یکصد و هشتاد و دومین جلسه گروه علمی کلام برگزار شد+خلاصه بحث

یکصد و هشتاد و دومین جلسه گروه علمی کلام با موضوع “بررسی برخی از جریان های معاند یا مخالف مبانی کلامی انقلاب و نظام اسلامی(با محوریت ولایت فقیه)“ با ارائه “حجت الاسلام اسحاقیان“ و با حضور اعضاء محترم گروه سه شنبه 16 بهمن ۹7 ساعت 19 در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

خلاصه مباحث مطرح شده بدین شرح می باشد:

ضرورت و اهداف بحث:

مختصری از نظریات و ادعاهای این جریان ها:

1-ضدیت منصور هاشمی با انقلاب اسلامی  و  ولایت فقیه و انقلاب مبتنی بر آن

در ادعاهای این جریان آسیب های مهدویت متعدد هستند و نظام و انقلاب مبتنی برولایت فقیه در کنار مدعیان دروغین یکی از عوامل انحراف گفتمان مهدویت دانسته شده اند :«از این رو، شیطان و حزب او، برای دستیابی به هدف سوم خود یعنی تخریب و تلویث گفتمان مهدویّت، سه جریان شوم و ویرانگر را در میان شیعه به راه انداخته‌اند: 1- . ولایت فقیه

بی‌تردید حاکمان ایران که با داعیه‌ی اسلامیّت و تشیّع اهل بیت بر سر کار آمدند و درازدستانه مدّعی ولایت مطلقه، نیابت عامّه‌ی امام مهدی و اختیارات بی حدّ و حصر دینی و دنیوی شدند، کارآمدترین ابزار شیطان و خطرناک‌ترین دشمنان امام مهدی علیه السلام در هزاره‌ی اخیر بوده‌اند. اینان که … خود را قیّم و سرپرست مردم و نماینده‌ی تامّ الاختیار خداوند در زمین برای نجات جهان و هدایت خلایق معرّفی کردند، …خود را محور حق و معیار اسلام و تنها منجی مردم در دوران غیبت و نماینده‌ی واقعی امام مهدی علیه السلام معرّفی کرده‌اند، حاکمیّت آن حضرت را امری دور و دست‌نایافتنی و خارج از دسترس و اختیار مردم جلوه داده‌اند … آنان با تزریق نگرشی اموی و جبرگرایانه، گفتمان پر شور و انقلابی مهدویّت را از رکود و انفعال لبریز نموده‌اند و در سطح یک اعتقاد شخصی و بی‌مصرف، بلکه توجیه‌گر ظلم و استبداد حاکم پایین آورده‌اند. لذا به تدریج مهدویّت در ایران به گفتمانی حکومتی  و به عنوان مهدویّت راستین معرّفی گردیده و اسباب وهن آن را فراهم نموده است. چنین رویکردی به آنجا انجامیده است که   گستاخانه در برابر نهضت مبارک «بازگشت به اسلام» و زمینه‌سازی عینی و عملی برای ظهور امام مهدی علیه السلام قد علم کرده‌اند و حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی را به جرم تبیین حقیقت اسلام و گشودن باب ظهور امام مهدی علیه السلام، دشمن گرفته‌اند   [1]

یعنی آیا واقعاً تحقّق حاکمیّت انسان کامل، برای مردم ممکن نیست؟! آیا هیچ راهی به آن برای آنان وجود ندارد؟! این مسأله چه اندازه مورد بررسی آنان قرار گرفته که به یک پیش‌فرض همگانی تبدیل شده است؟!» (هندسه‌ی عدالت، ص42)  چه طور نیازی به بررسی نداشته در حالی‌ که کلید عدالت مطلق جهانی و مهم‌ترین مسأله‌ی بشر و زیربنای مشروعیت همه‌ی حکومت‌های جهان بوده است؟! اصلاً چه طور برای همگان مسلّم بوده در حالی که هنوز بررسی نشده است؟!!» (هندسه‌ی عدالت، ص42) وی به سخن امام خمینی، رهبر انقلاب سال 57 ایران، اشاره می‌کند که می‌گفت «ممکن است صد هزار سال دیگر بگذرد و مصلحت اقتضاء نکند که حضرت تشریف بیاورد. در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟… هرج و مرج است؟» (خمینی، روح الله، ولایت فقیه، ص30 ؛ آن‌چه حکومت انسان کامل را از فهرست نظام‌های سیاسیِ واقعی حذف کرده، این توهّم بی‌‌اساس بوده است که حکومت او برای مردم دست‌یافتنی نیست یا به عبارت دیگر، تحقّق آن در اختیار مردم نیست! اما به راستی چرا؟! به چه دلیل؟! با کدامین مدرک علمی، تحقّق حاکمیّت او برای مردم غیرممکن به شمار رفته و در کدامین منبع دینی، از مردم درباره‌ی آن سلب مسئولیت شده است؟! آیا این چیزی جز یک توهّم شوم و اشتباه بزرگ از قبیل صدها توهّم شوم و اشتباه دیگر بوده که در میان مردم جا افتاده و نهادینه شده است؟!» (هندسه‌ی عدالت، ص43: (پیدایش مهدی، یک امر اتّفاقی و تابع قانون احتمالات نیست، بلکه یک تدبیر الهی و تابع سنّت‌های غیرقابل تبدیل خداوند است که در ظرف زمانی مناسب انجام می‌شود و ظرف زمانی مناسب برای آن نیز وقتی است که مردم، آمادگی و پذیرش لازم برای حاکمیّت او و تحقّق عدالت مطلق جهانی را داشته باشند، و گرنه وجود مهدی برای آنان با عدمش برابر خواهد بود.» (هندسه‌ی عدالت، ص44)

