جلسه ۱۷۲ گروه علمی فلسفه سیاسی برگزار شد.

کارکرد نمایندگی در فلسفه سیاسی اسلام فراتر از وظایف فقهی است

دکتر مرتضی یوسفی راد گروه علمی فلسفه سیاسیاستاد مرتضی یوسفی راد، پژوهشگر فلسفه سیاسی اسلام در نشست “نمایندگی و جایگاه آن در فلسفه سیاسی اسلامی” با بیان اینکه نمایندگی از موضوعاتی است که در سیر تحولی جوامع و حکمرانی رخ داده و مفهومی جدید است، گفت: حاکمیت و حکمرانی سیر تحولی خاصی از دوره گذشته یعنی فئودالیته تا حاکمیت امپراتوری‌ها تا دوران مدرن دولت ملت داشته است؛ در دوره جدید بحث نمایندگی مقوله‌ای است که زندگی سیاسی مردم با آن عجین شده است و عاملی برای مشروعیت حاکمیت‌ها و تضمین رعایت حقوق مردم است.

استاد فلسفه سیاسی حوزه افزود: در جمهوری اسلامی ایران هم حق نمایندگی و تفکیک قوا پذیرفته شده است و حق نظارت مردم به رسمیت شناخته شده است. با فرض اینکه جمهوری اسلامی نظریه تفکیک قوا را پذیرفته است یعنی مردم ذی حق هستند و می‌توانند در سرنوشت سیاسی خود دخالت کنند. فلسفه انتخابات و نمایندگی به یک معنا جهت‌دهی به زندگی سیاسی از معرکه جهان‌بینی‌ها به معرکه آراء است. یعنی نظام‌ها ناچارند برای تثبیت خود از معرکه آراء بهره ببرند تا بتوانند آ راء مختلف را در تعیین سرنوشتشان به کار بگیرند و مشروعیت و تثبیت نظام سیاسی خود را تقویت کنند.

یوسفی‌راد با بیان اینکه نمایندگی نماد عقلانیت و رشدیافتگی در جامعه محسوب می‌شود، تصریح کرد: در فلسفه سیاسی اسلام، هر  چه موجودیت پیدا کند ذی‌حق است بنابراین طبیعتا اگر مردم ذی‌حق شوند اعتبار دولت هم به اعتبار اعطای حقوق مردم است. به نظر بنده، کارویژه نمایندگی پاسداری از حقوق مردم است یعنی اگر ضرورت وجود نمایندگی برای اعطای حقوق مردم است کارویژه اصلی حکومت هم استیفای حقوق ملت است.

کارویژه نمایندگی دفاع از حقوق مردم است

وی افزود: در قانون اساسی نماینده دو وظیفه دارد؛ یکی وضع قانون  و دیگری نظارت بر همه قوا از خود قوای قانونگذاری تا مجریه و قضائیه. بنده معتقدم که ما باید نمایندگی را فراتر از این دو وظیفه در نظر بگیریم. کارویژه اساسی نمایندگی در فلسفه سیاسی، پاسداری از حقوق مردم است که شامل حقوق معنوی مانند حفظ کرامت و اخلاق جامعه است و هم شامل حقوق مادی مردم در قالب مدیریتی و قانونگذارانه است.

کارکرد نمایندگی در فلسفه سیاسی اسلام فراتر از بعد فقهی است

وی با اشاره به ۴ کارکرد نمایندگی، اظهار کرد: نمایندگی دفاع از حقوق مردم، حق حیات، حفظ امنیت و سلامت است تا اینکه موجب بروز  و ظهور استعدادهای کمالی انسان شود؛ پس یکی از کارکردها، دفاع از حقوق مردم است؛ دیگری وضع قوانین، کارکرد سوم نظارت بر دولت و نهادهای اجرایی است و چهارم هم سیاستگذاری عمومی و منطقه‌ای و حوزه‌ای است. بنابراین نمایندگی در فلسفه سیاسی اسلام واسط میان نظام و مردم است لذا این کارکردها و کارویژه‌ها فراتر از چارچوب وظایف نمایندگی براساس فقه است.

استاد حوزه علمیه گفت: نماینده باید نقش مشروعیت‌بخشی و رضایتمندی را ایفا کند، یکی از طریق وضع قوانین عادلانه مطلوب که هم در قانون اساسی این حق تعریف شده است و هم اعطای حقوق مردم از طریق عدالت مدنی؛ طبیعتا عدالت مدنی طلب می‌کند قوانین عادلانه وضع شود. همچنین نظارت کارآمد از دیگر نقش‌هایی است که یک نماینده می‌تواند برای افزایش رضایتمندی مردم ایفا کند، ضمن اینکه سیاستگذاری باید در راستای رضایتمندی عمومی از سوی نمایندگان جهت دهی شود و  نماینده باید نقش اساسی در صیانت حقوق مردم داشته باشد.

یوسفی راد با بیان اینکه بنده معتقدم در جمهوری اسلامی ۳ قوه نداریم یعنی یا باید قائل به ۴ قوه باشیم یا یک قوه، اظهار کرد: البته این بحث نیازمند بررسی و تبیین بیشتر است ولی فلسفه سیاسی، فلسفه احقاق حقوق مردم است. لذا می‌توانیم از متون دینی بهره برداری لازم را در این عرصه داشته باشیم.