“رابطه قبر و برزخ از منظر ادله نقلی” در جلسه گروه علمی فلسفه+خلاصه بحث

دویست و چهاردهمین جلسه گروه علمی فلسفه با موضوع “رابطه قبر و برزخ از منظر ادله نقلی” با ارائه حجت الاسلام سید محمد مهدی نبویان چهارشنبه 21 اردیبهشت 1401ساعت 18 به صورت (حضوری و مجازی) درمجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده به شرح زیر است:

برزخ در لغت به معنای هر چیزی است که حائل میان دو شیء باشد.[1] اما در اصطلاح به معنای عالَمی است که میان دنیا و آخرت قرار دارد و انسان ها پس از مفارقت از دنیا و پیش از محشور شدن در قیامت در آن عالَم دارای حیات هستند که حیات برزخی نام دارد.

مقصود از قبر نیز آن مکانی است که بدن انسان در آن قرار می گیرد؛ خواه گودالی باشد که غالباً انسان ها در آن دفن می شوند، یا هر مکان دیگر؛ زیرا ممکن است بدن انسان اصلاً دفن نشود، یا سوزانده شود، یا در دریا غرق شود و یا به هر شکلی تجزیه شود، ولی به هر حال، مواد بدن انسان در یک مکانی قرار می گیرد که آن مکان، قبر آنهاست. البته قبر می تواند مادی و یا مثالی باشد؛ زیرا قبر مادی نیز مانند سایر موجودات مادی، یک وجود مثالی دارد که همان قبر مثالی است. قبر مادی، مکانی است که بدن مادی در آن قرار می گیرد و قبر مثالی، مکانی[2] است که بدن مثالی در آن قرار می گیرد. روح انسان در عالَم برزخ همراه با بدن مثالی در قبر مثالی قرار دارد و بدن مادی انسان نیز در قبر مادی قرار دارد؛ لذا انسان دارای دو قبر است: قبر مادی که مکان قرار گرفتن بدن مادی است و قبر مثالی که مکان قرار گرفتن بدن مثالی است. در روایات نیز برخی ویژگی ها مربوط به قبر مادی و برخی ویژگی ها مربوط به قبر مثالی است. شایان ذکر است ملاک اینکه کدام ویژگی برای قبر مادی است و کدام ویژگی برای قبر مثالی، عقل است؛ زیرا برخی ویژگی ها با قبر مادی سازگارند و برخی ویژگی ها با قبر مثالی.[3]

در برخی روایات، برزخ به قبر تطبیق شده است:

«عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام): … وَ مَا الْبَرْزَخُ؟ قَالَ: الْقَبْرُ مُنْذُ حِينِ مَوْتِهِ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيَامَةِ».[4]

«قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام): الْبَرْزَخُ الْقَبْرُ وَ فِيهِ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ بَيْنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة».[5]

از این روایات استفاده می شود که ارتباط عمیقی میان عالَم برزخ و عالَم قبر وجود دارد. اما این ارتباط چگونه است؟

  1. دیدگاه عینیت برزخ و قبر

برخی اندیشمندان این ارتباط را آن قدر قوی می دانند که به نظر آنها اساساً برزخ و قبر از دیدگاه آیات و روایات یکی هستند به نحوی که گاهی از آن به عالَم قبر و گاهی به عالَم برزخ یاد می شود.[6]

  1. دیدگاه مقارنت برزخ و قبر

به نظر می رسد آنچه از مجموعه ادله به نظر می رسد آن است که برزخ در این روایات در همان معنای لغوی و اصطلاحی ـ که برگرفته از معنای لغوی است ـ به کار رفته است، یعنی مقصود از برزخ، همان حیات خاصی است که حد فاصل میان حیات دنیوی و حیات اخروی است که از روز مرگ شروع می شود و تا روز قیامت ادامه دارد. بنابراین، هرچند عالَم برزخ و قبر با یکدیگر ارتباط دارند، ولی عین هم نیستند. عالَم برزخ، عالَمی است که انسان ها پس از حیات دنیوی و پیش از حیات اخروی، نوعی از حیات را در آنجا تجربه می کنند و در این عالَم، روح انسان با بدن مثالی است. اما قبر آن مکانی است که بدن انسان در آن قرار می گیرد که این مکان اگر به لحاظ بدن مادی در نظر گرفته شود، قبر مادی است و اگر به لحاظ بدن مثالی در نظر گرفته شود، قبر مثالی است. در عالَم برزخ، روح انسان با بدن مثالی خود در قبر مثالی قرار دارد و در این میان با قبر مادی نیز ارتباط دارد؛ و به جهت همین ارتباط است که برخی روایات به قبر مادی اشاره کرده اند و برخی دیگر به قبر مثالی.

درباره دو روایتی که در آنها برزخ به قبر تطبیق داده شده است نیز به نظر می رسد این تطبیق به جهت آن است که عالَم برزخ از هنگامی شروع می شود که بدن مادی در قبر[7] قرار می گیرد و هنگامی تمام می شود که بدن مادی از قبر خارج می شود؛[8] از این رو، می توان گفت عالَم برزخ با عالَم قبر، مقارن است و رابطه آنها رابطه مقارنت است نه عینیت. برزخ هر انسان از زمان مرگش آغاز و تا روز قیامت ادامه دارد و این زمان، مقارن با زمانی است که بدن مادی انسان پس از مرگ در قبر قرار می گیرد و در آغاز قیامت از قبر خارج می شود؛ یعنی مادامی که بدن مادی انسان در قبر قرار دارد، انسان در عالَم برزخ است و هنگامی که بدن مادی از قبر خارج شود، برزخ انسان تمام می شود و قیامت آغاز می گردد. به همین جهت، برزخ هر انسان با قبر او مقارن است و از همین روست که در آن دو روایت، برزخ به قبر تطبیق شده و البته بلافاصله پس از تطبیق برزخ به قبر، به حقیقت اصلی برزخ که حد فاصل میان حیات دنیوی و حیات اخروی است و از روز مرگ آغاز می شود و تا روز قیامت ادامه دارد، اشاره شده است.

 

[1]. ر.ک: فراهيدى، كتاب العين، ج‏4، ص338؛ جوهرى، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، ج1، ص419؛ راغب اصفهانى، مفردات ألفاظ القرآن‏، ج1، ص118؛ ابن اثير، النهاية في غريب الحديث و الأثر، ج1، ص118؛ ابن منظور، لسان العرب‏، ج3، ص8.

[2]. روشن است مکانی که بدن مثالی در آن قرار دارد، مکان مثالی است، همچون مکانی که در عالَم رؤیا دیده می شود.

[3]. شایان ذکر است ظهور عرفی واژه «قبر»، قبر مادی است و ویژگی هایی که با قبر مادی منافات ندارند، بر همان قبر مادی حمل می شوند؛ ولی ویژگی هایی که قابل حمل بر قبر مادی نیستند، بر قبر مثالی حمل می شوند و این عقل است که ملاک تشخیص قبر مادی و قبر مثالی است.

[4]. کلینی، الکافی، ج3، ص242.

[5]. قمی، تفسیر القمی، ج1، ص19 و20.

[6]. ر.ک: طباطبایی، الميزان فى تفسير القرآن، ج1، ص349؛ جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج 4 (معاد در قرآن)، ص221.

[7]. ظهور واژه قبر در این دو روایت، قبری است که در ذهن پرسشگر ـ به عنوان یکی از افراد عرف ـ وجود دارد که همان قبر مادی است که بدن مادی در آن قرار دارد.

[8]. در فصل ششم درباره این مطلب بحث خواهد شد.