دویست و سومین جلسه گروه علمی عرفان برگزار شد+خلاصه بحث

دویست و سومین جلسه گروه علمی عرفان با موضوع “سلوک تقوایی از منظر آیات قرآن با تاکید بر المیزان” با ارائه حجت الاسلام و المسلمین شهسواری چهارشنبه 21 دیماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۸:۳۰ به صورت (حضوری ومجازی) در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده به شرح زیر است:

سلوک تقوایی که معرفت شهودی از دستاوردهای بارز آن است و منتسب به عرفا و سالکان مسیر لقاء پروردگار و متصوفه می باشد، ریشه های قرآنی داشته و نیز برخاسته از سنت پیشوایان معصوم علیهم السلام  می باشد از این رو به برخی از آیات قرآن کریم که می توان در توصیه به این روش معرفتی بدانها استناد جست نگاهی کرده و تحلیل مفسر گرانقدر حضرت علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه نسبت به آیات مذکور را از نظر می گذرانیم.

ابتدا سلوک تقوایی یا همان سیر وسلوک عرفانی را بیان و سپس آیات مورد نظر در این زمینه را ذکر و بعد از آن تحلیل حضرت علامه بیان می گردد.

السفر: عبارة عن توجه القلب إلى اللّه تعالى بالذكر على اختلاف مراتبه التى عرفتها. (لطائف الاعلام)

السلوك: فى اصطلاح الطائفة عبارة عن الترقى فى مقامات القرب إلى حضرات الرب فعلا و حالا، و ذلك بأن يتخذ باطن الإنسان و ظاهره فيما هو بصدده مما يتكلفه من فنون المجاهدات و ما يقاسيه من مشاق المكايدات بحيث لا يجد فى نفسه حرجا من ذلك، (همان)

المجاهدة: و هى حمل النفس على المشاق البدنية و مخالفة الهوى على كل حال.

سیر در لغت، به معنای پیمودن در روز و یا شب است[1]. و سلوک به معنای پیمودن راه و طریق می‌باشد[2]. در اصطلاح عرفانی سیر، تلبس به احوال پی در پی برای سالک[3] و سلوک عبارت از رفتن مخصوصی است که همان سیر الی الله و فی الله باشد که در آن سالک بر اقوال، افعال و اخلاق خود مواظبت می­کند تا در معارف به کمال برسد و اشیاء را آن گونه که هستند، بداند و ببیند[4].حضرت امام «ره» می فرماید: پیر عارفان سالک الی الله سلوک را عبارت از مهاجرت معنوی و سفر قلبی از انانیت و نفس برای رسیدن به قرب حق تعالی[5]  و سیر را حرکت به عالم غیب و سفر باطنی می­داند[6].

  1. جهاد خدایی و هدایت به سبل الهی

وَ الَّذِينَ جَاهَدُواْ فِينَا لَنهَْدِيَنهَُّمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ(عنکبوت.69)

مفسران «جهاد» در این آیه شریفه را به 1. جهاد با کفار، 2. جهاد با هواهای نفسانی به انگیزه ترس از خداوند، 3. تلاش در عبادت الهی به انگیزه پاداش و خوف از عقاب، 4. تلاش در اطاعت و بندگی ، 5. کوشش در تفکر در دلائل و نشانه های خداوند، 6. جهاد با دشمنان ظاهری و باطنی برای خداوند متعال، تفسیر کرده اند. (محمع البیان، ج7، ص293؛ صافی، ج5، تفسیر کبیر، ج25، ص94)

علامه طباطبایی در الميزان،ج‏16، ص152 در این باره مطالبی فرموده اند.

بنا بر این جهاد یعنی هر گونه تلاش و کوششی که در راه خداوند متعال و با نیت خالص انجام گیرد، سبب نورانیت و صفای قلب و در نتیجه رویت قلبی حق تعالی می باشد. اهل سیر و سلوک معنوی و تقوایی به این مسئله توجه کامل دارند و دائما مراقب نفس و به یاد خداوند متعال می باشند و این همان جهاد فی الله و ایشان هم مصداق «الذین جاهدوا فینا» خواهند بود.

  1. عبادت خداوند تا مرز یقین

وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتىَ‏ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ(حجر/99)

مرحوم علامه در تفسیر این آیه عبادت را طریق دست یابی به یقین(معرفت شهودی) به خداوند متعال می داند، زیرا یقین بر عبادت متفرع است(ج5، ص270) نتیجه ای که به دست می آید این که پرستش واقعی خداوند متعال موجب و منتج یقین می گردد.

