“نسبت زیبایی و خیر از دیدگاه ابن سینا” در جلسه گروه علمی فلسفه اخلاق+خلاصه بحث

یکصد و پنجاه و چهارمین جلسه گروه علمی فلسفه اخلاق با موضوع “نسبت زیبایی و خیر از دیدگاه ابن سینا” با ارائه آقای بهرام باقری فرد چهارشنبه 18 خرداد 1401 ساعت 19 به صورت (حضوری و مجازی) در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده به شرح زیر است:

نسبت زیبایی و خیر از دیدگاه ابن سینا

خیر و زیبایی از دیرباز توسط فلاسفه و اندیشمندان در کنار هم مورد بحث قرار گرفته اند. به نظر می رسد

که زیبایی شناسی در آثار فلسفی جزءِ خیر و بخشی از خیر است یعنی آن چیزی که به سعادت منجر می شود

هم خیر است و هم زیباست.

در تراث اسلامی معمولا در مواردی که واژه الجمال به کار رفته است مفهوم اخلاقی آن مد نظر بوده است.

بنابراین خیر و زیبایی را می توان مترادف دانست. با این حال گاهی زیبایی حسی هم مد نظرفلاسفه اسلامی

بوده که دارای مؤلفه هایی همچون تناسب، نظم و اعتدال است. ابن سینا نیز زیبایی را به حسی و معنوی

تعریف می کند. او زیبایی حسی را حاصل تناسب، نظم و هماهنگی می داند و این مولفه ها را در امور معنوی

و روحی نیز عامل جمال و زیبایی می داند. همانگونه که زیبایی صورت و جسم به تناسب اندام بستگی دارد

و اگر رشد ناهمگون عضوی اتفاق افتد نشانه بیماری و اختلال است، زیبایی سیرت و چهره درونی انسان نیز

به تعادل درونی و هنجار پذیری اوست.

از آنجا که خیر اخلاقی، در حیطه افعال اختیاری انسان مد نظر است، ما نسبت میان این دو را در رابطه با

انسان مورد بررسی قرار می دهیم. اگر زیبایی را به معنای کمال، وجوب غایی، تعادل، تمامیت، عدم نقص

انسان و دارا بودن صفات شایسته و بایسته در نظر بگیریم، نسبت و رابطه خیر و زیبایی را می توان در سه

بعد معنا شناختی ، معرفت شناختی و انگیزشی مطرح کرد:

معناشناسی :

چه نسبت معناشناسانه ای میان خیر و زیبایی وجود دارد؟ آیا می توان خیر را برای تعریف زیبایی و برعکس

به کار برد؟ در صورتی که زیبایی را به معنای کمال نفس و سعادت بدانیم: یعنی اینکه هر موجودی آنچه را

که باید داشته باشد، زیبا می شود، در نظر بگیریم بنابراین در تعریف خیر، زیبایی به کار می رود.

معرفت شناسی :

معرفت و شناخت ما به زیبایی چگونه حاصل می شود؟ آیا معرفت به خیر ما را به معرفت به زیبایی می

رساند؟ آیا زیبایی معنوی می تواند مبنای عمل اخلاقی باشد؟ یعنی اگر کار اخلاقی کردیم کار زیبا هم کرده

ایم؟ آیا اگر انسان متخلق به اخلاقیات باشد می توان به زیبایی نفس او معرفت پیدا کرد و در نتیجه نفس

دارای فضیلت را زیبا دانست؟

انگیزشی:

آیا باور به خیر یا زیبا بودن فعل می تواند انگیزه برای آن فعل را افزایش داده یا ایجاد نماید؟ اگر نسبت خیر

و زیبایی را به نسبت به انسان در نظر بگیریم اگر چیزی خیر بود ما را به سمت آن بر می انگیزاند و اگر

چیزی زیبا بود-از آنجا که زیبایی در خارج عینیت و واقعیت دارد و انسان همواره به سوی امر زیبا متمایل

اس ت- ما را به سمت آن بر می انگیزاند. به نظر می رسد که تبیین جهت انگیزشی منوط بر این است که

غایت در زیبایی و خیر کشف شده و سپس نسبت ایندو مقایسه شود.