نقد اجمالی:

حاکمیت ولایت فقیه در طول ولایت مهدوی است نه تقابل با آن

مبنای امام راحل در اجرای حد ممکن اسلام در راستای انتظار و وظایف منتظران و حجیت مهدویت است نه نفی و رد آن

انقلاب و ولایت فقیه بر اساس نظریه اختیار است نه جبرگرایی

تضاد انگاری بین نقش مردم در مورد تحقق ظهور و دوره  انتظار

مدعی   در تبیین جایگاه و نقش مردم و جامعه در تحقق اهداف مهدویت بیان می کند که    آن‌چه مردمان را به منازعه بر سر قدرت کشانده، دانسته یا نادانسته، این پیش‌فرض بوده است که تحقّق حاکمیّت انسان کامل، برای آنان ممکن نیست و در نتیجه، چاره‌ای ندارند جز اینکه حاکمیّت دیگری را به وجود آورند. البته تردیدی نیست که اگر پیش‌فرض آنان درست باشد، نتیجه‌ای که گرفته‌اند درست است، ولی همه‌ی سخن من در این است که آیا پیش‌فرض آنان درست است؟! یعنی آیا واقعاً تحقّق حاکمیّت انسان کامل، برای مردم ممکن نیست؟! آیا هیچ راهی به آن برای آنان وجود ندارد؟! این مسأله چه اندازه مورد بررسی آنان قرار گرفته که به یک پیش‌فرض همگانی تبدیل شده است؟!» (هندسه‌ی عدالت، ص42)  چه طور نیازی به بررسی نداشته در حالی‌ که کلید عدالت مطلق جهانی و مهم‌ترین مسأله‌ی بشر و زیربنای مشروعیت همه‌ی حکومت‌های جهان بوده است؟! اصلاً چه طور برای همگان مسلّم بوده در حالی که هنوز بررسی نشده است؟!!» (هندسه‌ی عدالت، ص42) وی به سخن امام خمینی، رهبر انقلاب سال 57 ایران، اشاره می‌کند که می‌گفت «ممکن است صد هزار سال دیگر بگذرد و مصلحت اقتضاء نکند که حضرت تشریف بیاورد. در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟… هرج و مرج است؟» (خمینی، روح الله، ولایت فقیه، ص30 ؛ آن‌چه حکومت انسان کامل را از فهرست نظام‌های سیاسیِ واقعی حذف کرده، این توهّم بی‌‌اساس بوده است که حکومت او برای مردم دست‌یافتنی نیست یا به عبارت دیگر، تحقّق آن در اختیار مردم نیست! اما به راستی چرا؟! به چه دلیل؟! با کدامین مدرک علمی، تحقّق حاکمیّت او برای مردم غیرممکن به شمار رفته و در کدامین منبع دینی، از مردم درباره‌ی آن سلب مسئولیت شده است؟!  !» (هندسه‌ی عدالت، ص43: (پیدایش مهدی، یک امر اتّفاقی و تابع قانون احتمالات نیست، بلکه یک تدبیر الهی و تابع سنّت‌های غیرقابل تبدیل خداوند است که در ظرف زمانی مناسب انجام می‌شود نقد مشترکی که بر بسیاری از مطالب مدعی وارد است ، این است که انتظار و انجام وظایف منتظران و اجرای در حد توان اسلام هیچ منافاتی با زمینه سازی برای ظهور ندارد بلکه این ها عین هم هستند همانطور که خود مدعی فعالیت های خویش را زمینه سازی می داند و فعالیت های خود را منافی با ظهور و تقق حکومت مهدوی نمی داند.

