعالی ـ علم و در متدانی براساس شهوت و قدرت است.

5 و 6. بحث زمان و مکان و بحث اولویت ها است که متناسب با مقتضیات زمان و مکان مورد توجه قرار می گیرد.

اگر این موارد در الگوی متعالی مورد توجه قرار گیرد، در مقابل الگوهای متدانی رایج در دنیا خواهد بود.

دکتر نوروزی

در کل حکمرانی مورد توجه امام خمینی دارای شاخصه هایی است که الگوی ما را متمایز می کند در مقابل الگوی غیر توحیدی.

از جمله این شاخصه ها می توان چنین بیان کرد:

  1. پیوستگی دین و سیاست؛
  2. عدالت ورزی و عدالت محوری؛
  3. جایگاه مردم در این نظم حکمرانی در عرصه ملی؛
  4. خدمت مداری کارگزاران برای رسیدن به غایت؛
  5. اسلام ناب مبنای حکمرانی؛
  6. شفافیت مرزگذاری ها، مرز خودش را با جبهه مقابل بیان ومشخص می کند؛
  7. وحدت امت اسلامی در عرصه فرا ملی.