  1. پرهیزگاری و تعلیم الهی

وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ (بقره/282)

برخی به این بخش از آیه شریفه استدلال جسته اند که تقوای الهی از اسباب تعلیم الهی به بشر است، چون عطف جمله دوم بر جمله اول، بر ارتباط میان تقوا و تعلیم الهی دلالت دارد.

علامه طباطبایی این استدلال را نمی پذیرد. «الميزان فى تفسير القرآن    ج‏2    435»

البته اگر جمله «یعلمکم» مجزوم و یا با فاء عطف می شد بر «اتقوا الله» و یا با حرف «لام» غایت مرتبط به جمله اول می شد، این استدلال صحیح مناسب بود.

  1. یقین و مشاهده ملکوت

وَ كَذَالِكَ نُرِى إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ(انعام/75)

علامه در باره این آیه فرموده: تقوا (سیر و سلوک عملی) راه دست یابی به معرفت یقینی شهودی است، چون وصف ایقان را به مشاهده ملکوت ربط داده است (ج5، ص271)  اما این که ربط مزبور چگونه است، آیا یقین سبب مشاهده ملکوت است یا برعکس؟ در شیعه در اسلام در این باره چنین فرموده: از آیه فهمیده می شود که یکی از لوازم یقین مشاهده ملکوت آسمان ها است

  1. یقیق و رویت حق

كلاََّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ(5) لَترََوُنَّ الجَْحِيمَ(6) ثُمَّ لَترََوُنهََّا عَينْ‏َ الْيَقِينِ(7)(التکاثر)

علامه این آیه شریفه را دلیل و از شواهد قرآنی طریق سیر و سلوک برای مشاهده حضوری حقایق دانسته است.(ج5، ص271) در شیعه در اسلام فرموده: از آیه شریفه فهمیده می شود که علم یقینی، مورث مشاهده سرانجام حال اشیقیایء که جحیم نامیده می شود می باشد. الميزان فى تفسير القرآن    ج‏5    271

  1. مقربان و مشاهده کتاب ابرار

كلاََّ إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِى عِلِّيِّينَ(18) وَ مَا أَدْرَئكَ مَا عِلِّيُّونَ(19) كِتَابٌ مَّرْقُومٌ(20) يَشهَْدُهُ المُْقَرَّبُونَ(21)(المطففین)

علامه این آیه شریفه را از دلائل قرآنی دست یابی به معرفت شهودی از طریق تقوا و تهذیب نفس دانسته است (ح5، ص271) از این آیه فهمیده می شود سرنوشت ابرار در کتابی است به نام علیین که مقربان خداوند آن را مشاهده می کنند. و از لفظ یشهد پیدا است که مراد کتاب مخطوط نیست بلکه عالم قرب و ارتقاء است.

لذا چون مقربان انسانهای برجسته ایی هستند که در علم و عمل به کمال مطلوب رسیده و به مقام قرب الهی دست یافته اند، می توانند حقایق عالم ملکوت را مشاهده کنند، این مقام و این معرفت شهودی بر اثر تهذیب نفس از طریق عمل آگانه به احکام الهی قابل دست یافتن است «الميزان فى تفسير القرآن    ج‏20    235»

  1. تقوا و فرقان الهی

يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يجَعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَ يُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيَِّاتِكمُ‏ْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ(29)

  1. تقوا و نور الهی

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ءَامِنُواْ بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَينْ‏ِ مِن رَّحْمَتِهِ وَ يجَْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(28)

  1. هجرت ایمانی و معنوی

فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَ أُخْرِجُواْ مِن دِيَرِهِمْ وَ أُوذُواْ فىِ سَبِيلىِ وَ قَتَلُواْ وَ قُتِلُواْ لَأُكَفِّرَنَّ عَنهْمْ سَيِّاتهِمْ (آل عمران/195)

  1. فزونی هدایت و موهبت تقوا

وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْاْ زَادَهُمْ هُدًى وَ ءَاتَئهُمْ تَقْوَئهُمْ (محمد/17)

[1] . ابن فارس، 3/120، زبیدی، 6/559

[2] . ابن‌منظور، 10/442؛ زبیدی، 13/583

[3] . فناری، 631

[4] . نسفی، زبدة الحقایق، 103

[5] . آداب الصلاة، 162

[6] . تقریرات فلسفه، 2/245؛ آداب الصلاة، 322