================================

2-خلیفه و معصوم ادعایی؛ نماد اکمال دین در قرآن در هر زمان ( در مدعی یمانی)

 

مدعی،یمانی در تفسیر آیه اکمال دین بیان می کند که فقها معتقدند چون این آیه و اکمال دین با غیبت در تعارض است پس،فقها با فتوا و اجتهاد این نقص را پر میکنند و حکم غیر واقعی هم می دهند اما راه حل ما این است که نایب و حجتی از سوی امام فرستاده می شود و احکام واقعی می آورد و این تعارض هم پیش نمی آید .

قسمتی از نقد:

1-اصل این که تکلیف مومنان ، حکم واقعی باشد مخدوش است و حتی در دوران حضور ائمه علیهم السلام هم به دلیل تقیه و دلایل دیگر در بسیاری از موارد حکم واقعی به مردم نمی رسیده است ولی همان احکام حجت و لازم الاطاعه بوده است.

2-اگر واقعا در دوران غیبت ، مردم به حکم واقعی آن هم به طور مستقیم از سوی معصوم دسترسی دارند چرا دوران غیبت و فتنه ها و … خوانده شده و در متون اسلامی از این دوران شکایت شده است؟

3-ادله نصب خلافت در دوران غیبت و تشخیص مصداق آن مفقود است.

4- پذیرش و تبعیت از خود این مدعیان مصداق عینی انحصارطلبی و کسب قدرت در مقابل مهدویت و عمل به ظنون غیر معتبر است.

===================================

3-ادعای روشنفکر نمایانه : انقلاب امام خمینی بر اساس قدرت مردمی مشروعیت دارد نه فقاهت و نیابت امام و …

 

نقد اجمالی:

1-واقعیت روند انقلاب، تبعیت اکثریت مردم از فقیه و مجتهد و تبلیغ و تکثیر احکام و فتاوای ایشان بوده است همانگونه که در نهضت تنباکو و …این یوده است.

2-نظام مشروعیت ولایت فقیه در امتداد و در طول ولایت سیاسی اهلبیت علیهم السلام است

3-تبعیت و معیار بودن اکثریت صرف ، با متون اسلامی ناساگار است و نه تنها مشروعیت نمی آورد بلکه گاهی گمراه کننده است: وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ (116إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (117 سوره انعام)

 

4- مهم ترین آراء امام در مورد حکومت اسلامی:

استمرار خلافت : پیغمبر اکرم«ص» وقتی می‌خواستند از دنیا تشریف ببرند، جانشین‌ها را تا زمان غیبت تعیین کردند و همان جانشین‌ها، امام امت بعدی را تعیین کردند. به‌طور کلی امت را وانگذاشتند که متحیر باشند. برای آنها‌ امام تعیین کردند، رهبر تعیین کردند [2]… ولایت فقیه چیز تازه‌ای نیست که ما آورده باشیم بلکه این مسئله از اول مورد بررسی بوده است. حکم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو، چون حکم حکومتی بوده، برای فقیه دیگر هم واجب الاتباع بود. ما فقط موضوع را بیشتر مورد بررسی قرار دادیم، والا مطلب همان است که بسیاری از فقیهان فهمیده‌اند.»[3]

استمرار وظایف دینی: «الان عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، تکلیفمان است [قرآن] و ضرورت اسلام و قرآن تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم، اما نمی ‌توانیم بکنیم و چون نمی‌توانیم بکنیم باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت سلام الله علیه.»

اهداف بلند مدت انقلاب: مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطۀ‏ ‏شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است که‏ ‏خداوند بر همۀ مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار‏ ‏دهد

===============================

خلاصه امتیازات انقلاب اسلامی از بعد فقهی و کلامی و …(از منظر رهبر معظم انقلاب)

  1. برخوردارى از پشتوانه عظیم فلسفه و فقه و معارف اسلامی
  2. انقلاب اجتماعى همه جانبه همراه با تحوّل بنیادین در زندگى انسان‌ها،
  3. استوارى بر پایه فرهنگ و اعتقاد و ایمان،
  4. بهره‌مندى از رویکرد ارزشى و هدف‌گیرى اصلاح مفاسد بشرى،
  5. حاکم‌سازى فرهنگ توحیدى بجاى فرهنگ الحادى و استبدادى،
  6. شکل‌گیرى بر مبناى نظم و انضباط انقلابى[4].

[1] پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی
https://www.alkhorasani.com/fa/moshahede-maghaleh/9433/   شماره:  92  نویسنده‌ی مقاله:  دکتر ذاکر معروف     تاریخ مقاله:            31/1/1397

عنوان مقاله:           ثالوث شیطان؛ موانع سه‌گانه‌ی ظهور امام مهدی علیه السلام

 

 

[2] امام خمینی، صحیفه نور، ج 18، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1369، ص 174.

[3] امام خمینی ، ولایت فقیه، انتشارات آزادی، ص 150-151.

[4] قنبرى، آیت‏، اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى‏، ص 222، زمزم هدایت‏، تهران، چاپ اول، 1386ش